English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
affect structure ساخت عاطفه
Other Matches
affect احساسات برخورد
to affect somebody کسی را متاثر کردن
to affect somebody کسی را احساساتی کردن
appropriate affect هیجان همخوان
affect لمس کردن یا تاثیر گذاشتن یا تغییر دادن چیزی
affect انفعال
affect عاطفه
affect تظاهر کردن به
affect تمایل داشتن
affect دوست داشتن
affect وانمودکردن
affect متاثر کردن
affect تغییردادن
affect اثر کردن بر
affect اثر
affect نتیجه
to affect somebody اثر کردن بر کسی
How do you think the changes will affect you? فکر می کنید تغییرات چگونه بر زندگی شما تاثیر بگذارد؟
fixation of affect تثبیت عاطفی
flat affect افت عاطفی
labile affect هیجان نااستوار
transposition of affect جابه جایی عاطفه
displacement of affect جابه جایی عاطفه
discharge of affect برون ریزی هیجانی
detached affect انفعال گسلیده
flattening of affect بی تفاوتی عاطفی
affect display نمایش عاطفه
affect block وقفه عاطفه
blunted affect افت هیجانی
affect inversion وارونگی عاطفه
To affect favourably [adversely] حسن اثر [سوءاثر] گذاردن
to affect something [cultivate for effect] کوشش کردن برای به نتیجه ای رسیدن
A single bereavement is enough to affect a whole family. <proverb> یک داغ دل بس است براى قبیله اى .
structure پیکره
structure طریقه
structure چهارچوب دار [قالی]
structure ترکیب سبک
structure ساختار ساخت
structure سازه
structure ساختمان اسکلت فلزی
structure سازمان سازمان دادن
structure استخوان بندی
structure بنا
structure تشکیلات دادن
structure اساس
structure بنیان
structure پی ریزی کردن ساختار
structure سازمان
structure ساختمان
structure ساخت
structure ساختار
structure تعدادی تابع مرتبط به هم برای حل مشکلات
structure روش منط قی یا مرتب برنامههای اسمبلی
structure ساختار داده که به هر گره امکان اتصال به گرههای دیگر میدهد
structure با استفاده از کابل UTP که وارد co hub میشود و طوری طراحی شده است که ترمیم آن ساده است و نیز افزودن ایستگاههای جدید یا کابلهای بیشتر هم ساده است
structure نقشه نصب کابلها در شرکت یا ساختمان بران شبکه ها کامپیوتری و تلفن
structure زبان برنامه نویسی پایگاه داده ساده و متداول که برای تولید پاسخ برای بازیابی داده از پایگاه داده ها استفاده میشود
structure نحوه سازماندهی یا فرمت چیزی
structure ترتیب دادن یا سازماندهی به روش مشخص
structure سبک
program structure ساخت برنامه
phrase structure با ساخت عبارتی
pyramidal structure ساختار هرمی
perceptual structure ساخت ادراکی
relational structure ساختار رابطهای
personality structure ساخت شخصیت
population structure ساخت جمعیت
population structure ترکیب جمعیت
power structure ساخت قدرت
primary structure ساختمان اولیه
primary structure ساختمان اصلی
plex structure ساختار شبکه یا دادهای که هر گره آن به سایرین وصل است
pawn structure ساختار یا اسکلت پیادهای شطرنج
nut structure ساختمانی که در ان خاکدانه ها کوچک و مکعبی هستند
laminated structure ساختمان لایهای
laminated structure ساختمان متورق
latent structure ساخت نهفته
lewis structure ساختار لوویس
linear structure ساختار خطی
list structure ساختار لیست
loop structure ساختار حلقهای
market structure ساخت بازار
market structure بنیان بازار
mental structure ساخت ذهنی
molecular structure ساختار مولکولی
nested structure ساختار لانهای
network structure ساختار شبکهای
nonisomorphic structure ساختارهای ناهمریخت
nuclear structure ساختار هستهای
selection structure ساختار گزینشی
ring structure ساختار حلقهای
sequence structure ساختار ترتیبی
unit structure استخوانبندی یکان
fabric structure ساختارپارچه
metal structure بنیانفلزی
structure of a mushroom ساختمانقارچ
structure of a plant ساختمانگیاه
support structure ساختارپشتیانیکننده
tubular structure ساختمانمیلهای
algebraic structure ساختار جبری [ریاضی]
vase structure بافت سه پوده گلدانی [در بعضی از فرش های قرن دهم و یازدهم طرح های گلدانی را بصورت سه پوده می بافتند که دو پود آن پشمی و پود سوم پنبه یا ابریشم بوده است.]
