English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English Persian
angle socket سرپیچ عمودی
Other Matches
socket [wall socket] پریز [الکترونیک یا مهندسی برق]
socket [wall socket] پریز دیواری
socket [wall socket] پریز روی دیوار
socket کاسه بندگاه
socket گوده
socket پایه
socket سوکت
socket مفصل
socket موف
socket [سوراخی که سوزن یا ورودی وارد میشود تا اتصال الکتریکی برقرار کند]
socket [وسیله با سوراخ هایی که ورودی در آن نصب میشود]
socket دو راهی لوله
socket [سرپیچ خانه]
socket پریز برق
socket محل اتصال برق
socket خانه
socket کاسه
socket جا
socket گوده حدقه
socket حفره
socket پریز
socket بوشن
socket جای شمع
socket کاسه چشم
socket [در حدقه یا سرپیچ قرار دادن]
socket بست لوله
socket مادگی
socket کام [سقف دهان]
socket [محل اتصال کابل]
socket سرپیچ
plug socket پریز
plug and socket دوشاخه و پریز
fuse socket پایه فیوز
socket pipe لوله مفصلی
socket putty [بطانه دو راهی لوله]
spade socket [سوکت بیلی شکل]
utensil socket [پریز دستگاه برقی]
wafer socket [پریز صفحه ای]
wall socket پریز دیواری
lamp socket سرپیچ
input socket ساکت ورودی
socket coupler پریز اتصال
bell socket تبدیلی
bulb socket سرپیچ لامپ
drill socket [مخروطی سه نظام مته]
earth socket پریز زمین
flush socket [پریز زیر کار]
fuse socket سوکت فیوز
horn socket [وسیله ای که از آن برای صید ماهی استفاده می شود]
wall socket پریز روی دیوار
charging socket حفره جا شارژر
socket box جعبه پریز
network socket پریز شبکه [کامپیوتر]
network socket سوکت شبکه [کامپیوتر]
The socket is broken. پریز برق شکسته است.
connecting socket [دوشاخه متصل کننده]
external socket پریز بیرونی
power socket پریز برق
probe socket [سوکت پروب] [الکرونیک و کامپیوتر]
socket bayonet سرنیزه حفره دار
three-pin socket [سرپیچ سه سر]
eye socket [خانه چشم]
eye socket کاسه چشم
timer socket [پریز زمان سنج]
ball and socket joint مفصل ساچمه ای
ball and socket joint [مفصل ماشینی که گلوله دارد و در داخل حفره قرار میگیرد]
numeric coprossor socket [پریز کمک پردازنده عددی]
zero insertion force socket [قطعه ای که ترمینال های اتصال متحرک دارد و امکان درج قطعه بدون اعمال نیرو دارد سپس اهرم کوچکی می چرخد تا با لبه های قطعه برخورد کند]
spigot and socket joint اتصال مفصلی
keyless lamp socket [سرپیچ بی کلید]
point [wall socket] [British] پریز دیواری
point [wall socket] [British] پریز روی دیوار
point [wall socket] [British] پریز [الکترونیک یا مهندسی برق]
angle t زاویه راسی بین خط دیدبان و خط هدف
angle کنج
angle قلاب ماهی گیری
angle دام گستردن دسیسه کردن
angle تیزی یا گوشه هر چیزی
angle قلاب ماهیگیری
have an angle بریدن مسیر مهاجم بصورت اریب
angle t زاویه تی
angle گوشه
angle زاویه
right angle راستگوشه
right angle زاویه قائمه
angle اندازه تغییرات در جهت که معمولا اندازه گردش از یک محور میباشد
angle باقلاب ماهی گرفتن
angle ماهیگیری
obtuse angle زاویه منفرجه
obtuse angle گوشه باز
oblique angle یا باز
loss angle زاویه تلف زاویه تلفات
loss angle زاویه اتلاف
low angle مسیر کشیده
low angle مسیر تراشنده
angle drill ابزاری برای سوراخ کردن ورقههای فلزی که در ان مته با بدنه دریل زاویهای میسازد
minute of angle فاصله یک اینچی روی صفحه هدف
nose angle زاویه نوک
angle drift انحراف زاویه مسیر
oblique angle زاویه تند
orienting angle زاویه توجیه
outer angle کنج بنا
