English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 245 (12 milliseconds)
English Persian
air station ایستگاه عکس برداری هوایی نقطه تمرکز عکسبرداری هوایی ایستگاه هواشناسی
Search result with all words
station ایستگاه
station جایگاه
station مرکز
station جا درحال سکون
station وقفه
station سکون پاتوق
station ایستگاه اتوبوس وغیره
station توقفگاه نظامیان وامثال ان
station موقعیت اجتماعی وضع
station رتبه
station مقام مستقرکردن
station درپست معینی گذاردن
station پست
station محل
station پاسگاه
station محل ماموریت
station مستقرکردن
station استقرار یافتن
station پایگاه
station محل ایستادن تیرانداز درمسابقه
station میز به همراه کامپیوتر , صفحه کلید , صفحه نمایش , چاپگر و غیره که کسی در آنجا کار میکند
station نرم افزار و سخت افزار در مشخصات FDDJ که حاوی اطلاعات کنترل هستند
station وضعیت موقت یک ایستگاه که داده را بازیابی میکند
station یا مقصد استفاده میشود
police station کلانتری
police station مرکز پلیس
police station ایستگاه پلیس
service station ایستگاه پمپ بنزین بزرگ
station wagon ماشین کبریتی
station wagon استیشن واگن
station wagons ماشین کبریتی
station wagons استیشن واگن
filling station پمپ بنزین
gas station پمپ بنزین
power station کارخانه برق
power station ایستگاه مولدنیرو
power station نیروگاه
weather station ایستگاه هوا شناسی
weather station ایستگاه هواشناسی
fire station ایستگاه اتش نشانی
fire station پست اتش نشانی
fire station اداره اتش نشانی
fire station مرکز اتش نشانی
space station پایگاه فضایی
space station ایستگاه فضایی
station master رئیس ایستگاه
action station پناهگاه ضد تک هوایی دشمن
action station محل جنگ
action station وضعیت قرمز ,state battle : syn readiness of degree first
action station relaxed readiness of seconddegree
aeronautical station ایستگاه ناوبری هوایی ایستگاه خدمات هوانوردی
aid station پست امدادی
aileron station فاصله ابتدای فلپ تا لبه ان به موازات تیرهای اتصال ان
air way station ایستگاه کنترل
air way station خطوط هوایی
alert station ایستگاه اماده باش
alert station ایستگاه اعلام خطر
all weather air station ایستگاه هواشناسی عمومی ایستگاه هواشناسی همه هوایی
amateur station فرستنده تفننی
amateur station call letters علامت فرستنده تفننی
ambulance station ایستگاه امبولانس
astronomic station رصدخانه
astronomic station ایستگاه دیدبانی نجومی
base end station ایستگاه عقب
base line end station ایستگاه انتهایی خط مبنا
battle station پایگاه رزمی
battle station پایگاه جنگی
blade station موقعیت شعاعی هر مقطع ازتیغه
boat station جای خدمه قایق
broadcast station ایستگاه فرستنده
broadcasting station ایستگاه رادیو
broadcasting station ایستگاه رادیویی فرستنده
camera station ایستگاه تنظیم عکاسی هوایی نقطه تنظیم دوربین
central railway station ایستگاه مرکزی راه اهن
central station نیروگاه مرکزی
change of station تغییر محل ماموریت
change of station انتقال تعویض محل خدمت
cleaning station ایستگاه ضدعفونی مواد ش م ر
cleaning station پست رفع الودگی ش م ر
cleansing station محل گندزدایی
clearing station ایستگاه تخلیه بیماران
clearing station پست تخلیه بیماران
climatological station ایستگاه هواشناسی
close station خدمه بدو مرخص
close station افراد بدو مرخص
coast station ایستگاه ساحلی
consolidating station ایستگاه تکمیل کننده بار
control station ایستگاه کنترل
converter station پست ترانسفورماتور
transformer station پست ترانسفورماتور
courier station مقرر پیک
courier station دفتر پیک
