Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (9 milliseconds)
English
Persian
alley oop shot
پرتاب نزدیک سبد
Search result with all words
alley shot
ضربه شدید کم ارتفاع به دیوار مقابل که بعد به دیوارکناری می خورد
Other Matches
alley
باغ راه
up one's alley
<idiom>
مهارت درچیزی
alley way
کوچه تاریک
alley
حاشیه اضافی زمین تنیس دربازی دوبل مسیر معمولی گوی بولینگ
alley
منطقه بین زمین سرویس وخط کناری فاصله بین بازیگران دوردست درزمین بیس بال فاصله از دیوارطرفین که گرفتن توپ در ان مشکل میشود
alley
شاخه ماز
alley
خیابان کوچک
alley
کوچه
down one's alley
<idiom>
مناسب ذوق وسلیقه
bowling alley
تالار بولینگ
blind alley
شاخه بن بست
blind alley
کوچه بن بست
alley cats
گربهی ولگرد
bowling alley
مسیری که توپ بولینگ را در راستای آن به سوی هدف پرتاب میکنند
bowling alley
لین
alley cat
گربهی ولگرد
bowling alley
باریک راه
pie alley
مسیر اسان برای گوی اندازی
tin pan alley
جماعت موسیقی دانان
tin pan alley
کوچه موسیقی دانان واهنگ سازان
up one's street
[British English]
, down one's alley
[American English]
مناسب ذوق وسلیقه
[مهارت درچیزی ]
like a shot
بیدرنگ
like a shot
بی تامل
within shot
در تیررس
to be shot
خراب بودن
to be shot
ازکارافتادن
He shot himself.
او به خودش شلیک کرد.
one shot
یک بارهای
shot
گلوله
shot
تیرزدن
shot
جوانه زده
shot
فرصت ضربت توپ بازی
shot
اصابت کرده
shot
رهاشده
shot
عکس
shot
منظره فیلمبرداری شده
shot
یک گیلاس مشروب
shot
جرعه
shot
تزریق
shot
رسایی پرتابه
shot
ساچمه
shot
تیر
shot
یک طول زنجیر لنگر
shot
امپول
shot
ضربه
shot
شوت
shot
پرتاب وزنه گلوله سربی
shot
تیراندازی تیرانداز ماهر
shot
ساچمه وزنه برای مردان 62/7 کیلوگرم وبرای زنان 520/4 کیلوگرم
shot
اسم مفعول shoot
shot
گلوله تیراندازی شده
shot
تیرپرتاب شده
shot
تیراندازی شده تیرخورده
shot
برد
Take my shot
بند کفشم باز شده
shot silk
ابریشمی که چون از چند سوبدان نگاه کنندچند رنگ نشان میدهد
shot string
ساچمههای دراز خارج شده از تفنگ
shot maker
فشنگ ساز
smell shot
ساچمه
sighting shot
تیرهای قلق گیری یا تنظیم وسایل نشانه روی
small shot
ساچمه
slap shot
ضربه محکم که تیغه چوب هاکی پشت گوی به زمین می خورد و ان را بلند میکند
single shot
یکبارهای
single shot
اسلحه تک تیر
passing shot
ضربه دور از دسترس
single shot
گلوله منفرد
single shot
تک گلولهای تک تیر
shot line
نخ پران
push shot
ضربه فشاری
rifle shot
تیررس تفنگ
rifle shot
تیر تفنگ تیراندازی با تفنگ
set shot
شوت درجا
she was shot for a spy
اورابه تهمت جاروزی تیرباران کردند
shot clock
ساعت مسابقه
shot blast
ساچمه پاشیدن
shot blasting
براده اهن
shot effect
اثر ساچمهای
shot peen
ساچمه پاشیدن
shot noise
اثر ساچمهای
shot group
گروه گلوله هایی که نزدیک هم به هدف خورده باشند
shot gun
تفنگ شکاری
shot line
نخ تفنگ
pull shot
ضربه با اوردن پای عقب جلومیله و حرکت افقی چوب کریکت
snap shot
عکس فوری
snap shot
بعجله انجام شده
wood shot
ضربه با قسمت چوبی راکت
bar shot
ساچمهیمیلهای
hollow shot
گودالساچمه
solid shot
ساچمهخالص
mug shot
عکسیکهدرزمانارتکابجنایتگرفتهشود
As soon as a shot was heard …
تا صدای تیر شنیده شد …
To fire a shot
تیر انداختن ( درکردن ، شلیک کردن )
A shot in the dark
تیری درتاریکی
She shot up last year .
