Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 121 (7 milliseconds)
English
Persian
aircraft gun laying
رادار هواپیما
Other Matches
laying
روانه کردن توپ
laying
هدف گیری لوله
laying up
تهیه کردن سر پل دریایی تهیه سرپل ساحلی
indirect laying
اتش غیرمستقیم
laying of setts
سنگفرش کردن
reciprocal laying
روانه کردن متقابله توپها
reciprocal laying
نشانه روی متقابله
laying trowel
کمچه
pipe laying
لوله کشی
pattern laying
مین گذاری طراحی شده
laying of setts
واداشتن سنگها
egg laying
تخم کن
laying of setts
واداشت فرش سنگ
indirect laying
تیر غیر مستقیم
direct laying
روانه کردن مستقیم
pattern laying
مین گذاری مدل دار
laying instruction
دستور نصب
wire laying
سیم کشی کردن
wire laying
تیم سیم کشی
net laying ship
کشتی تورگذار و ضدزیردریایی
net laying ship
کشتی تور گذار
aircraft
هواپیما
aircraft
طیاره
She is laying a guilt trip on
[is guilt-tripping]
me for not breast feeding.
او
[زن]
به من احساس گناه کاربودن میدهد چونکه من
[به او]
شیر پستان نمی دهم.
integrated aircraft
هواپیمای یک پارچه
landing aircraft
هواپیمای در حال فرود
aircraft turn around
اماده کردن هواپیما برای پرواز یا اجرای عملیات
large aircraft
هواپیمای بزرگ
anti aircraft
ضد هوایی
anti aircraft
پدافند هوایی
aircraft vectoring
کنترل سمتی هواپیما
escort aircraft
هواپیمای اسکورت هواپیمای مراقب
axial of an aircraft
محور هواپیما
clean aircraft
هواپیمای اماده بلند شدن هواپیمای بدون مخازن خارجی
army aircraft
هواپیمایی نیروی زمینی هواپیماهای نیروی زمینی
aircraft vectoring
کنترل مسیر سمتی هواپیما
civil aircraft
هواپیمای غیر نظامی
assault aircraft
هواپیمای هجومی
program aircraft
جمع کل هواپیماهای موجودیک کشور
The aircraft got off the ground .
هواپیما اززمین بلند شد
unmanned aircraft
هواپیمای بدون سرنشین
ultralight aircraft
هواپیمائی با وزن کمتر از454 کیلوگرم
tailless aircraft
هواپیمای بی دم
tactical aircraft
هواپیمای جنگی
shipboard aircraft
هواپیمای ناو پایه
one aircraft was shot down
سرنگون گردید
one aircraft was shot down
یک هواپیما
notional aircraft
هواپیمای قراردادی هواپیمای نمونه
aircraft company
شرکت ساخت هواپیما
[اقتصاد]
naval aircraft
هواپیمای ناوپایه
maritime aircraft
هواپیمایی برای عمل کردن روی مناطق دریایی
marine aircraft
هواپیمایی برای عمل کردن روی سطح اب هواپیمای قابل شناور شدن روی سطح اب
lead aircraft
هواپیمای نوک یا هواپیمای رهبر هواپیمای هادی در تک هوایی
passenger aircraft
هواپیمای مسافربری
aircraft system
سیستم ساختمان هواپیما
aircraft arresting
دستگاه مهار هواپیما
aircraft inspection
بازرسی هواپیما
aircraft handover
تبادل کنترل هواپیما
aircraft handover
تعویض کنترل هواپیما
aircraft guide
مسئول هدایت هواپیما درفرودگاه
aircraft engine
موتور هواپیما
aircraft defective
هواپیمایی که به علت نقص فنی نتواندپرواز کند
aircraft defective
هواپیمای معیوب
aircraft carriers
carrier : syn
active aircraft
هواپیمای فعال
active aircraft
هواپیمای درگیر در رزم
aircraft accident
سانحه هوایی
aircraft battery
منبع الکتریکی برای هواپیما
aircraft arrestment
مهارکردن هواپیما
aircraft arrestment
عملیات مهار هواپیما
aircraft alternation
اصلاحات در خواص فیزیکی وخصوصیات پرواز هواپیما
aircraft arresting
دستگاه بازدارنده هواپیما ازحرکت
aircraft rigging
تنظیم نهایی هواپیما
light aircraft
هواپیمای سبک
aircraft carrier
ناو هواپیمابر
anti-aircraft
ضد هواپیما
aircraft scrambling
دستور پرواز هواپیما ازوضعیت اماده باش زمینی صدور فرمان درگیری هواپیما با هدف
aircraft section
قسمت هواپیمایی
aircraft carrier
carrier : syn
aircraft repair
تعمیر هواپیما
aircraft records
اسناد هواپیما
aircraft plumping
لوله کشی هواپیما
aircraft carriers
ناو هواپیمابر
aircraft section
رسدهواپیمایی
aircraft plotter
وسیله ترسیم مسیر هواپیما
aircraft plotter
وسیله ناوبر هواپیما
aircraft specification
خصوصیات هواپیما
aircraft structure
ساختمان هواپیما
rotary wing aircraft
هواپیما با بال گردنده
aircraft accident report
گزارش سانحه هوایی
The lights of the aircraft were blinking.
چراغهای هواپیما خاموش ؟ روشن می شدند ( چشمک می زدند )
anti-aircraft missile
گلولهموشکضدهوایی
variable geometry aircraft
هواپیمایی که شکل کلی ان تغییر کند
aircraft maintenance truck
کامیونتعمیرهوایی
aircraft role equipment
تجهیزات لازم برای انجام ماموریت هواپیما
aircraft arresting barrier
وسیله بازدارنده هواپیما ازحرکت مهار هواپیما
aircraft arresting complex
وسایل مهار هواپیما
aircraft arresting gear
جعبه دنده دستگاه مهارهواپیما
heavier than air aircraft
هواپیمای سنگین تر از هوا
fixed wing aircraft
هواپیما با بال ثابت
aircraft modification and control
کنترل و هدایت هواپیما
control line aircraft
نوعی هواپیمای مدل که مسیرپرواز ان با تغییر نیروی کشش دو یا چند سیم یا رشته توسط اپراتور زمینی کنترل میشود
awaiting aircraft availability
زمان انتظار درخط تعمیر
awaiting aircraft availability
زمان تحت تعمیر بودن هواپیما
attack aircraft carrier
ناو هواپیمابر تهاجمی
anti aircraft defense
پدافند ضد هوایی
anti aircraft artillery
توپخانه پدافند هوایی
high tailed aircraft
هواپیمایی که دم افقی ان بالای سکان عمودی قرارگرفته
aircraft mission equipment
وسایل لازم برای انجام ماموریت هواپیما
aircraft log book
بایگانیها هواپیما
aircraft arresting hook
قلاب مهار هواپیما
aircraft arresting hook
مجموعه قطعاتی که برای گرفتن سرعت یا کاهش اندازه حرکت یا گشتاور هواپیما درفرود معمولی یا اضطراری باان درگیر میشوند
aircraft block speed
سرعت خالص هواپیما سرعت هواپیما از نظرتئوریکی
aircraft climb corridor
دالان صعود هواپیما
lighter than air aircraft
هواپیمای سبکتر از هوا
aircraft control unit
قسمت کنترل هواپیما
aircraft control unit
کابین کنترل هواپیما
aircraft cross servicing
سرویسهای متقابله دستگاههای هواپیما سرویس جنبی دستگاههای هواپیما
anti aircraft artillery
توپخانه ضد هوایی
aircraft arresting reset unit
وسیله اماده کردن مجددسیستم مهار هواپیما
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com