internal structure سازه داخلی
structure [first order] ساختار [ریاضی]
unit structure سازمان یکان
tree structure ساختاردرختی
tree structure ساختار درخت
shell structure ساختار لایهای
shell structure ساختارپوستهای
structure of the biosphere چرخهزیستکره
simple structure ساخت ساده
soil structure ساختمان خاک
static structure ساخت ایستا
structure chart نمودار ساختار
structure factor عامل ساختار
structure of a poem سبک یاساختمان شعر
structure of an animal ساختمان
structure of an animal جانور
super structure روسازی
surface structure روساخت
tree structure ساخت درختی
aircraft structure ساختمان هواپیما
control structure ساخت کنترل
control structure ساختار کنترلی
control structure ساختارکنترل
crystal structure ساختار بلور
crystalline structure سازه بلوری ساختمان کریستالی
crystalline structure ساختاربلورین
data structure ساخت داده ها
data structure ساختار داده ها
data structure ساختمان داده ها
database structure ساختار پایگاه داده ها
decision structure ساختار تصمیم
deep structure ژرف ساخت
diamond structure ساختار الماس
diamond structure ساختارالماسی
dynamic structure ساخت پویا
economic structure ساختار اقتصادی
concrete structure سازه بتنی
concrete structure ساختمان با استخوانبندی بتنی
columnar structure ساختمان ستونی
atomic structure ساختار اتمی
band structure ساختار نواری
banded structure ساختمان نواری
banded structure ساختارنواری
block structure ساخت کندهای
block structure ساختار بلوکی
block structure ساختمان بلاکی ساختمان کندهای
capital structure ساخت سرمایه
capital structure بنیان سرمایه
cartesian structure ساختار دادهای که اندازه ثابتی دارد و عناصر به صورت خط ی مرتبند
cellular structure ساختار شبکهای
cellular structure ساختارسلولی سازه سلولی
age structure ساختار سنی
class structure ساخت طبقاتی
economic structure بنیان اقتصادی
force structure سازمان یکانها
grain structure ساختار بلوری
hyperfine structure ساختار فوق فریف
inverted structure ساختار معکوس
internal structure ساختمان داخلی سازه داخلی
internal structure ساختار داخلی
group structure ساخت گروهی
helical structure ساختار مارپیچی
intermediate structure ساختمان داخلی
institutional structure ساختار نهادی
ingots structure ساختاربلوری اولیه شمش
hierachical structure ساختار سلسله مراتبی
hoisting structure چوب بست بالابر
ingots structure ساختار شمش
infra structure زیربنا
infra structure زیر ساخت
force structure استخوان بندی یکان
crystalline structure ساختار بلوری
electronic structure ساختار الکترونی
kekule structure ساختار ککوله
factor structure ساختار عاملی
family structure ساخت خانواده
file structure ساخت پرونده
infra structure زیر بنا
file structure ساختار فایل
file structure ساخت پرونده ساختمان فایل
fine structure ساختار فریف
fine structure استخوانبندی فریف
branch control structure ساختار کنترل انشعاب
check and drop structure ابشار تنظیم سطح اب
army management structure سازمان مدیریت نیروی زمینی
loop control structure ساختار کنترل حلقه
ring [algebraic structure] حلقه گروهی [ریاضی]
field [algebraic structure] میدان [ریاضی]
branched chain structure ساختار زنجیری شاخه دار
main structure menbers اعضای اصلی ساختمان
secondary structure of portein ساختار دوم پروتئین
straight chain structure ساختار راست زنجیر
sequence control structure ساختار کنترل ترتیبی
symmetrical pawn structure ساختمان پیادهای متقارن
tertiary structure of protein ساختار سوم پروتئین
valence bond structure ساختار پیوند والانسی
work breakdown structure ساختار تفکیک کار
contiguous data structure ساختار دادههای همجوار
common excavation of structure حفاری عمومی ساختمان
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com