Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 60 (7 milliseconds)
English
Persian
air plot
نقشه ناوبری هوایی
air plot
رسم مسیر هواپیما در روی نقشه
Search result with all words
plot
نقشه
plot
طرح
plot
موضوع اصلی توط ئه
plot
دسیسه
plot
قطعه
plot
نقطه موقعیت
plot
نقشه کشیدن
plot
طرح ریزی کردن
plot
توط ئه چیدن رسم کردن
plot
کشیدن
plot
رسم نمودن
plot
شکل کشیدن
plot
توط ئه
plot
بردن نقاط روی طرح
plot
ثبت مسیریا نقاط
plot
تعیین کردن محل هدف یا دشمن روی نقشه رسم کردن مسیر حرکت روی نقشه
plot
ردنگاری یا ردنگاری کردن
plot
سنگ وسط چهارراه
plot
نشانه میان چهارراه
plot
ردیابی کردن
plot
توط ئه چیدن
plot
رسم
plot
نمودار
plot
رسم کردن
plot
توانایی برخی کلمه پردازها برای تولید گراف با چاپ تعدادی حروف نزدیک تبه هم بجای پیکسهای جداگانه .
plot
رسم تصور
plot
بر پایه اطلاعات به صورت مجموعهای از مختصات
plot
گراف یا نقشه
plot
ترسیم
air plot wind velocity
سرعت باد در مسیر هواپیما سرعت باد محاسبه شده
block plot
صفحه کنترل عکسهای هوایی قائم صفحه کنترل موزاییکهای برجسته بینی
bomb impact plot
بردن محل اصابت بمب روی نقشه
check plot
یک ترسیم قلمی که به طورخودکار توسط سیستم CADقبل از ایجاد خروجی نهایی برای اصلاح و ویرایش تصویری تولید شود
copy plot
تکثیر از روی نسخه اصلی
crt plot
لامپ تصویر تولید سیگنال
fallout wind vector plot
طرح یا چارت نمایش سمت باد ریزش اتمی
garden plot
باغچه
garden plot
جالیز
garden plot
بستان
grass plot
چمن
grass plot
سبز
line plot
رسم خط
master plot
نقشه راهنمای اصلی عکس برداری هوایی
polar plot
روش بردن نقاط روی نقشه یا مختصات قطبی تعیین محل نقاط به طریقه مختصات قطبی
radial line plot
روش تعیین محل نقاط بااخراج اشعه
relative plot
موقعیت نسبی ناوها یاهواپیماها به هم ثبت نسبی موقعیت ناوها
scatter plot
ترسیم توزیعی
scatter plot
ترسیم پراکنده
sortie plot
شمای منطقه پرواز در عکاسی هوایی
to form a plot
توط ئه دیدن
to form a plot
اسباب چینی کردن
to hatch a plot
دوزوکلک چیدن
to hatch a plot
توط ئه کردن
to plot a treason
توط ئه خیانتی دیدن
to weave a plot
توط ئه دیدن
to weave a plot
دوزوکلک درست کردن
weave a plot
توط ئه چیدن
I'll need a plot of land .
یک قطعه زمین لازم دارم
Partial phrase not found.
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com