courier station دفترنامه رسانان
courier transfer station ایستگاه تعویض پیک
courier transfer station مرکزارسال پیک ارتشی
cruising station readiness of degree forth
declinating station ایستگاه اندازه گیری انحراف مغناطیس دستگاهها ایستگاه اندازه گیری انحراف
defence station readiness of degree third
departure station مبداء حرکت
direction finding station پست جهت یابی
Other Matches
way station ایستگاههای فرعی بین راهی جاده یا خط اهن
on station پروازهواپیما بالای هدف
way station ایستگاه واسطه مخابراتی تله تایپ و تلگرافی
way station ایستگاه رله مخابراتی
on station روی هدف
on station اماده باش بالای هدف
on station رسیدن به هدف
sub station پست فرعی
Where is the station? ایستگاه کجاست؟
Is the next station ... ? آیا ایستگاه بعدی ... است؟
regulating station پست تنظیم حرکات و عبور ومرور پرسنل و خودروها
reference station ایستگاه مبداء سنجش جذر ومد دریایی
remote station ایستگاه دور دست
reception station دفترسربازگیری و اعزام به یکانها
reception station پست پذیرش و اماده کردن افراد جدید برای اعزام
reading station ایستگاه خواندن
relay station ایستگاه رله
relay station ایستگاه واسطه
station complement پرسنل ثابت یک پایگاه
station car اتومبیل استیشن
station break وقفه برنامه فرستنده رادیویی وتلویزیونی
station bill جدول محلها
station bill لوحه نشان دهنده محلهای پرسنل
slave station ایستگاه فرعی
shunting station ایستگاه فرعی راه اهن برای جابجا کردن واگن ولوکوموتیو
serivce station ایستگاه بنزین گیری وتعمیرگاه
repeater station مرکز تقویت کننده
remote station ایستگاه راه دور
remote station ایستگاه دوردست
railway station ایستگاه راه اهن
pumping station ایستگاه تلمبه زنی
key station ایستگاههای کلید
inquiry station دستگاهی که از ان هر گونه درخواستی به عمل می اید
induction station دفتر استخدام دفتر پذیرش
induction station مرکز پذیرش
hydroelectric station نیروگاه ابی
homing station رادارهای کنترل هوایی
homing station رادارردیاب
homing station ایستگاه ردیاب دستگاههای هدایت مسیر هواپیما
loading station ایستگاه بارگیری
master station شاه ایستگاه
master station ایستگاه اصلی
pumping station تلمبه خانه
orienting station ایستگاه توجیه
generating station پست نیرو نیروگاه
observation station دیدگاه
naval station پایگاه دریایی
mobile station فرستنده متحرک
master station پست اصلی مخابرات
holding station محوطه نگهداری زخمیها وبیماران بطور موقت
station complement پرسنل خدماتی پایگاه
station bar رستوران ایستگاه راه آهن
station model مدلهواشناسی
station entrance ورودیایستگاه
station circle چرخههواشناسی
receiving station ایستگاهدریافت
passenger station ایستگاهمسافرین
local station ایستگاهکانونی
intercom station ایستگاهداخلی
goods station ایستگاهکالاهایتجارتی
tracking station ایستگاه ردیابی
station platform سکویایستگاه
train station ایستگاهقطار
Where's the railway station? ایستگاه راه آهن کجاست؟
To the railway station به طرف ایستگاه راه آهن
railway station ایستگاه قطار
To marry below ones station. با همسری از طبقه پائین تر ازدواج کردن
polling station حوزهرایگیری
coach station پارکینگوایستگاهدرشکه
underground station ایستگاهزیرزمینی
transmitting station ایستگاهارسال
work station محل کار
wireless station ایستگاه بی سیم
wireless station فرستنده
subscriber's station مرکز مشترک
station time زمان اماده شدن برای پرواز زمان بارگیری و اماده شدن هواپیما برای پرواز
station number شماره پست مخابراتی شماره ترتیب محل بارها درداخل هواپیما
