English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English Persian
american national standards institute سازمانی که استانداردهای نرم افزاری و کامپیوتری از قبیل استانداردهای شبکه و زبانهای سطح بالا را مشخص میکند
american national standards institute موسسه ملی استانداردهای امریکا
Other Matches
British Standards Institute سازمان انگلیسی که طراحی و امنیت استاندارهای انگلیس را بررسی میکند
american national red cross نشان صلیب سرخ امریکا
institute هیئت شورا
institute انجمن
institute بنیاد
institute بنداد بنگاه
institute موسسه
institute بنیاد نهادن
institute فرمان
institute اصل قانونی مقررات
institute نهاد
institute بنگاه
institute شورا تاسیس کردن
institute for professionals ofcomputer certification موسسه تایید متخصص
institute برقرار کردن تاسیس کردن
institute of technology انستیتو تکنولوژی
teachers' institute شورای اموزگاران
institute of electrical and society engineerscomputer electronicsانجمن کامپیوتری مهندسین برق و الکترونیک
imperial institute بنگاه امپراطوری است در لندن برای پیشرفت بازرگانی
institute of materials management موسسه مدیریت مواد
to institute legal proceedings عارض شدن
charles babbage institute موسسه چارلز بابیج
institute of purchasing and supply موسسه خرید و عرضه
to institute legal proceedings دادخواهی کردن
standards مرسوم
standards نشان پرچم
standards متداول
standards استاندارد
standards مطابق نمونه مطابق معیار عمومی معمولی
standards کالای جانشین رزمی
standards متعارفی
standards نمونه قبول شده معین
standards متعارف
standards معیار
standards استاندارد همگون
standards الگو
standards اقلام مورد نیازی که جانشین کالای نظامی می شوند
standards قالب
standards محدوده رنگها که در یک سیستم مشخص فراهم هستند و توسط تمام برنامه ها قابل اشتراک هستند
standards مقرر قانونی
standards اقلام قابل قبول برای جانشینی کالای نظامی
standards همشکل
standards نمونه قانونی
standards سنجه
standards قسمت ساکن دستگاه
standards نورم مقیاس
standards یکسان معیار
standards همگون یکنواخت یکجور
standards همسان
standards قانونی
standards عیار قانونی استاندارد مقرر
standards تابعی که یک تابع که زیاد اجرا شود را اجرا میکند مثل ورودی صفحه کلید یا صفحه نمایش
standards اولین مگا بایت حافظه در PC.
standards نامهای که بدون تغییر به متن اصلی فرستاده میشود ولی سپس با درج نام و آدرس افراد مختلف مشخص میشود
standards طبیعی یا معمولی
standards واسط بین دو یا چند سیستم که از استانداردهای از پیش تعیین شده پیروی می کنند
standards خصوصیات خاص که به صورت طبیعی در سیستم کامپیوتری وجود دارد
standards متن یا فرم یا پاراگراف چاپ شده طبیعی که چندین بار استفاده شود.
standards دو میله عمودی پرش با نیزه یا پرش ارتفاع میله عمودی تکیه گاه وزنه
standards معمولی
standards استانده
standards حالت اجرای ویندوز ماکروسافت که از حافظه گسترده استفاده میکند ولی امکان چند کاره بودن در برنامههای کاربردی Dos را نمیدهد
technical standards معیارهای فنی استانداردهای فنی
double standards معیارهای متناقض
gold standards سیستم پشتوانه طلا
living standards استانداردزندگی
standards enforcer اجراکننده استانداردها
standards of living معیار زندگی
standards of living استاندارد زندگی
standards of living سطح زندگی
by international standards در معیارهای بین المللی
gold standards حالتی که پشتوانه اسکناس یا پول کشوری طلا باشد
[as] compared to international standards در معیارهای بین المللی
international standards organization سازمان استانداردهای بین المللی
international standards organization سازمانی که استانداردها را برای کامپیوترهای مختلف و محصولات شبکه تولید و مرتب میکند
international standards organization طرح شبکه استاندارد ISO که به صورت لایهای است و هر لایه کار مخصوصی دارد و به سیستمهای مختلف امکان ارتباط میدهد البته در صورتی که مط ابق با استاندارد باشند
Participation rates are low compared to international standards. میزان مشارکت در مقایسه با استانداردهای بین المللی کم است .
By international standards Germany maintains a leading role. در معیارهای بین المللی آلمان نقش پیشرو دارد.
