Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 98 (7 milliseconds)
English
Persian
assault waves
موجهای هجوم
assault waves
امواج هجومی نفرات و وسایل
Other Matches
assault
افهار عشق تجاوز یا حمله کردن
assault
در CL معمولا "بعد از این کلمه قصد مهاجم ذکر میشود
assault
تهدید به ضرب کردن کسی
assault
یورش شمشیرباز
assault
حمله کردن به کسی به قصدازار بدنی
assault
حمله بدنی به حریف
assault
یورش
assault
حمله
assault
تهاجم
assault
حمله بمقدسات
assault
مرحله هجوم درعملیات اب خاکی هجوم کردن
assault course
دوره اموزشی عملیات هجومی
assault
هجوم
assault course
میدان اموزش عملیات هجومی
assault
تجاوز
assault echelon
رده هجوم
academic assault
شمشیر بازی نمایشی
academic assault
یورش کلاسیک
assault aircraft
هواپیمای هجومی
assault boat
قایق هجومی
assault courses
دوره اموزشی عملیات هجومی
assault lift
ترابری هجومی
assault courses
میدان اموزش عملیات هجومی
assault fire
اتش هجومی
assault craft
ناوچه نیروبر
assault echelon
رده هجومی
assault fire
تیر هجوم
assault ships
ناوهای نیروبر
assault ships
ناوهای هجومی اب خاکی
assault supplies
اماد هجومی
assault wire
سیم هجومی
night assault
شبیخون
assault and battery
ضرب و شتم
assault and battery
ضرب و جرح
assault and battery
حملهی بدنی
Sexual assault
تجاوز جنسی
assault craft
ناوچههای هجومی اب خاکی قایق نفربرهجومی اب خاکی
assault wire
سیم تلفن هجومی
assault force
نیروی هجومی
assault force
نیروی هجوم
assault gun
توپ هجومی
assault lift
حمل و نقل هوایی هجومی
assault phase
مرحله هجوم
assault schedule
برنامه هجوم
assault shipping
ترابری دریایی در عملیات هجومی اب خاکی
waves
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waves
موج زدن
new waves
نیوویو
waves
موج
waves
موج رادیویی
waves
موجی بودن موج زدن
waves
فر موی سر دست تکان دادن
waves
هیجان
waves
خیزاب
landing craft assault
قایق نیرو پیاده کن
heavy assault weapon
جنگ افزار هجومی سنگین
amphibious assault ship
ناو هجومی اب و خاکی
amphibious assault ship
ناومخصوص هجوم اب و خاکی
army assault team
تیم هجومی نیروی زمینی
assault area diagram
نمودار مشخصات منطقه هجوم عملیات اب خاکی
radio waves
امواج رادیویی
ground waves
امواج زمینی
ground waves
امواج سطحی رسیده به رادار یادستگاههای مخابراتی
hertzian waves
امواج هرتز
incoherent waves
امواج همدوس
metric waves
موجهای متری
make waves
<idiom>
ایجاد دردسر
crashing waves
امواج خروشان
train of waves
قطار موج
thermal waves
امواج گرمایی
the waves of the sea
خیزابهای دریا
the waves of the sea
امواج دریا
gravity waves
امواج ثقلی
gravitational waves
امواج جاذبه
sound waves
صوت
shock waves
موج ضربتی انفجار گلوله معمولی یا بمب اتمی
shock waves
موج ضربت
shock waves
موج ضربه
shock waves
موج ضربهای
tidal waves
امواج جزرومدی
tidal waves
موجهای پس از زمین لرزه
electromagnetic waves
امواج الکترومغناطیسی پرتوهای الکترومغناطیسی
electromagnetic waves
امواج الکترومغناطیسی
electromagnetic waves
امواج الکترومگنتیک
gravitational waves
امواج گرانشی
brain waves
امواج مغزی
bed waves
موج بستر
sound waves
موج صوتی
The infantry attacked in waves .
پیاده نظام بصورت موج ( موج) وار حمله کرد
The waves were mountain - high .
موجها با ندازه یک کوه بودند ( خیلی بلند )
visualization of seismic waves
تجسمارتعاشاتزمینلرزه
transcription of seismic waves
آوانویسیارتعاشزمینی
the waves beats or the shore
امواج به ساحل می کوبد
amplification of seismic waves
تقویتکنندهامواجمتزلزل
deep water waves
موجهای زیرابی
detection of seismic waves
ردیابامواجمرتعش
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com