station log دفتر وقایع ایستگاه مخابراتی
station log دفتر ثبت وقایع پست مخابراتی
station list فهرست قسمتهای پایگاه دفترچه راهنمای قسمتهای مختلف پایگاه
station keeping در خط نگهداشتن ناو
station house ایستگاه راه اهن
station house مرکزکلانتری
survey station ایستگاه نقشه برداری ایستگاه کنترل نقشه برداری
telephone station جایگاه تلفن
triangulation station ایستگاه مثلث بندی
traverse station ایستگاه پیمایش
transit station ایستگاه عبوری راه اهن
transfer station محل اعزام افراد
transfer station محل انتقال افراد
to station oneself مقیم شدن
to station oneself جا گرفتن
tide station ایستگاه جزر و مد
telephone station تلفن خانه
station house ایستگاه کلانتری
emergency station محل اضطراری
exempted station یکان استثنایی از نظر سلسله مراتب
fuelling station ایستگاه سوختگیری
forward station پاسگاه جلویی
forward station ایستگاه جلو
flag station جایی که قطاربادیدن پرچم ویژه نگاه میدارندوایستگاه دائمی نیست
fiscal station قسمت اداری یا مالی که در یک سلسله به ترتیب شماره قرارگرفته باشد
fiscal station تاسیسات سریال
exposure station ایستگاه عکاسی هوایی
exposure station ایستگاه هوایی
dressing station درمانگاه کمکهای اولیه وزخم بندی
exempted station یکان مخصوص
enquiry station ایستگاه پرس و جو
duty station محل خدمت
gauging station ایستگاه اندازه گیری سرعت وعمق اب در کانال یا رودخانه
generating station کارخانه برق
Which bus do I take to Victoria Station? کدام اتوبوس را برای رفتن به ایستگاه ویکتوریا باید سوار شوم؟
Take me to the main railway station! مرا به ایستگاه اصلی راه آهن برسانید.
Where is the neareset petrol station? نزدیکترین پمپ بنزین کجاست؟
indeterminate change of station انتقال اجباری و موقتی انتقال پیش بینی شده
fire support station نققه هدف اتش پشتیبانی دریایی ایستگاه اتش دریای
nuclear power station نیروگاه هسته ای
in the centre near the railway station در مرکز شهر نزدیک ایستگاه قطار
The gas station is nearby . پمپ بنزین درهمین نزدیکی هاست
Where is the nearest underground station? نزدیکترین ایستگاه مترو کجاست؟
intermediate booster station ایستگاهواسطهایپرفشاربرق
power converter station پست تبدیل
pr etrol filling station ایستگاه پمپ بنزین
television broadcasting station فرستنده تلویزیون
radio range station ایستگاه ناوبری رادیویی هواپیماها
rain gauge station ایستگاه باران سنجی
power converter station پست تبدیل قدرت
permanent duty station پادگان دایمی
central pumping station تلمبهخانه
nuclear power station نیروگاه هستهای
permanent change of station تغییر مکان دایمی
permanent change of station تغییر محل دایمی یکان انتقال دایم
permanent duty station محل خدمت دایمی
central pumping station مرکزی
atomic power station [plant] نیروگاه هسته ای
I want to leave the car in the railway station من میخواهم اتومبیل را در ایستگاه قطار تحویل بدهم.
International Space Station [ISS] ایستگاه فضایی بین المللی
low voltage power station نیروگاه فشار ضعیف
high frequency radio station ایستگاه رادیویی فرکانس بالا
Drop me off in front of the train station! من را جلوی ایستگاه راه آهن پیاده کنید!
high power radio station ایستگاه رادیویی بزرگ
cross section of a hydroelectric power station قسمتعبورایستگاهقدرتانرژیآبی
We rushed ( hurried ) back to the train station. با عجله بر گشتیم ایستگاه قطار
shaft inset [shaft station] راهروی معدن [ایستگاه معدن]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com