English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 112 (7 milliseconds)
English Persian
altitude separation اختلاف ارتفاع سطوح مبنای ارتفاع
altitude separation حد سطوح مبنای ارتفاع
Other Matches
separation جدا شدن
separation جدا کردن
separation تفکیک کردن
separation از زیر امر خارج شدن
separation مستقل شدن یکانها
separation جداکنی
separation جداسازی
separation طبله جداشدگی
separation تجزیه
separation حکم تفرقه ابدان زوجین
separation جدائی
separation متارکه
separation عمل جدا کردن
separation انفصال
separation تفکیک متارکه
separation دوری
separation فراق
separation جدایی
separation تفکیک
separation تفریق
stepped up separation حرکت پلهای هواپیماها ارایش پلهای در حرکات هوایی
volatility separation جداسازی از طریق فراریت
vortex separation جداکردن ذرات مختلف از یک سیال توسط نیروهای گریز ازمرکزی مختلف در حرکت حلقوی یا گردابی
sieve separation جداسازی دانه ها با الک
dust separation جداسازی گرد و غبار
color separation تفکیک رنگ
separation zone منطقه واسطه حد فاصل یکانها منطقه جداسازی یکانها
separation zone منطقه حد
frequency separation جداسازی فرکانس
grade separation تقاطع شاهراه یا راه اهن که در ان دو جاده دارای اختلاف سطح از یکدیگر هستند
separation method روش جداسازی
separation factor ضریب جداسازی
separation anxiety اضطراب جدایی
isotope separation جداسازی ایزوتوپ
separation of interfering substances جدا کردن اجسام مزاحم
launcher/satellite separation جسمشماورماهوارهجدا
principle of separation of powers اصل تفکیک قوا
separation of ownership and control جدائی مالکیت از کنترل جدائی مالکیت از مدیریت
altitude بلندا
take the altitude sight a take
altitude بلندی
altitude فرازا
altitude ارتفاع هواپیما
altitude ارتفاع از سطح دریا
altitude بلندی از سطح دریا
altitude فراز منتها درجه
altitude ارتفاع
altitude مقام رفیع منزلت
negative altitude ارتفاع هواپیما را تصحیح کنید
safe altitude ارتفاع تامین ارتفاع بی خطر
safe altitude ارتفاع امن
release altitude ارتفاع رها کردن بمب
rated altitude ارتفاعی که در ان موتورپیستونی بیشترین توان رادارد
radar altitude ارتفاعی که بوسیله راداربطور خودکار به هواپیماداده میشود ارتفاع راداری هواپیما
altitude sickness حال به هم خوردگی در اثرارتفاع هواپیما مرض ناشی از زیاد شدن ارتفاع هواپیما
pressure altitude ارتفاع از روی دستگاه فشارسنج هواپیما ارتفاع فشارسنجی
pitch altitude زاویه بین محور طولی رسانگر و صفحه مرجع
ocant altitude ارتفاع خارج از حدود مانع ارتفاع بالای مانع
observed altitude altitude true : syn
observed altitude ارتفاع حقیقی
critical altitude ارتفاع بحرانی
negative altitude ارتفاع غلط است
altitude acclimatization عادت کردن به ارتفاع منطقه
altitude azimuth عقربه نشان دهنده ارتفاع هواپیما دستگاه نشان دهنده ارتفاع هواپیما
altitude scale ارتفاعدیجیتالی
altitude clamp گیرهتنظیمارتفاع
altitude circle صفحه ارتفاع سنج هواپیما
altitude datum ارتفاع از سطح دریا
true altitude altitude observed
transition altitude ارتفاع استاندارد هواپیما ارتفاع هواپیما طبق جداول فنی پرواز
altitude datum سطح مبنای ارتفاع سنجی
altitude sickness کسالت در اثر ارتفاع زیاد
altitude delay افت ارتفاع امواج رادار
sextant altitude ارتفاع اندازه گیری شده ستارگان ارتفاع سکستانتی
altitude height سطح مبنای اندازه گیری ارتفاع هواپیما ارتفاع هواپیما از سطح مبنا
altitude hole ناحیه کور در منطقه دید رادار
altitude intercept رهگیری در ارتفاع بالا
apparent altitude ارتفاع فاهری هواپیما ارتفاع عملی هواپیما
low altitude ارتفاع کم ارتفاع پست
low altitude ارتفاع پایین
computed altitude ارتفاع حساب شده
computed altitude ارتفاع محسوب
command altitude ارتفاع فرمان داده شده برای پرواز ارتفاع تعیین شده برای هواپیمای رهگیر
calibrated altitude ارتفاع تنظیم شده هواپیما
cabin altitude فشار کابین برحسب فشارمعادل ارتفاع بالای سطح زمین
calculated altitude ارتفاع محاسبه شده
calculated altitude ارتفاع تنظیم شده
barometric altitude ارتفاع بارومتری هواپیما
attack altitude ارتفاع تک
astro altitude ارتفاع نجومی
altitude tints لایههای رنگ ارتفاع نما در روی نقشه
critical altitude ارتفاعی که از ان بالاتر کاردستگاهها مختل میشود
altitude slot منطقه کور در میدان دید رادارجانبی
cruising altitude ارتفاع پرواز
jump altitude ارتفاع مناسب برای پرش چتربازان
jump altitude ارتفاع پرش
altitude sickness ناخوشی ارتفاع
high altitude ارتفاع زیاد
high altitude از ارتفاع زیاد
altitude sickness ازاربلندی
absolute altitude ارتفاع مطلق
exmeridian altitude ارتفاع فوق نصف النهاری هواپیما ارتفاع نصف النهاری
absolute altitude ارتفاع هواپیمانسبت به سطح زمین
drop altitude ارتفاع بارریزی
drop altitude ارتفاع پرش
decision altitude ارتفاع نهایی مسیرفرودهواپیمای بی خلبان حداکثرارتفاع در مسیر فرود
cruising altitude ارتفاع ثابت پرواز هواپیما
altitude tints گویا کردن نقشه
altitude/height hold متوقف کننده سقف پروازهواپیما محدود کننده خودکارارتفاع پرواز هواپیما
altitude fine adjustment دستگاه تنظیم دقیق
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com