Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 107 (6 milliseconds)
English
Persian
activated carbon
کربن فعال شده
activated carbon
ذغال فعال شده
Other Matches
activated
کنش ور کردن
activated
آغاز یک فرآیند یا آغاز کار یک وسیله
activated
فعال کردن تخلیص کردن
activated
به فعالیت پرداختن
activated
بازگشت بازیگر به زمین
activated
به کار انداختن چاشنی مین را کشیدن چکانیدن ماشه جنگ افزار
activated
فعال کردن
activated
تخلیص کردن
activated
فعال کردن بفعالیت پرداختن بکارانداختن
activated charcoal
ذغال فعال شده
activated charcoal
کربن فعال شده
activated cathode
کاتد فعال شده
activated complex
کمپلکس فعال شده
activated diffusion
پخش فعال شده
activated mine
مین مسلح
activated mine
مین با ماسوره فرعی
activated sludge
لجن فعال شده
activated methylene group
گروه متیلن فعال شده
carbon
C :symb
carbon
ذغال
carbon
ذغال خالص
carbon
کربن
carbon
الماس بیفروغ
carbon ribbon
ریبون پلاستیکی نازک با جوهر مشکلی که در چاپگر استفاده میشود
carbon ribbon
نوار کاربنی
carbon rheostat
رئوستای کربنی
carbon seal
وسیلهای مقاوم در برابرگرما که در موتورهای توربینی برای جلوگیری ازخروج یا نشت روغن ازمحفظه یاتاقان بکار میرود
carbon resistor
مقاومت کربنی
carbon microphone
میکروفون زغالی
carbon holder
پایه کربن
carbon free
ذغال ازاد
carbon free
کربن ازاد
carbon fixed
ذغال ثابت
carbon fixed
کربن ثابت
carbon disk
قرص زغالی
carbon steel
فولاد کربن یا فولاد سخت
carbon tape
نوارکاربنی
carbon tracking
باقیمانده بسیار ناچیز کربن که در اثر تخلیه الکتریکی درداخل دینام دلکو یا محفظه شمع باقی میماند
gas carbon
ذغال قرع
cored carbon
کربن هسته دار
hydro carbon
ترکیب هیدروژن و کربن
primary carbon
کربن 1 درجه
primary carbon
کربن نوع اول
secondary carbon
کربن 2 درجه
decolorizing carbon
ذغال رنگ زدا
secondary carbon
کربن نوع دوم
sugar carbon
زغال قند
tertiary carbon
کربن 3 درجه
tertiary carbon
کربن نوع سوم
carbon dating
اندازهگیریسنچیزیبااستفادهازمیزانرادیواکتیویتهآن
be a carbon copy
<idiom>
دقیقا مثل دیگری بودن
carbon deposite
لایه کربن
carbon cycle
سیکل کربن
carbon contact
کنتاکت کربنی
asymmetric carbon
کربن بی تقارن
carbon copies
ورق کاربن
anomeric carbon
کربن انومری
active carbon
کربن فعال
carbon copies
رونوشت
acetylenic carbon
کربن استیلنی
carbon copy
رونوشت کاربنی
carbon monoxide
منواکسید کربن
carbon copy
ورق کاربن
carbon copies
کپی نسخه غیراصل
carbon copy
رونوشت
carbon copy
کپی نسخه غیراصل
carbon paper
کاغذ کاربن
battery carbon
زغال باتری
carbon copies
رونوشت کاربنی
carbinol carbon
کربن کربینول
carbon dioxide
دی اکسید کربن
carbon cell
پیل کربنی
carbon brush
ذغال
carbon brush
زغال کربنی
carbon black
دوده
carbon arcwelding
جوش قوسی بوسیله کربن
carbon dioxide
گازکربنیک
to trap something
[e.g. carbon dioxide]
چیزی را گرفتن
[جمع کردن]
[برای مثال دی اکسید کربن ]
plain carbon steel
فولاد کربن غیرالیاژی
zinc carbon cell
پیل روی- زغال
zinc carbon cell
پیل لکلانشه
coolant: carbon dioxide
سردکنندهدیاکسیدکربن
medium carbon steel
فولادباکربن متوسط
iron carbon diagram
نمودار اهن- کربن
carbon arc welding
جوشکاری با جرقه کربن
carbon battery plate
صفحه باتری کربنی
carbon filament lamp
لامپ با افروزه کربنی
blind carbon copy
در پست الکترونیکی روش ارسال پیام به چندین کاربر که برای سایرین شناخته شده نیست
arc lamp carbon
کربن لامپ قوسی
carbon zinc cell
پیل اولیه قابل حمل
carbon chain polymer
بسپار زنجیر کربنی
crater in positive carbon
گودی کربن مثبت
He's a carbon copy of his father.
کپی پدرش است.
high carbon steel
فولاد با کربن زیاد
high carbon steel
فولادی با میزان کربن 5/0%تا 50/1%
carbon dioxide therapy
درمان با انیدرید کربنیک
iron carbon alloy
الیاژ اهن و کربن
carbon pile regulator
نافم کربنی
carbon pile voltage regulator
تنظیم کننده ولتاژ زغالی
carbon dioxide gas coolant
سردکنندهیگازدیاکسیدکربن
carbon arc lead burning
جوش سرب با جرقه کربن
ultra high carbon steels
فولادهای فرا- پر- کربن
single button carbon microphone
میکروفون تک زغالی
plain carbon tool steel
فولاد ابزار غیرالیاژی
double button carbon microphone
میکروفون دو زغالی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com