national ملی
national شهروند
national وابسته به قوم یاملتی
national در سطح ملی
national قومی
national تبعه
national demand تقاضای ملی
national debt قرض ملی
national programs برنامههای ملی
national command یکان یا قسمت نظامی مربوط به هر ملت در عملیات چندکشور
national component هر کدام از نیروهای مسلح مربوط به هر ملت در عملیات چند کشوری
national pride شعوبیه
national policy سیاست ملی
national policy خط مشی ملی
national consumption مصرف ملی
national convention مجمع ملی
national planning برنامه ریزی ملی
national culture فرهنگ ملی
national debt قرضه ملی
national debt بدهی ملی
national plan برنامه ملی
national defence دفاع ملی
national defence پدافند ملی
national highway شاهراه
national highway راه اصلی
national income درامد ملی
national objectives هدفهای ملی
national infrastructure سازمان بندی داخلی نیروهای هر ملت در عملیات چند ملیتی
national investment سرمایه گذاری ملی
national guard گارد ملی
national flag پرچم ملی
national finance مالیه ملی
national defense دفاع ملی
national defense دفاع در سطح ملی
national dividend سود سهام ملی
national product تولید ملی
national economy اقتصاد ملی
national output تولید ملی
national ensign پرچم ملی که روی کشتی نصب میشود
national expenditures هزینههای ملی
national expenditures مخارج ملی
national loan وام ملی
national insurance بیمه اجتماعی
national strategy استراتژی ملی
national strategy مجموعه تدابیر سیاسی اقتصادی اجتماعی و نظامی ملی
foreign national تبعه خارجی
foreign national ملیت خارجی
national supply عرضه ملی
national wealth ثروت ملی
national service خدمت ملی
national anthem سرود ملی
national anthems سرود ملی
national mourning سوگواری ملی
national service خدمت نظام وظیفه
national park باغ ملی
national parks باغ ملی
national insurance بیمه ملی
national government ائتلافدولت
national state دولت ملی
national spending مخارج ملی
national sovereignty حاکمیت ملی
national salute احترام به پرچم ملی
national round مسابقه تیراندازی زنان با 84تیر از مسافت 06 متری و42 تیر از05 متری با تیر وکمان
national reserve پاستگاه ملی
national accounting حسابداری ملی
national assembly مجلس ملی
national asset دارائی ملی
national reserve اندوختگاه ملی
national bank بانک ملی
national budget بودجه ملی
national capital سرمایه ملی
national security امنیت ملی
national saving پس انداز ملی
local national سکنه محلی
local national اهل محل
national salute شلیک 12 توپ به احترام پرچم ملی
net national income درامد خالص ملی
national broadcasting network شبکهجهانیپخشبرنامه
net national product محصول خالص ملی
national net income درامد خالص ملی
national money income درامد ملی پولی
real national income درامد ملی واقعی
National Health Service سیستمتفمینسلامتعمومی
real national income درامد ملی به قیمت ثابت
gross national product تولید ناخالص ملی
member of the national team عضو تیم ملی
gross national quality کیفیت ناخالص ملی
gross national income درامد ناخالص ملی
gross national expenditure هزینه ناخالص ملی
front de liberation national فعالیت می کرد و در حال حاضر تنها حزب سیاسی الجزایر است
front de liberation national جبهه ازادی بخش ملی سازمان جنگجویان الجزایرکه در فاصله 4591 تا2691 برای پایان دادن به سلطه فرانسویان در الجزایر
drawen on the national bank عهده بانک ملی
army national guard گارد ملی وابسته به نیروی زمینی
gross national product تولیدناویژه قیمت تولید یک کالا دربازار خاص فرف یک سال مالی
gross national product محصول ناخالص ملی
ministry of national defence وزارت دفاع ملی
ministry of national defence وزارت پدافند ملی
men's national round مسابقه مردان در سطح ملی با 84 تیر از 08 متری و 42تیر از 06 متری با تیر وکمان
national income analysis تحلیل درامد ملی
national income determination تعیین درامد ملی
national economic budget بودجه اقتصادی ملی
national debt burden بار قرضه ملی
ministry of national economy وزارت اقتصاد ملی
the national consultative assembly مجلس شورای ملی
national consulative assembly مجلس شورای ملی
national balance sheet ترازنامه ملی
To squander tyhe national wealth. ثروت ملی را آتش زدن (برباد دادن )
real gross national product تولید ناخالص ملی واقعی
potential gross national product تولید ناخالص ملی بالقوه
nominal gross national product محصول ناخالص ملی اسمی
national crime information center شبکه کامپیوتری FBI که مربوط به جرائم رخ داده درسراسر ایالات متحده امریکا میباشد
national computer graphics association انجمن ملی گرافیک کامپیوتری
national educational computing conferenc جلسه سالیانه فارغ التحصیلان علاقمند به استفاده کامپیوتر در اموزش
National Center for Supercomputing Applications سازمانی که معرفی و ایجاد شبکه جهان گستر را توسط جستجوگر Moscuic Web انجام میدهد
What is good for the goose is good for the gander . One cant apply double standards . یک بام ودو هوانمی شود
congress party (indian national congress حزب کنگره- کنگره ملی هندبزرگترین حزب سیاسی هندوستان که در اواخر قرن 91 تاسیس شد و در حال حاضر با ارائه یک طرح سوسیالیستی برای جامعه بالاترین تعداد کرسی را درمجمع ملی هند داراست
national [state, federal state] <adj.> دولتی
national [state, federal state] <adj.> حکومتی
American ینگه دنیایی
Enough already! [American E] دیگه اینقدر حرف نزن! [اصطلاح روزمره]
un-American ضد امریکایی
American تورنمنت دورهای شطرنج
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com