Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 52 (4 milliseconds)
English
Persian
activated diffusion
پخش فعال شده
Other Matches
activated
کنش ور کردن
activated
آغاز یک فرآیند یا آغاز کار یک وسیله
activated
فعال کردن تخلیص کردن
activated
به فعالیت پرداختن
activated
بازگشت بازیگر به زمین
activated
به کار انداختن چاشنی مین را کشیدن چکانیدن ماشه جنگ افزار
activated
فعال کردن
activated
تخلیص کردن
activated
فعال کردن بفعالیت پرداختن بکارانداختن
activated carbon
کربن فعال شده
activated carbon
ذغال فعال شده
activated charcoal
کربن فعال شده
activated charcoal
ذغال فعال شده
activated cathode
کاتد فعال شده
activated complex
کمپلکس فعال شده
activated mine
مین با ماسوره فرعی
activated sludge
لجن فعال شده
activated mine
مین مسلح
activated methylene group
گروه متیلن فعال شده
diffusion
انتشار
diffusion
پخش شدگی
diffusion
انتشار پخش
diffusion
نفوذ
diffusion
افاضه
diffusion
ریزش
diffusion
پراکندگی
diffusion
اشاعه
diffusion
خالی کردن بار
diffusion
روش انتقال به سط وح زیرین مدار پیچیده
diffusion
پخش
self diffusion
خود پخشی
diffusion
انتشار نور
diffusion
تخلیه کردن بافشار
diffusion
کم کردن از قدرت تخلیه فشار
transmembrane diffusion
پخش تراغشایی
diffusion of gases
پخش گازها
jet diffusion
پخش فورانی
interchange diffusion
نفوذ تعویضی
illumination by diffusion
روشن کردن منطقه از طریق انعکاس نور غیر مستقیم یاسایه روشن
diffusion pump
تلمبه پخشی
diffusion circle
دایره پخش
diffusion coefficient
ضریب انتشار
diffusion coefficient
ضریب پخش
diffusion effect
اثر نشر
diffusion effect
اثر شیوع
diffusion of electrolyte
تراوش الکترولیت
diffusion of gases
نشت گازها
diffusion of light
نور گستری
jet diffusion basin
حوضچه ایکه در اثر پخش فورانی انرژی را کاهش میدهد
solid state diffusion
پخش حالت جامد
diffusion of magnetic flux
شاره هرز
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com