Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 83 (6 milliseconds)
English
Persian
advanced fleet anchorage
لنگرگاه مقدم ناوگان
Other Matches
anchorage
مهار
anchorage
لنگراندازی
anchorage
باج لنگرگاه
anchorage
تکیه گاه
anchorage
مرجع
anchorage
لنگر انداختن
anchorage
مهاربندی
anchorage
لنگری
anchorage
لنگرگاه
leave the anchorage
ترک کردن لنگرگاه
anchorage buoy
بویه لنگرگاه
anchorage plate
صفحه مهاری
anchorage distance
فاصله تکیه گاهی
holding anchorage
لنگر موقت در روی دریا یابندرگاه توقف موقت در روی دریا
anchorage block
بستلنگرگاه
perceptual anchorage
تکیه گاه ادراکی
cable stay anchorage
کابلبرقراریلنگرگاه
fleet
دسته کشتیهای جنگی
fleet
بسرعت گذشتن
fleet
تندرفتن
fleet
گروه قایقهای شرکت کننده درمسابقه
fleet in being
ناوگان موجود
fleet
زود گذر بادپا
fleet
عبور سریع
the fleet
گنداب روسرپوشیده که برودخانه تامزمیریزد
fleet
هدف متحرک با سرعت حرکت کردن
fleet in being
ناوگان قابل استفاده
fleet
ناوگان
fleet admiral
دریاسالار
auxiliary fleet
ناوگان تدارکاتی
numbered fleet
ناوگان وابسته
fleet footed
بادپا
fleet footed
تندرو
admiral of the fleet
دریابد
admiral of the fleet
امیرالبحر فرماندهء ناوگان
Fleet Street
مطبوعات
Fleet Street
جراید لندن
fleet commander
فرمانده ناوگان
Fleet Street
خیابان فلیت
task fleet
ناوگان مامور اجرای عملیات یا ماموریت
numbered fleet
ناوگان زیرامر نیروی دریایی
major fleet
ناوگان عمده دریایی
fleet operating base
پایگاه عملیاتی ناوگان
advanced course
دوره عالی
advanced
برنامهای با الگوهای پیچیده برای کاربر با تجربه
advanced
پیشرفته
advanced
Protocol CommunicationControl Dataپروتکل پیشرفته کنترل ارتباطات
advanced
بسیار پیچیده و مشکل برای یادگیری
advanced
پروتکلهای IBM که امکان اتصال Peer-to-Peer را بین ایستگاههای کاری متصل به شبکه SNA فراهم می کنند که LU هم نامیده می شوند
advanced
یک نوع واسط استاندارد برای CD-ROMها
advanced
که به سیستم عامل اجازه میدهد سخت افزارهای مناسب را خودکار تشخیص دهد
advanced
سیستم نرم افزاری
advanced
روش ذخیره سازی داده روی دیسک سخت که سریع تر و کاراتراز RLL است
advanced
جلویی مقدم
advanced
عالی
advanced
پیشرفته
advanced
جلوافتاده
advanced
ترقی کرده پیش افتاده
administrative wheeled vehicle fleet
کاروان خودروهای اداری خودروی اداری
civil reserve air fleet
گروه هواپیماهای احتیاط کشوری گروه هواپیماهای غیرنظامی که در موقع جنگ مورد استفاده قرار می گیرند
advanced level
پیشرفته
advanced basic
بیسیک پیشرفته
advanced capitalism
سرمایه داری پیشرفته
advanced level
پایه مهارت عالی در سطح عالی
advanced pawn
پیاده پیش رفته
advanced pawn
پیادهای که از نیمه صفحه گذر کرده باشد
advanced rigging
ملوانی پیشرفته
advanced work
استحکامات اصلی ساختمان
advanced timing
ادوانس
advanced countries
کشورهای پیشرفته کشورهای توسعه یافته
advanced ignition
اوانس احتراق
advanced unit training
اموزش تکمیلی واحد اموزش تکمیلی یکان
The date of the meeting has been advanced.
تاریخ جلسه جلو افتاده است
advanced individual training
اموزش تکمیلی انفرادی
advanced landing field
پایگاه فرود مقدم
Advanced Technology Attachment
خصوصیتی در ATA توسعه یافته توسط Quantum Lorp که حاوی واسط استاندارد سریع برای ارسال چندین مگابایت داده است
Advanced Technology Attachment
واسط واسط استاندارد که به ROM-CD را درایو نوار اجازه میدهد به پورت ATA متصل شود
advanced landing field
پایگاه هوایی مقدم
Advanced Technology Attachment
واسط استاندارد برای اتصال دیسک سخت یا CD-ROM به کامپیوتر
Advanced Technology Attachment
حالت معمول از واسط SCSI که تحت نام IDE هم شناخته شده است
Advanced Technology Attachment
مگابایت دار ثانیه دارد
advanced progressive matrices test
ازمون ماتریسهای مدرج پیشرفته
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com