English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 133 (7 milliseconds)
English Persian
advanced ignition اوانس احتراق
Other Matches
advanced پیشرفته
advanced course دوره عالی
advanced Protocol CommunicationControl Dataپروتکل پیشرفته کنترل ارتباطات
advanced بسیار پیچیده و مشکل برای یادگیری
advanced پروتکلهای IBM که امکان اتصال Peer-to-Peer را بین ایستگاههای کاری متصل به شبکه SNA فراهم می کنند که LU هم نامیده می شوند
advanced برنامهای با الگوهای پیچیده برای کاربر با تجربه
advanced یک نوع واسط استاندارد برای CD-ROMها
advanced که به سیستم عامل اجازه میدهد سخت افزارهای مناسب را خودکار تشخیص دهد
advanced سیستم نرم افزاری
advanced جلوافتاده
advanced پیشرفته
advanced عالی
advanced جلویی مقدم
advanced روش ذخیره سازی داده روی دیسک سخت که سریع تر و کاراتراز RLL است
advanced ترقی کرده پیش افتاده
advanced level پیشرفته
advanced rigging ملوانی پیشرفته
advanced pawn پیادهای که از نیمه صفحه گذر کرده باشد
advanced pawn پیاده پیش رفته
advanced basic بیسیک پیشرفته
advanced capitalism سرمایه داری پیشرفته
advanced countries کشورهای پیشرفته کشورهای توسعه یافته
advanced timing ادوانس
advanced work استحکامات اصلی ساختمان
advanced level پایه مهارت عالی در سطح عالی
advanced landing field پایگاه هوایی مقدم
advanced landing field پایگاه فرود مقدم
Advanced Technology Attachment خصوصیتی در ATA توسعه یافته توسط Quantum Lorp که حاوی واسط استاندارد سریع برای ارسال چندین مگابایت داده است
Advanced Technology Attachment واسط واسط استاندارد که به ROM-CD را درایو نوار اجازه میدهد به پورت ATA متصل شود
Advanced Technology Attachment مگابایت دار ثانیه دارد
Advanced Technology Attachment واسط استاندارد برای اتصال دیسک سخت یا CD-ROM به کامپیوتر
Advanced Technology Attachment حالت معمول از واسط SCSI که تحت نام IDE هم شناخته شده است
The date of the meeting has been advanced. تاریخ جلسه جلو افتاده است
advanced unit training اموزش تکمیلی واحد اموزش تکمیلی یکان
advanced fleet anchorage لنگرگاه مقدم ناوگان
advanced individual training اموزش تکمیلی انفرادی
advanced progressive matrices test ازمون ماتریسهای مدرج پیشرفته
ignition احتراق اتش زدن مشتعل کردن
ignition اشتعال
ignition هیجان
ignition احتراق
self ignition خود سوزی
ignition افروزش
ignition گیرش
ignition اشتعال احتراق
ignition اتش گیری اشتعال
ignition سوزش
ignition جرقه زنی
ignition points پلاتین
ignition pulse پالس احتراق
ignition pulse ضربه احتراق
ignition pulse ایمپولز احتراق
ignition rectifier یکسوساز بخار جیوهای باالکترودهای اتش زنه
ignition spark جرقه
ignition switch سویچ ماشین
ignition spark جرقه احتراق
ignition electrode الکتروداحتراق
ignition gap فاصله جرقه
ignition generator دینام ماشین
ignition lag تاخیر احتراق
ignition lock قفل موتور
ignition over voltage فشار قوی برای سیستم جرقه زنی
ignition point نقطه افروزش
ignition point نقطه اشتعال
ignition switch کلید احتراق
ignition switch کلید سیستم جرقه زنی
ignition system سیستم احتراق موتور
premature ignition احتراق نابهنگام احتراق بیموقع
single ignition احتراق تک برقی
spontaneous ignition افروزش خود به خود
triple ignition احتراق سه برقی
two spark ignition احتراق دو جرقهای
ignition box جعبهافروزش
ignition key کلیداحتراق
ignition lead سربافروزش
premature ignition احتراق زودرس
pre ignition زود احتراق
ignition temperature درجه حرارت احتراق
ignition timer چکش برق
ignition timing میزان کردن جرقه
ignition voltage ولتاژ احتراق
ignition voltage فشار الکتریکی احتراق
ignition points پلاتین دلکو
magneto ignition احتراق با مگنت
pre ignition پیش سوزی
ignition transformer تبدیلکنندهاحتراق
auto ignition خودسوزی
ignition cable کابل احتراق
ignition by incandescence احتراق التهابی
ignition by contact احتراق تماسی
ignition vibrator پلاتین دلکو
ignition interrupter پلاتین دلکو
ignition breaker پلاتین دلکو
ignition battery باطری سیستم جرقه زنی
ignition battery باتری استارت
ignition anode اند کمکی اند احتراق
ignition anode اند تحریک کننده
ignition analyzer اسیلوگراف کنترل احتراق
duplex ignition احتراق دوگانه
compression ignition تراکم احتراقی
dual ignition احتراق دو برقی
compression ignition احتراق مخلوط سوخت و هوادر اثر دمای زیاد حاصل ازترکم و فشار زیاد در سیلندرموتور دیزل
base ignition احتراق تحتانی
ignition cable سیم سیستم جرقه زنی
ignition cap کلاهک چاشنی
ignition distributer دلکو مقسم جرقه
ignition device وسیله احتراق
ignition delay تاخیر اختراق
ignition current جریان احتراق
ignition distributor دلکو
ignition control کنترل احتراق
ignition condition حالت احتراق
ignition coil کویل اتومبیل
ignition coil کویل
ignition circuit مدار سیستم جرقه زنی
ignition circuit مدار احتراق
ignition choke پیچک احتراق
ignition charge خرج اشتعال
ignition cap کلاهک مشتعل کننده
ignition electrode الکترود اتش زنه
ignition charge خرج احتراق
dual ignition system سیستم احتراق دوتایی
ignition spark gap فاصله جرقه
capacitor discharge ignition سیستم احتراق با انرژی زیاد
compression ignition engine موتور تراکم احتراقی
dead center ignition نقطه اشتعال
dead center ignition نقطه انفجار
hot bulb ignition احتراق سرسرخ
make and break ignition احتراق با قطع و وصل
ignition by contact breaking احتراق با قطع کنتاکت
jump spark ignition احتراق با جرقه جهنده
dynamo battery ignition unit سیستم جرقه زنی دینام -باطری
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com