English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 89 (6 milliseconds)
English Persian
armed services قسمتهای نیروهای مسلح یکانهای مسلح یکانهای نیروهای مسلح
Other Matches
armed مسلح
armed مجهز
armed جنگ اماد
armed مسلح شده
one-armed bandit رجوع شود به machine slot
one-armed bandits رجوع شود به machine slot
armed peace صلح مسلح
one-armed bandit <idiom> دستگاه شرط بندی
armed peace حالتی که دولتهابدون درگیری نظامی خود رابرای جنگ احتمالی اماده می کنند
armed rebellion بغی
armed ammunition مهمات مسلح
armed ammunition مهمات اماده انفجار
armed guard گارد مسلح
armed helicopter هلی کوپتر مسلح
armed mine مین مسلح
armed mine مین اماده انفجار
armed mine مین مسلح شده
armed rebellion شورش مسلحانه
armed reconnaissance شناسایی مسلحانه
open armed با اغوش باز
armed helicopter هلی کوپترتوپدار
armed forces نیروهای مسلح
light armed سبک اسلحه
armed to the teeth کاملا` مسلح
heavy armed سنگین اسلحه
heavily armed مسلح به جنگ افزار سنگین
heavily armed کاملا مسلح
armed forces مجموع نیروهای زمینی وهوایی و دریایی
armed sweep مین روبی با استفاده از ناوچههای توپدار
armed sweep مین روبی مسلحانه
armed or trussed beam تیر مرکب تقویت شده
armed forces police دژبان نیروهای مسلح
armed forces courier پیک ارتشی
armed forces courier پیک نیروهای مسلح
law of armed conflicts حقوق منازعات مسلحانه
armed naval vessel ناو جنگی
services نیروهای سه گانه
services قسمتهای اداری ادارات نظامی
services تاسیسات
services قسمتها
services خدمات سرویسها
services نیروهای مسلح
services 1-توابع تامین شده در یک قطعه . 2-
services توابعی که در یک لایه DSI برای استفاده در لایه بالاتر به کار می روند
services خدمات
signal services خدمات مخابراتی
special services یکان خدمات مخصوص خدمات رفاهی
signal services قسمتهای مخابراتی
public services بریات عمومیه
public services خدمات عمومی
sister services خدمات وابسته
sister services یکانهای وابسته قسمتهای وابسته
emergency services اورژانس
mail services خدمات پستی
postal services خدمات پستی
welfare services خدمات رفاهی
we owe him for his services خدمات او هستم
we owe him for his services مدیون
teleinformatic services هر وسیلهای مثل تلکس , رونوشت که از ارتباطات راه دور سرویس می گیرد
technical services خدمات فنی
special services خدمات مخصوص
personnel services خدمات پرسنلی
personnel services خدمات کارمندی
customs of the services مقررات و روشهای جاری قسمتها امور جاری نیروها
civil services خدمات دولتی
secret services دستگاه محرمانه دولت
advisory services خدمات مشورتی
administrative services قسمتهای اداری
administrative services خدمات اداری
accessorial services خدمات بارگیری و تخلیه بار
social services خدمات اجتماعی
wire services خبر گزاری
environmental services دوایر خدمات بهسازی محیط زیست
exchange services خدمات فروشگاهی فروشگاهها
field services قسمتهای پشتیبانی رزمی یکانهای رزمی
naming services روش انتساب نام یکتا به هر کاربر یا گره یا کامپیوتر در شبکه که به سایر کاربران امکان دستیابی به منبع اشتراکی بدهد در یک شبکه گسترده 9
military services نیروهای نظامی وابسته به نیروهای مسلح
military services قسمتهای نظامی
medical services خدمات پزشکی
tea services سرویس چای خوری
loyal services خدمات صادقانه
joint services خدمات مشترک
health services خدمات بهداری قسمتهای بهداری
health services خدمات بهداشتی
goods and services کالاها و خدمات
Commemoration services were held . مراسم یاد بودانجام شد
agricultural extension services خدمات ترویج کشاورزی
remote computing services خدمات محاسباتی از راه دور
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com