Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 207 (9 milliseconds)
English
Persian
anti aircraft
ضد هوایی
anti aircraft
پدافند هوایی
Search result with all words
anti-aircraft
ضد هواپیما
anti aircraft artillery
توپخانه ضد هوایی
anti aircraft artillery
توپخانه پدافند هوایی
anti aircraft defense
پدافند ضد هوایی
anti-aircraft missile
گلولهموشکضدهوایی
Other Matches
aircraft
طیاره
aircraft
هواپیما
civil aircraft
هواپیمای غیر نظامی
aircraft guide
مسئول هدایت هواپیما درفرودگاه
aircraft handover
تعویض کنترل هواپیما
aircraft handover
تبادل کنترل هواپیما
aircraft inspection
بازرسی هواپیما
axial of an aircraft
محور هواپیما
aircraft defective
هواپیمایی که به علت نقص فنی نتواندپرواز کند
aircraft defective
هواپیمای معیوب
clean aircraft
هواپیمای اماده بلند شدن هواپیمای بدون مخازن خارجی
escort aircraft
هواپیمای اسکورت هواپیمای مراقب
aircraft battery
منبع الکتریکی برای هواپیما
aircraft arrestment
مهارکردن هواپیما
integrated aircraft
هواپیمای یک پارچه
landing aircraft
هواپیمای در حال فرود
aircraft arrestment
عملیات مهار هواپیما
aircraft plotter
وسیله ناوبر هواپیما
aircraft plumping
لوله کشی هواپیما
army aircraft
هواپیمایی نیروی زمینی هواپیماهای نیروی زمینی
assault aircraft
هواپیمای هجومی
aircraft vectoring
کنترل مسیر سمتی هواپیما
aircraft vectoring
کنترل سمتی هواپیما
aircraft turn around
اماده کردن هواپیما برای پرواز یا اجرای عملیات
aircraft system
سیستم ساختمان هواپیما
aircraft structure
ساختمان هواپیما
aircraft specification
خصوصیات هواپیما
aircraft section
رسدهواپیمایی
aircraft section
قسمت هواپیمایی
aircraft scrambling
دستور پرواز هواپیما ازوضعیت اماده باش زمینی صدور فرمان درگیری هواپیما با هدف
aircraft rigging
تنظیم نهایی هواپیما
aircraft repair
تعمیر هواپیما
aircraft records
اسناد هواپیما
aircraft plotter
وسیله ترسیم مسیر هواپیما
large aircraft
هواپیمای بزرگ
tactical aircraft
هواپیمای جنگی
aircraft carriers
carrier : syn
aircraft carriers
ناو هواپیمابر
aircraft carrier
carrier : syn
aircraft carrier
ناو هواپیمابر
tailless aircraft
هواپیمای بی دم
ultralight aircraft
هواپیمائی با وزن کمتر از454 کیلوگرم
light aircraft
هواپیمای سبک
unmanned aircraft
هواپیمای بدون سرنشین
passenger aircraft
هواپیمای مسافربری
The aircraft got off the ground .
هواپیما اززمین بلند شد
aircraft company
شرکت ساخت هواپیما
[اقتصاد]
shipboard aircraft
هواپیمای ناو پایه
program aircraft
جمع کل هواپیماهای موجودیک کشور
marine aircraft
هواپیمایی برای عمل کردن روی سطح اب هواپیمای قابل شناور شدن روی سطح اب
aircraft alternation
اصلاحات در خواص فیزیکی وخصوصیات پرواز هواپیما
aircraft accident
سانحه هوایی
aircraft arresting
دستگاه بازدارنده هواپیما ازحرکت
maritime aircraft
هواپیمایی برای عمل کردن روی مناطق دریایی
naval aircraft
هواپیمای ناوپایه
active aircraft
هواپیمای درگیر در رزم
active aircraft
هواپیمای فعال
aircraft engine
موتور هواپیما
aircraft arresting
دستگاه مهار هواپیما
notional aircraft
هواپیمای قراردادی هواپیمای نمونه
one aircraft was shot down
یک هواپیما
one aircraft was shot down
سرنگون گردید
lead aircraft
هواپیمای نوک یا هواپیمای رهبر هواپیمای هادی در تک هوایی
variable geometry aircraft
هواپیمایی که شکل کلی ان تغییر کند
lighter than air aircraft
هواپیمای سبکتر از هوا
The lights of the aircraft were blinking.
