English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 32 (3 milliseconds)
English Persian
altar-niche [تو رفتگی در محراب کلیسا که اغلب نیایشگاه کوچکی است.]
Other Matches
niche طاقچه
niche طاقچه توی دیوار گذاشتن
niche تو رفتگی در دیوار
prayer-niche سکو
prayer-niche طاقچه
ampullae niche [طاقچه ای در کلیسا برای نگه داشتن ظروف آب مقدس]
prayer niche محراب
ground niche پالوئک
to niche oneself خود را در گوشهای جا دادن در گوشهای پنهان شدن
prayer-niche محراب
altar قربانگاه
altar قربان گاه
altar مذبح
altar محراب
altar محراب مجمره
altar-steps [بالاترین محل جایی که میز عشای ربانی در آن قرار دارد.]
altar-table میز مقدس در کلیسا
altar-tomb صندوق مزار
English altar محراب انگلیسی
high-altar محراب اصلی
altar-stair [بالاترین محل جایی که میز عشای ربانی در آن قرار دارد.]
altar-stone [سنگ رویه فوقانی محراب]
altar-slad [سنگ رویه فوقانی محراب]
altar-screen [پرده محراب که رواق خدمتگاه کشیشان را از بقیه جدا می کند که بسیار پر نقش و نگار از جنس سنگ، چوب یا فلز است.]
altar-rail [نرده ای در جلو محراب کلیسا کشیش برگزار کننده ی مراسم را از سایر عبادت کنندگان جدا می کند.]
altar-piece پرده نقاشی [یا تندیس تزئینی در قسمت بالا و عقب محراب کلیسا]
altar of repose [طاقچه یا گوشه محراب کلیسا که گنجه ای از نان مقدس در آن است.]
altar of credence [محل میز عشای ربانی]
altar of credence [جایگاه نان و شراب مقدس]
altar-facing آذین پیش مهرابی
high altar مهمترینمحرابکلیسا
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com