Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 96 (6 milliseconds)
English
Persian
anodic protection
حفافت اندی
Other Matches
anodic
اندی
anodic coating
روکش اندی
anodic coating
پوشش اندی
anodic oxidation
پروسه اکسیداسیون الکترولیتی
anodic treatment
اکسیداسیون اندی
over protection
تقویت
protection
مانع کپی گرفتن شدن
protection
کپی اضافی از فیلم یا نوار اصلی
protection
سیگنال بررسی اینکه آیا بخشی از حافظه توسط برنامه قابل دستیابی است یا خیر
protection
اطمینان از اینکه داده توسط کاربر نامجاز کپی نشده است
protection
عملی که مانع کپی گرفتن از دادههای محرمانه افراد بدون اجازه میشود.
protection
عمل حفافت
protection
حفافت
self protection
دفاع از نفس
self protection
صیانت نفس حفافت از خود
self protection
حفافت از خود
self protection
برقراری تامین از خود
under protection
تحت الحمایه
protection
خط امان
protection
پشتیبانی
protection
حمایت
protection
محافظت
protection
تامین نامه
protection
نیکداشت
protection
حفظ
protection
حراست حمایت
protection
تیمارداری
protection
سد کردن راه حریف نسبت به مهاجمی که در شرف پاس دادن است
protection
نگهداری
rust protection
حفافت در برابر زنگ زدگی
protection ring
حلقه حفافت
protection level
سطح حفافت
protection key
کلید حفافت
protection hood
کلاهک یا روپوش محافظ
protection from sin
عصمت
password protection
حفافت به کمک کلمه رمز
overvoltage protection
حفافت فشار زیاد
overload protection
حفافت بار زیاد
over voltage protection
وسیلهای که باعث میشود منبع تغذیه حد مط لوب را داشته باشد
memory protection
پشتیبانی ازحافظه
cathode protection
حفافت کاتدی
software protection
حفافت نرم افزاری
head protection
محافظسر
hand protection
محافظدستی
feet protection
محافظپا
eye protection
محافظچشم
ear protection
محافظگوش
x ray protection
حفافت رونتگن
environmental protection
حفاظت محیط زیست
toe protection
پاشنه بندی
thermal protection
محافظت حرارتی
storage protection
حفافت حافظه
storage protection
حفافت انباره
Under the protection of the law.
درپناه قانون
anticorrosive protection
حفافت در برابر خوردگی
degree of protection
میزان حفافت
data protection
حفافت داده ها
copy protection
حفافت دربرابر کپی
copy protection
محافظت از کپی
copy protection
جلوگیری از اعمال کپی
consumer protection
حمایت از مصرف کننده
collective protection
حفافت جمعی
cell protection
حفافت سل
block protection
حفافت بلوک
bank protection
ساحلبانی
bank protection
ساحل داری
bank protection
حفافت ساحل رودخانه درمقابل تخریبهای ناشی ازجریان
armor protection
حفافت درمقابل ادوات زرهی پوشش زرهی
armor protection
حفافت زرهی
degree of protection
میزان تامین درجه حفافت
collective protection
حفافت گروهی
distance protection
وسیله حفافت فاصله
impedance protection
حفافت امپدانس
insulation protection
حفافت عایق بندی
lightning protection
با خاموش کننده مغناطیسی
flood protection
حفافت در مقابل طغیان
file protection
حفافت فایل
file protection
حفافت پرونده
environmetal protection
حمایت محیط زیستی
memory protection
حفافت حافظه
respiratory system protection
حافظدستگاهتنفسی
The Physics of Radiation Protection
بهداشت پرتوی
anti skid protection
حفافت از لغزش
The Physics of Radiation Protection
فیزیک بهداشت
The Physics of Radiation Protection
فیزیک محافظت از پرتو
overflow protection switch
کلیدحافظآبهایاضافی
line differential protection
حفافت دیفرانسیلی خط
indirect bank protection
کناره بندی غیر مستقیم
high tension protection
حفافت فشار قوی
positional protection device
دستگاه حفافت درگاه
rust protection paint
رنگ ضد زنگ
power system protection
حفافت سیستم قدرت
protection and indemnity club
باشگاه حفظ منافع و جبران خسارت
frost protection preparation
ضدیخ
Protection money. Racket money.
باج سبیل
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com