English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 165 (8 milliseconds)
English Persian
acts based on private motives غرض ورزی
Other Matches
based on private motives غرض الود
based on private motives غرض امیز
based مبنی
based on مبنی بر
based مستقر
motives انگیزه
motives محرک
motives داعی
motives سبب علت
motives انگیختن
motives محرک باعث
motives انگیزه غرض
motives علت
motives سبب
based on a contract قراردادی
based on trusteeship امانی
machine based مبتنی بر ماشین
computer based بر مبنای کامپیوتر
broadly-based ارگانیشاملگروههایمختلفمردم
conflicting motives انگیزههای متعارض
deficiency motives انگیزههای کاستی
growth motives انگیزههای رشددهنده
unconscious motives انگیزههای ناهشیار
ruled based deduction استنباط بر مبنای مقررات
computer based training تربیت مبتنی بر کامپیوتر
server based application برنامه کاربرد شبکه
computer based learning یادگیری بر پایه کامپیوتر
client based application برنامه کاربردی ایستگاه پردازشگر
character based program برنامه دخشه
wood-based materials جنسسطحتخته
character based program برنامه مبتنی بر کاراکتر
act based on pejudgement قصاص قبل از جنایت
acts اعمال
To have selfish motives . to have an axe to grind. غرض شخصی ( خصوصی ) داشتن
play-acts تو بازی رفتن
play-acts نقش داشتن
non serverign acts اعمال تصدی دولت
play-acts بازی کردن
play-acts وانمود کردن
hostile acts اقدامات خصمانه
play-acts ادا در آوردن
adrama in acts درام درپنج پرده
Provocative acts. اقدامات تحریک آمیز گ
international acts مستندات بین المللی
international acts اسناد بین المللی
indecent acts منکرات
acts of God مشیت الهی
acts of God اتفاق قهری
acts of God قوه قهریه
acts of God افات سماوی
hovering acts قوانینی که بر رفت و امد کشتیهای خودی و اجنبی در محدوده معینی ازابهای کشور حکمفرمایی میکند
hovering acts قوانین ضد قاچاق
hostile acts اقدامات دشمنانه
acts of God حوادث ناگهانی و غیر قابل پیش بینی طبیعی
Acts of Parliament قانون موضوعه
commission of acts ارتکاب عمل
acts of God حادثه قهری قوه قهریه
acts of God قوه جابره حوادث غیرمترقبه
He is unpredicateble. He acts haphazardly. کارش حساب وکتابی ندارد
in private محرمانه
in private در خلوت
private d. کسیکه دست مزد گرفته درکارویژه ایی کاریا اگاهی میکند
he is a private او سرباز
he is a private است
private مستور سرباز
private اعضاء تناسلی
private غیر دولتی
private خصوصی
private عادی
private محرمانه سرجوخه
private محرمانه
private اختصاصی خصوصی
private شخصی
private محدوده آدرس حافظه کاربر مشخص , نه برای دستیابی عمومی
private پوشیده
private متعلق به شخصی یا شرکتی بودن , غیر عمومی
private رابط ه تلفن کوچک در شرکتها برای برقراری تماس بین افراد درون شرکت یا شماره گیری با افراد خارج از شرکت
private ownership مالکیت خصوصی
private saving پس انداز خصوصی
private road شارع خاص
private property دارایی شخصی بلامعارض
private property مالکیت خصوصی
private property دارایی شخصی
private nuisance هتک حرمت منازل و املاک
private endowment وقف خاص
private enterprises موسسات خصوصی
private institutions موسسات خصوصی
private finance مالیه خصوصی
private first class سربازیکم
private first class سرباز یکم
private law حقوق خصوصی
private line خط خصوصی
private session جلسه غیر علنی
private siding سایدینگ یا دوراهی ویژه راه اهن
private eyes کارآگاه خصوصی
A private car. اتوموبیل شخصی
copy for private use نسخه برای استفاده شخصی
private lessons تدریس خصوصی
private eye کارآگاه خصوصی
private property دارائیهای خصوصی
private talk گفتگوی محرمانه
private talk صحبت خصوصی
private treaty معامله کالا یا توافق فروشنده وخریدار
private treaty معامله خصوصی
quasi private شبه خصوصی
quasi private نیمه خصوصی
the matter was kept private مطلب را پوشیده نگاه داشتند
without private motive بی غرضانه
private tuition تدریس خصوصی
private employees کارکنان خصوصی
private parts شرمگاه
private enterprise اقتصاد بخش خصوصی
he wished to be private میخواست تنهاباشد
he wished to be private می خواست در خلوت باشد
private enterprise شرکت خصوصی
private sector بخش خصوصی
private motive غرض شخصی
private enterprise عمل خصوصی
private enterprise اقتصاد ازاد موسسه خصوصی
private investigator کاراگاه خصوصی
private detectives کاراگاه خصوصی
private detective کاراگاه خصوصی
private schools اموزشگاه خصوصی
private schools مدرسه ملی
private school اموزشگاه خصوصی
deed under private سند غیر مصدق
deed under private سند عادی
private document سند عادی
private school مدرسه ملی
private agreement قرارداد خصوصی
private decument سند عادی
private code رمز محرمانه
private debt بدهی خصوصی
private broadcasting پخش برنامه خصوصی
private decument عقد عادی
private borrowing استقراض خصوصی
private decument درمقابل عقد رسمی یا سند که در CL اسناد مصدق یا عقودمهمور به مهر نامیده میشود
private deed سند خصوصی
private benefits منافع خصوصی
private cost هزینه خصوصی
private consumption مصرف خصوصی
private corporation شرکت خصوصی
private code کد محرمانه
private company شرکت خصوصی
private international law حقوق بین الملل خصوصی
private tutoring [American E] تدریس خصوصی
to give private lessons درس خصوصی دادن
to have private insurance [cover] بیمه خصوصی داشتن
deed under private seal سند عادی
deed under private seal سند غیر مصدق
private member's bill طرح تهیه شده به وسیله یکی از نمایندگان مجلس
private member's bills طرح تهیه شده به وسیله یکی از نمایندگان مجلس
private members' bills طرح تهیه شده به وسیله یکی از نمایندگان مجلس
private rate of return نرخ بازده خصوصی
private rate of discount نرخ تنزیل خصوصی
private branch exchange مبادله انشعاب خصوصی
endowments to the private individuals اوقاف خاصه
private broadcasting network شبکهپیشبینیخصوصی
deed under private signature سند عادی
private brench exchange switchboard مرکز سوئیچینگ فرعی
private joint stock company شرکت سهامی خاص
marginal net private product محصول خصوصی نهائی خالص
private automatic branch exchange رد و بدل کننده شعبهای اتومات خصوصی مبادله انشعاب خودکار خصوصی
private automatic branch exchange یک سیستم تلفن سوئیچینگ خودکار خصوصی که در یک شرکت مخابرات تلفنی رافراهم می اورد و انتقال مکالمه ها را به درون شبکه تلفن عمومی یا خارج از ان کنترل میکند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com