prediction angle زاویه سبقت
position angle زاویه تراز
polar angle زاویه قطبی
angle cut زاویه برش
angle dozer بولدوزری که زاویه تیغه ان متحرک است
angle dozer بولدوزر با تیغه زاویه دار بولدوزر یکطرفه
plane angle زاویه مستوی
phase angle زاویه احتلاف فاز
phase angle زاویه فاز
parallactic angle زاویه تقارب نصف النهارات زاویه تقارب
position angle زاویه ارتفاع جسم
overlap angle زاویه همپوشی
outer angle سوک
prediction angle زاویه حرکت پیش بینی شده هدف
loss angle زاویه گمگشت
lip angle زاویه مخروطی
hour angle زاویه نصف النهارجغرافیایی
high angle تیر قائم
fusion angle زاویه فوزیون
helix angle زاویه مارپیچ
half angle نیمساز
gyro angle زاویه ژیروسکوپی سمت نجومی
gyro angle سمت پرتاب اژدر
angle of action زاویه عمل
angle of approach زاویه تقرب هواپیما
angle of approach زاویه فرود هواپیما
flare angle زاویه گسترش یا گشادگی
flap angle زاویه فلپ
hour angle زاویه ساعتی
hour angle زاویه ساعتی خورشید
lead angle زاویه پیش فاز
lead angle زاویه پیشگیری هدف
lead angle زاویه سبقت
lead angle زاویه پیش افتادگی
launching angle زاویه پرتاب
landing angle زاویه فرود
angle gage نقاله زاویه یاب
angle grinder پرداخت کننده زاویهای
internal angle زاویه ی داخلی
angle iron اهن نبشی
included angle زاویه بین محور طولی یک جسم و بردار جریان هوا
incidence angle زاویه تابش
impedance angle زاویه فازی
facial angle زاویه دیدfascia
interlan angle زاویه داخلی
wide angle عدسی گسترش
salient angle زاویهبرجسته
wide angle واید انگل
wide angle عکسبرداری بازاویه دید عریض 09 درجهای
wide-angle دارای زاویه دید بیش از معمول
wide-angle عدسی گسترش
wide-angle واید انگل
conversion angle زاویه حامل مسیر ناو
zero angle cut برش با زاویه صفر
working angle زاویه موثر
wind angle زاویه باد
web angle جفت نبشی تیر
wide angle دارای زاویه دید بیش از معمول
angle bracket پرانتز شکسته
equal angle آهن نبشی
angle-volute [طومار پیچیده شده در گوشه سرستون یونی و کرنتی]
angle-tie مهار گوشه
angle-tie مهار قطری
angle-stone سنگ نبش
angle-shaft [ستون تزئینی در گوشه خارجی ساختمان]
angle-round نبش گرد
angle-roll ابزار گرد
angle-post [تیرک عمودی در گوشه ساختمان اسکلت چوبی، واقع در کنج ساختمان]
angle-modillion دستک زیر قرنیز
angle-leaf [یکی از چهارشاخه، گوشه ستون ها یا برگ های بیرون زده کنده کاری شده در ته ستون های معماری قرون وسطی]
angle-fillet [ابزار مغزی برای پوشاندن درزهای داخلی]
angle-capital سرستون گوشه ای
wide-angle عکسبرداری بازاویه دید عریض 09 درجهای
acute angle زاویه حاده
acute angle گوشه تیز گوشه تند
soild angle زاویه فضایی
an acute angle گوشه تیز
angle beam تیراهن نبشی
angle block سد راه شدن از کنار برای منحرف کردن حریف
slope angle زاویه شیب
slew angle زاویه غیرقائمه
sidereal angle زاویه نجومی
seat angle نبشی نشیمن
round angle زاویه 063 درجه
relief angle زاویه خلاصی
relief angle زاویه ازاد
reflection angle زاویه بازتابش
range angle زاویه مربوط به برد مورب هدف
solid angle زاویه سه بعدی مخروط وامثال ان
solid angle زاویه فضایی
visual angle زاویه دید
viewing angle زاویه دید
vectorical angle زاویه برداری
torsional angle زاویه پیچشی
tilt angle زاویه تمایل به طرفین
tilt angle زاویه انحراف
the vertex of an angle راس زاویه :تارک گوشه
target angle زاویه هدف
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com