چراغهای هواپیما خاموش ؟ روشن می شدند ( چشمک می زدند )
awaiting aircraft availability
زمان انتظار درخط تعمیر
heavier than air aircraft
هواپیمای سنگین تر از هوا
fixed wing aircraft
هواپیما با بال ثابت
control line aircraft
نوعی هواپیمای مدل که مسیرپرواز ان با تغییر نیروی کشش دو یا چند سیم یا رشته توسط اپراتور زمینی کنترل میشود
attack aircraft carrier
ناو هواپیمابر تهاجمی
aircraft maintenance truck
کامیونتعمیرهوایی
rotary wing aircraft
هواپیما با بال گردنده
awaiting aircraft availability
زمان تحت تعمیر بودن هواپیما
high tailed aircraft
هواپیمایی که دم افقی ان بالای سکان عمودی قرارگرفته
aircraft block speed
سرعت خالص هواپیما سرعت هواپیما از نظرتئوریکی
aircraft accident report
گزارش سانحه هوایی
aircraft arresting barrier
وسیله بازدارنده هواپیما ازحرکت مهار هواپیما
aircraft arresting gear
جعبه دنده دستگاه مهارهواپیما
aircraft arresting hook
قلاب مهار هواپیما
aircraft arresting hook
مجموعه قطعاتی که برای گرفتن سرعت یا کاهش اندازه حرکت یا گشتاور هواپیما درفرود معمولی یا اضطراری باان درگیر میشوند
aircraft climb corridor
دالان صعود هواپیما
aircraft arresting complex
وسایل مهار هواپیما
aircraft mission equipment
وسایل لازم برای انجام ماموریت هواپیما
aircraft control unit
قسمت کنترل هواپیما
aircraft control unit
کابین کنترل هواپیما
aircraft cross servicing
سرویسهای متقابله دستگاههای هواپیما سرویس جنبی دستگاههای هواپیما
aircraft log book
بایگانیها هواپیما
aircraft modification and control
کنترل و هدایت هواپیما
aircraft role equipment
تجهیزات لازم برای انجام ماموریت هواپیما
aircraft gun laying
رادار هواپیما
anti-
ورودی ها درست باشند و وقتی نادرست است که ورودی ها مشابه باشند
anti
ضد
anti-
برنامه نرم افزاری که در کامپیوتر به دنبال ویروس می گردد و پیش از اینکه به داده یا فایل آسیب برساند آنرا نابود میکند
anti
مخالف علیه
anti
پاد
anti-
به معنای "مخالف "
anti-
تابع منط قی که وقتی خروجی آن درست است که یکی
anti-
روش کاهش اثرات لبههای دندانه دار در گرافیک با استفاده از سایههای خاکستری در لبه ها
anti-
ماده کائوچویی خاص برای عبور بار الکتریکی ایستا به یک زمین الکتریکی . یک اپراتور ماده را پیش از کنترل اعضای الکترونیکی حساس که ممکن است در اثر الکتریسیته ساکن آسیب ببیند کنترل میکند
anti-
سوئیچی که در حین کار مودم از زنگ زدن سایر تلفن ها جلوگیری میکند
anti
:پیشوندهاییست بمعنی >ضد< و>مخالف < و >درعوض < و>بجای < و غیره مثل :NTIchrist A
anti
انتی
anti
در مقابل
aircraft arresting reset unit
وسیله اماده کردن مجددسیستم مهار هواپیما
anti-heroes
نقش اول منفی مخالف قهرمان
anti thesis
وضع مقابل
anti-histamine
آنتی هیستامین
anti-theft
دزدگیر
anti-Semite
مخالف اقوام سامی
anti thesis
انتی تز
anti thesis
برابر نهاد
anti wear
مواد افزودنی جهت کاهش سایندگی و فرسایش پشم
anti-moth
مواد ضد بید فرش
anti-Semitic
مخالف نژاد سامی
anti-Semitic
مقرون به دشمنی با نژاد سامی یایهود
anti-Semites
ضد یهود
anti thesis
نقیض
anti tr switch
کلید ضد فرگیر
anti-freeze
ضد یخ
anti-freeze
آبگونهی ضد یخ
anti-freeze
پاد یخ
anti-hero
نقش اول منفی مخالف قهرمان
anti-histamines
داروی ضد حساسیت یا آلرژی
anti-histamines
آنتی هیستامین
anti-histamine
ضد هیستامین
anti federalist
