English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (10 milliseconds)
English Persian
active service خدمت زیر پرچم
active service خدمت کادرثابت
Search result with all words
active federal service خدمت کادر
active federal service قسمت کادر
Other Matches
active پرتحرک
active کارگر
active اکتیو
active اژیر کنشی کاریک
active فایلی که روی آن کار انجام میشود
active دروازهای که برخلاف دروازه نافعال
active اطلاعات را رد و بدل میکند
active مشغول یا در حین کار یا در حین استفاده
self active فاعل در نفس خود
active موثر
active یکان کادر
active معلوم
active باربح
active تنزل بردار
active ساعی
active دایر
active حاضر بخدمت
active فعال
active کاری
active متعدی مولد
active کنش ور
active کنش گر
active نظامی کادر
active هدف فعال خط مشی فعال
active عامل
active فعال کنشی
active avoidance اجتناب فعال
active balance موازنه مثبت
active balance مانده مثبت
active capacity گنجایش مفید
active officer افسر کادر
active balance مانده فعال
active carbon کربن فعال
active cell سلول فعال
active cell سل فعال
active cell خانه کاری
active center مرکز فعال
active army ارتش پیمانی ارتش کادر ثابت
active army ارتش کادر
active area ناحیه فعال
active site محل فعال
active program برنامه دائر
active program برنامه فعال
active power توان موثر
active plate صفحه موثر
active officer افسر کادر ثابت
active a ccount حساب متحرک یا جاری
active absorption جذب فعال
active aircraft هواپیمای فعال
active aircraft هواپیمای درگیر در رزم
active algolagnia ازارگری جنسی
active analysis تحلیل فعال
active rope طناب اصلی کوهنوردی
active site موضع فعال
active centers مراکز فعال
active component مولفه موثر
active material موادی که خاصیت تجزیه دارند
active file پرونده فعال
active file فایل فعال
active hydrogen هیدروژن فعال
active index ایندکس فعال
active index شاخص فعال
active installation تاسیسات فعال
active installation قسمت فعال
active lines خطهای فعال
active list فهرست افراد اماده به خدمت فهرست سربازان
active material ماده موثر
active material مواد عامل
active mine مین فعال
active emf نیروی برق رانی موثر
active element عنصر عامل
active conductor سیم برق دار
active current شدت موثر
active database پایگاه دادههای فعال
active defense پدافند عامل
active defense دفاع عامل
active device دستگاه فعال
active device دستگاه کنشی
active duty خدمت کادر ثابت
active duty ارتش کادر
active element عنصر فعال
active element عنصر کنشی
active element مولفه موثر
active mine مین منفجر شونده از طریق انعکاس امواج
active sodomy بچه بازی
active tracking مولدردیاب
an active man مرد کاری
an active man مرد ساعی
an active remedy چاره موثر
an active remedy درمان کاری
an active volcano اتشفشان در حال کار یاروشن
pro-active گرایش به ایجاد وقایع
active storage گنجایش مفید
verb active فعل متعدی
verb active فعل معلوم
active force نیروی فعال
the active voice فعل معلوم
optically active فعال نوری
active window پنجره فعال
the active voice معلوم
radio active رادیواکتیو
radio active دارای تشعشع اتمی
an active debt بدهی با ربح
active zone of well حوزهای که چاه را تغذیه میکند
active sonar رادار دریایی فعال
active sonar ردیاب فعال
active status وضعیت خدمتی پرسنل کادرارتش وضعیت فعال
active status خط مشی فعال توپخانه
active stock موجودی فعال
active stock موجودی انبار که مورد استفاده قرارمیگیرد
active sonar سونار فعال
active sodomy لواطه
active zone of well حوزه فعال چاه
active element عنصر عمل کننده
active vocabulary واژگان فعال
politically active از لحاظ سیاسی پرتحرک
active therapy درمان فعال
active sodomy لواط
active earth pressure رانش کاری خاک
active participial abjective صفت اسم فاعلی
surface active agents مواد فعال در سطح
the active powers of the mind قوای عامله متحر
active labor force نیروی کار فعال
active fiscal policy سیاست مالی فعال
active fiscal policy منظوردخالت فعالانه دولت درارتباط با تغییر مالیاتها ومخارج
active homing guidance هدایت خودکار با استفاده ازامواج ارسالی یا دریافتی
active earth pressure رانش موثر خاک
active earth pressure فشار عامل خاک
active duty for training اموزش زیر پرچم
active air defense پدافند عامل هوایی
active acoustic torpedo اژدر صوتی عامل
active earth pressure رانش محرک خاک
active participial abjective اسم فاعلی که بطورصفات بکار رود
command active sonobuoy system وسیله اکتشاف زیردریایی
to see service کردن
on service سر خدمت
out of service <adj.> ازکارافتاده
out of service <adj.> خراب [ازکارافتاده]
d. service نماز
d. service عبادت خدا
f.service نمازمعمولی هفته
he is of no service to us بکار ما نمیخورد
please do me a service خواهشمندم یک همراهی بامن بکنید
service over خطای سرویس
take into service استخدام کردن
one's service خدمت یکسره
on service سر کار
in service درخدمت ارتش در ارتش
in service به خاطر خدمت
to see service در ارتش یانیروی دریایی خدمت
in service خدمتی
i am at your service در خدمت شما هستم
he is of no service to us بدرد مانمیخورد
service منفعه توجه و حفظ کردن خدمات دولتی و عمومی وفیفه مامور دولت
service رسیدگی به
service برنامه مفید برای فعایتخای روزمره مثل جستجو فایل , کپی کردن , مرتب کردن , رفع خطا و..
service بیت ارسالی برای کنترل ونه داده
service شعائر
service نظامی
service جنگی
service ماشینی راتعمیروروغن کاری کردن
self service کمک بوسیله خود شخص
self service تهیه وانتخاب غذاتوسط خود شخص
self service ازاد
self service با انتخاب ازاد
self service بدون مسئول توزیع سلف سرویس
service بررسی یا تعمیر یا نگهداری سیستم
service اداره
service تعمیر کردن
service روبراه ساختن
service قسمت یکان
service سرویس کردن
service درخت سنجد وابسته بخدمت
self service خود زاوری
service سنجد
self service خود یاوری
self-service خود زاوری
service سرویس
service خدمت
service تعمیر
service یکدست فروف اثاثه
service نوکری یاری
service بنگاه سرویس
service کمک
service اطاعت و فرمانبرداری عبادت و نماز
service عبادت تشریفات
service وفیفه
service کار
service استخدام
service ابلاغ
self-service کمک بوسیله خود شخص
self-service خود یاوری
service توافق برای سرویس یک قطعه توسط مهندس در صورت خرابی آن
service لوازم
service نظام وفیفه
service شرکتی که سرویس خاص مانند خارج کردن فایلهای DTP به مجموعههای تایپ , تبدیل فایلها یا ایجاد اسلاید از فایلهای گرافیکی را بر عهده دارد
self-service تهیه وانتخاب غذاتوسط خود شخص
self-service با انتخاب ازاد
self-service ازاد
self-service بدون مسئول توزیع سلف سرویس
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com