پارسال یکدفعه قد کشید
big shot
<idiom>
شخص مهم وقدرتمند
give it your best shot
<idiom>
سخت سعی کردن
long shot
<idiom>
شرط بندی روی چیزی که بنظر میآید ناموفق باشد
shot in the arm
<idiom>
تشویق یا برانگیختن چیزی
shot in the dark
<idiom>
تیری درتاریکی
with in gun shot
درمیدان تیر درتیررس
with in ear shot
در حدود صدا رس
snap shot
فوری
snap shot
عکس فوری گرفتن
stop shot
ضربه با چرخش که گوی اصلی بیلیارد بعد از تماس می ایستد
stuff shot
شوت ابشاری
tee shot
ضربه از نقطه شروع بازی گلف
to fire a shot
شلیک کردن
to fire a shot
تیرخالی کردن
trap shot
ضربه به گوی از محدوده ماسهای
trial shot
گلوله ازمایشی
trial shot
تیر ازمایشی
trial shot
تیر قلق گیری
wedge shot
ضربه برشی در گلفV
wild shot
تیر پراکنده
wild shot
تیر بی هدف
spot shot
ضربه به گویی که در نقطه معین گذاشته شده
dunk shot
گل ابشاری
crosscorner shot
ضربه به سمت قطر مخالف
crashing shot
شوت محکم
course line shot
تیری که درخط حرکت هدف و به جلوی ان اصابت کرده باشد
course line shot
مشاهده در خط
corner shot
ضربه به گوشه دیوار جلو
combination shot
ضربه مرکب با یک سری حرکات گوی تا به کیسه بیافتد
chip shot
ضربه کوتاه
cheap shot
خشونت عمدی
crosscourt shot
ضربه کوتاه به دیوار مقابل که به طرف دیگر زمین اسکواش بیافتد
dab shot
ضربه ناگهانی از نزدیک تور
dead shot
تیر خطا
drop shot
ضربه اهسته روی تور والیبال
drop shot
جاخالی
drop shot
ضربه اهسته بالای حد مرزی و افتادن به زمین
drop shot
ضربه دراپ
draw shot
ضربه با پیچش به عقب
dismantling shot
تیر قطعه قطعه کننده گلوله تخریب کننده
dismantling shot
تیر تخریب کننده
dead shot
تیر اشتباه
charity shot
پرتاب ازاد
case shot
جای فشنگ
case shot
چارپاره
acrack shot
تیراندازماهر
big shot
ادم کله گنده
big shot
شخص مهم
shot putters
شرکت کننده در پرتاب وزنه وزنه پران
shot putter
شرکت کننده در پرتاب وزنه وزنه پران
parting shot
تیر سلام برای بدرقه یکانها یامهمانان
pot-shot
تیری که یگانه منظورازانداحتن ان تهیه گوشت شکاربرای خوراک باشد
pot shot
تیری که یگانه منظورازانداحتن ان تهیه گوشت شکاربرای خوراک باشد
bank shot
پرتابی که به تخته بخورد
bank shot
ضربهای که به دیوار بخورد و برگردد
bank shot
ضربهای که گوی بیلیارد به کناره میز بخورد
case shot
چار پاره
carom shot
طرز ضربه زدن به گوی بامماس گذاشتن به گوی دیگر
cannon shot
تیررس توپ شلیک شده از توپ
cannon shot
گلوله توپ
called shot
ضربه معین بطرف گوی یاکیسه یا هر دو
call one's shot
مشخص کردن هدف
break shot
نخستین ضربه برای پراکندن گویهای بیلیارد
bounce shot
گویی که به زمین می خورد وبه طرف دروازه می رود
shot put
پرتاب وزنه
explosion shot
ضربه چوب به ماسه
jaw shot
ضربه به گوی در گوشه میزبیلیارد
kill shot
ضربه محکم
line shot
گلوله در خط
long shot
کسیکه درمسابقات
long shot
شانس کمی برای برنده شدن دارد نوعی شرط که احتمال بردن ان کم است
long shot
شرکت کنندهای که احتمال پیروزی کمی دارد
net shot
ضربه لب تور
ond shot
یکجا
ond shot
یکمرتبه
ond shot
بیک حمله دریک حمله
one aircraft was shot down
یک هواپیما
one aircraft was shot down
سرنگون گردید
open shot
سیستم باز
open shot
با کارکرد ازاد
one shot lubrication
روغنکاری گروهی
one shot multivibrator
نوسانساز یکبارهای
one shot pump
پمپ روغن مرکزی
out of ear shot
بیرون از صدا رس
indian shot
خیز ران هندی
hook shot
شوت هوک
hole shot
شکست دادن حریف با شروع بهتر
forcing shot
ضربهای که حریف را واداربه دفاع میکند
follow shot
ضربه با دادن پیچ به بالای گوی بیلیارد
grape shot
گلولههای بهم چسبیده چون خوشه انگورکه یکباردرتوپ گذارند
flying shot
تیر سر پرواز
flip shot
ضربه با استفاده از مچ
flight shot
تیرپرتاب
eye shot
تیرداخل خال سیاه
eye shot
زدن بخال
eye shot
تیررس
gather shot
ضربه برای نزدیک اوردن 2گوی برای کسب امتیازهای پی درپی باکارامبول
gun shot
در تیررس
gun shot
گلوله توپ
he was shot for a spy
او به جرم جاسوسی تیرباران شد
gun shot
تیررس
cheap shot artist
بازیگر خشن بصورت عمد
parthian shaft or shot
تیر اشکانی
parthian shaft or shot
تیرهنگام گریز
parthian shaft or shot
قیقاج
parthian shaft or shot
جنگ و گریز
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com