English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 102 (2 milliseconds)
English Persian
argument association وابسته سازی نشانوند
Other Matches
argument نشانوند
argument استدلال
argument احتجاج
argument بحث
argument مباحثه
argument شناسه
argument متغیر مستقل
argument علامتی که آرگومانهای یک خط را منظم جدا میکند
argument متغیری که یک عملگر یا تابع روی آن اعمال میشود
argument بحث در باره چیزی بدون توافق
There is no argument about that. حرف ندارد ( کاملا" مسلم وقطعی است )
he was i. to our argument دلائل ما به خرجش نمیرفت
i did not f. his argument دلیلش را نفهمیدم
argument دلیل
dummy argument ارگومان یا نشانوند ساختگی
raise an argument حجت اوردن
sole argument دلیل منحصربفرد
raise an argument احتجاج
sole argument یگانه دلیل
sole argument تنها دلیل
argument separator جداکننده شناسه
dummy argument نشانوند ساختگی
hold one's own (in an argument) <idiom> دفاع از موقعیت خود
actual argument نشانوند واقعی
argument [of a function] متغیر مستقل [ریاضی]
argument [of a function] متغیر مستقل تابعی [ریاضی]
to instigate an argument تحریک به دعوا کردن
to instigate an argument دعوا راه انداختن
to start an argument with somebody با کسی شروع به بگو و مگو [جر و بحث] کردن
The topic of our discussion . The subject of our talk (argument). موضوع بحث وصحبت ما
association اجتماع
association شرکت
association انجمن
association همباش
association تجمع
association پیوند ارتباط
association هم خوانی
association معاشرت اتحاد
association پیوستگی
association تداعی معانی تجمع
association امیزش
association وابستگی وابسته سازی
association تداعی
association by contiguity تداعی از راه مجاورت
association coefficient ضریب ارتباط
association cortex قشر تداعی
producers association انجمن تولید کنندگان
memorandum of association شرکتنامه تجاری
memorandom of association اساسنامه شرکت
memorandum of association اساسنامه شرکت
association areas مناطق ارتباطی
trade association انجمن صنفی
trade association تشکیلات صنفی
housing association انجمنخانهیابیبهقیمتنازلتر
residents' association انجمنشورایمحل
articles of association اساسنامه
article of association اساسنامه شرکت
bar association کانون وکلا دادگستری
association of ideas تداعی معانی
association croquet کروکه انگلیسی
association croquet مسابقه بین دو تیم یا دو نفر در زمینی بطول 53 متر و عرض 62متر با 6 دروازه و یک میله عمودی
clang association تداعی اوایی
backward association تداعی وارونه
bar association کانون وکلا
association time زمان تداعی
association test ازمون تداعی
association school مکتب تداعی
association psychology روانشناسی تداعی گرا
association pathway گذرگاه ارتباطی
association of ideas تداعی اندیشه ها
association nuclei هستههای ارتباطی
association neuron نورون ارتباطی
free association تداعی ازاد
association football اتحادیه فوتبال
artieles of association شرکت ناور
forward association تداعی رو به جلو
association method روش تداعی
frontal association area منطقه ارتباطی پیشانی
special libraries association انجمن کتابخانههای مخصوص
association for women in computing متشکل از افرادی که پردازش کامپیوتر علاقه مند هستند
international development association مجمع بین المللی توسعه مجمعی است وابسته به بانک جهانی که به منظور کمک به کشورهای توسعه نیافته ایجاد شده است
association for system management یک سازمان بین المللی که متعهد است تا اعضا خود را ازرشد سریع و تغییرات درزمینه مدیریت سیستم ها وپردازش اطلاعات اگاه کند
association for computing machinery بزرگترین جامعه جهانی اموزشی و علمی جهت توسعه مهارتهای فنی وصلاحیتهای حرفهای متخصصان کامپیوتر
savings and loan association صندوق پس انداز تعاونی ورهنی
association for women in computing سازمان حرفهای وغیرانتفاعی
association in information systems انجمن متخصصین سیستمهای اطلاعاتی
association in information systems professionals
parent-teacher association انجمناولیاومربیان
association for computers and humanities یک سازمان بین المللی که مشوق تحقیقات در زبان مطالعات ادبی تاریخی انسان شناسی و علوم اجتماعی به کمک کامپیوتر واستفاده از ان در افرینش ومطالعه هنر و موسیقی ورقص میباشد
word association test ازمون تداعی واژه ها
international air transport association اتحادیه بین المللی حمل و نقل هوایی
national computer graphics association انجمن ملی گرافیک کامپیوتری
e f t a (european free trade association اتحادیه تجارت ازاد اروپا اتحادیه متشکل از کشورهای انگلستان
e f t a (european free trade association اتریش
data processing management association انجمن مدیریت پردازش داده
e f t a (european free trade association پرتقال دانمارک
e f t a (european free trade association سوئد
e f t a (european free trade association سویس نروژ
e f t a (european free trade association فنلاند که تعرفه گمرکی و سود بازرگانی را درمعاملات فیمابین خود ازمیان برداشته اند
european free trade association A .T.F.E
The husband and wife got into an argument . The husband and wife had an acrimonious exchange . زن و شوهر بگو مگوشان شد [بگو مگو کردند]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com