English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 115 (7 milliseconds)
English Persian
anticipated profit سود مورد انتظار
Other Matches
anticipated انتظارداشتن
anticipated <adj.> انتظار می رود
anticipated پیش گرفتن بر سبقت جستن بر
anticipated پیشدستی کردن جلوانداختن
anticipated پیش بینی کردن
anticipated <adj.> برآورد شده
anticipated <adj.> تخمین زده شده
anticipated <adj.> پیش بینی شده
anticipated price قیمت مورد انتظار
anticipated inflation تورم مورد انتظار
anticipated inflation تورم پیش بینی شده
allowance for anticipated سهمیه مجاز تلفات پیش بینی شده اماد
allowance for anticipated losses stock
anticipated stock losses تلفات پیش بینی شده اماد ضایعات پیش بینی شده
it did not profit me مرا سودمند نبود
it did not profit me فایدهای بمن نرساند
just profit سود عادلانه
just profit سود منصفانه
for-profit <adj.> تجاری
for-profit <adj.> تجارتی
for-profit <adj.> بازرگانی
what will it profit you چه سودی برای شما خواهدداشت
she your profit with him سودخودرابا اوتقسیم کنید
to profit from something سود بردن از چیزی
to his own profit بفایده خودش
profit نفع
profit منفعت
profit سود
profit فایده
profit سود بردن منفعت کردن
profit برتری
profit منفعت بردن
profit مزیت
profit فایده منفعت
profit فایده رساندن
profit عایدی داشتن
profit سود بردن
undivided profit سود تقسیم نشده
retained profit سود تقسیم نشده
target profit سود مورد نظر
reasonable profit منفعت عقلایی
pure profit سود خالص
profit cannibalism افراط در تخفیف و ارزان فروشی
profit tax مالیات بر سود
profit motive انگیزه سود
profit maximization به حداکثر رسانیدن سود
profit centre واحد دخل و خرج کننده
profit and loss a حساب سودوزیان
profit centre مرکز سود
profit centre قسمتی از سازمان که مسئولیت محاسبه هزینه هاو درامدها را به عهده دارد
target profit سود مطلوب
yearly profit سود سالانه
What was your net profit? خرج دررفته چقدر منفعت کردی ؟
profit-taking فروشسهام
profit-making درآمدزائیکردن
non-profit-making غیرانتفاعی
to profit by the accasion موقع را مغتنم شمردن
to profit by the accasion از موقع استفاده کردن
to make a profit منفعت کردن
to make a profit سود بردن
thoughtful of profit سود
thoughtful of profit در فکر
taxable profit سود مشمول مالیات
accumulated profit پولی که شرکت یا شخصی در سال های قبل به دست آورده و استفاده نکرده یا به خریداران سهام نداده است
profit margins حاشیه سود
best profit point best
contingent profit منفعت احتمالی
contingent profit سود اتفاقی
corporate profit سود شرکت سهامی
distributed profit سود توزیع شده
distributed profit سود تقسیم شده
make a profit سود بردن
economic profit سود اقتصادی
profit-sharing سهم کارگران از سود
excess profit سود اضافی
best profit point نقطه بیشترین مقدار سود
best profit output profit best
profit margins درصد سود از فروش خالص
accounting profit سود حسابداری
accounting profit سود از دیدگاه حسابداری
profit margin حاشیه سود
profit margin درصد سود از فروش خالص
profit-sharing تسهیم در سود
profit-sharing مشارکت در سود
profit-sharing سهیم کردن کارگر در سودکارخانه
profit sharing سهم کارگران از سود
best profit output محصول در بیشترین مقدارسود
gross profit سود ناخالص
net profit سود ویژه
normal profit سود متعارف
normal profit سود عادی
operating profit سود عملیاتی
operating profit سود ناخالص
principal and profit مایه و سود
profit and loss حساب سود وزیان
profit and loss سود و زیان
net profit سود خالص
profit sharing تسهیم در سود
interest profit عایدی حاصل از بهره
profit sharing مشارکت در سود
profit sharing سهیم کردن کارگر در سودکارخانه
loss of profit عدم النفع
maximum profit حداکثر سود
undistributed corporate profit سود تقسیم نشده شرکتها
falling rate of profit نرخ نزولی سود
wage profit ratio نسبت دستمزد به سود
pre tax profit سود قبل از پرداخت مالیات
I made a decent profit. سود خوبی بر دم
profit and loss account حساب سود و زیان
Did you make any profit in this deal ? آیا دراین معامله استفاده ای داشتید ؟
short run profit سود در کوتاه مدت
I made a lot of profit in the deal . دراین معامله فایده زیادی بردم
I shall personally undertake tht you make a profit. من شخصا" به عهده می گیرم که شما سود ببرید
In the short term, it may be wiser to sacrifice profit in favour of turnover. برای دوره کوتاه مدت مصلحت دیده می شود که سود را به نفع فروش فدا دهند.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com