اشخاصی که درسال 88-7871 مخالف اساس حکومت امریکا بودند
anti-histamine
داروی ضد حساسیت یا آلرژی
anti-clockwise
بر خلافجهتعقربههایساعت
anti-pollutant
پادآلودگی
anti-pollutants
پادآلودگی
anti-tank
ضد تانک
anti-social
ضد اجتماعی
anti social
ضد اجتماعی
anti-Semites
مخالف اقوام سامی
anti-Semite
ضد یهود
anti semite
مخالف اقوام سامی
anti semite
ضد یهود
anti-Semitism
مخالف با یهودیان
anti semitism
مخالف با یهودیان
anti-histamines
ضد هیستامین
anti spin
سیستمی برای جلوگیری ازچرخش چرخهای هواپیماهنگامیکه ارابه فرود خارج از هواپیما قرار دارد
anti semitic
ضد یهودی
anti particle
ضد ذره
anti detonation
ضد بدسوزی
anti g suit
لباس ضد فشار ثقل
anti detonant
مایع ضد بدسوزی
anti matter
ضد ماده
anti derivative
ضد مشتق
anti icing
ضد یخ
anti g suit
لباس ضد اثر سرعت ثقل
anti knock
ماده ایکه به سوخت اضافه شده و احتمال انفجار واحتراق نامنظم ان را کاهش میدهد
anti cyclical
ضد دورهای
anti sepsis
جلوگیری از رشد وازدیاد میکربها در اثر موادضدعفونی
anti freezer
ضد یخ
anti air
ضد هواپیمایی
anti submarine
هواپیمای ضد زیردریایی
anti air
ضد برتری هوایی دشمن
anti dumping
مخالفت تبعیض قیمت بین بازار داخل و خارج از کشور
anti socialist
ضد سوسیالیستی
anti dumping
ضد دامپینگ
anti capitalist
ضد سرمایه داری
anti skid
ضد لغزش
anti freezer
ضد انجماد
anti drumming sheet
ورق ضد تورم
anti development policy
سیاست ضد توسعه
anti-radar missile
گلولهموشکضدرادار
anti drag wire
اجزاء بست کاری ساختمانی
anti dazzle vizor
افتابگیر
anti dazzle screen
شیشه ضد نور
anti dazzle screen
شیشه نورگیر
anti blush tinner
ماده رقیق کننده ایکه به کندی خشک میشود و در شرایط رطوبت زیاد برای جلوگیری از التهاب لعاب روی سطح بکار میرود
Anti – corruption campaign .
مبارزه با فساد
anti collision light
چراغ یا لامپ چشمک زنی که در بالای سکان عمودی یا زیرهواپیما به منظور افزایش قابلیت دیده شدن نصب میگردد
anti comintern pact
...anti
anti corrosion composition
رنگ ضد زنگ
anti-vibration handle
دستهضدلغزش
anti-tank rocket
موشکضدتانک
anti-tank missile
گلولهموشکضدتانک
anti-slip shoe
پایهضدلغزش
anti-slip foot
پایه ضد لغزش
anti-skating device
دستگاهضدلفزش
anti-ship missile
گلولهموشکضدناو
anti-friction pad
لایهضداصطکاک
anti balance tab
بالچهای که روی سطوح کنترل که در جهت انحراف سطح اصلی منحرف شده وگشتاور لازم برای انحراف سطح را افزایش میدهد وحرکت انرا در مقابل جریان هوا مشکل میسازد
anti flood valve
شیر اطمینان مانع طغیان
anti propeller end
انتهای موتور که دور از ملخ قرار گرفته
anti menchanized defense
پدافند ضد مکانیزه
anti menchanized defense
دفاع ضدمکانیزه
anti meran gambit
گامبی ضد مران در دفاع اسلاو شطرنج
anti parallel feeding
تغذیه مخالف
anti servo tab
بالچه قابل تنظیم متصل به لبه فرار سکان که در جهت سطوح اصلی فرامین عمل کرده و درنتیجه از حساسیت انها میکاهد
anti skid chain
زنجیر محافظ در برابر لغزش
anti skid protection
حفافت از لغزش
anti skid system
سیستم ضد لغزش
anti slip plate
ورقه ضد لغزش
anti trust law
قانون ضد تراست
anti strokes line
خط انتی استوکسی
anti submarine carrier
ناو هواپیمابر ضد زیر دریایی
anti knock property
خاصیت ضدضربه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com