English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 146 (7 milliseconds)
English Persian
assigned forces نیروهای زیر امر
assigned forces نیروهای مامور به نیروهای واگذارشده به
Other Matches
assigned واگذار کردن
assigned دینفع
assigned حواله گیر
assigned نسبت دادن تخصیص دادن
assigned انتقال دادن وواگذار کردن
assigned حواله کردن
assigned مقرر داشتن گماشتن
assigned مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
assigned منتصب کردن
assigned بخش کردن ذکر کردن
assigned قلمداد کردن اختصاص دادن
assigned ارجاع کردن تعیین کردن
assigned 1-مجموعهای از متغیر ها که معادل یک رشته از حروف یا اعداد هستند 2-استفاده از بخشی از سیستم کامپیوتری در حین اجرای یک برنامه
assigned کاردادن به کامپیوتر یا به کسی
assigned ASSI
assigned <adj.> <past-p.> تخصیص داده شده
assigned <adj.> <past-p.> اختصاص داده شده
assigned <adj.> <past-p.> افزوده شده
assigned <adj.> <past-p.> الحاق شده
assigned role نقش محول
forces نافذ
forces تحمیل کردن
forces مجبورکردن
forces شروع به عمل یا کار
forces کد توکار که شروع صفحه جدید را نشان میدهد
forces مجبور کردن کسی به انجام کاری
forces قدرت
forces مسلح کردن
forces زور
forces بازور جلو رفتن تحمیل
forces بیرون کردن
forces راندن
forces بی عصمت کردن
forces بزور بازکردن
forces مجبورکردن بزورگرفتن
forces درهم شکستن قفل یا چفت را شکستن
forces خشونت نشان دادن
forces بردار نیرو
forces شدت عمل
forces عده
forces قوا
forces عنف
forces جبر
forces نیرو
forces مجبور کردن
forces ضربهای که گوی اصلی بیلیارد متوقف میشودیا بر می گردد
forces تکرار ضربه برای به دفاع کشاندن حریف
forces پاس بی هدف
forces یکان قسمت نظامی
forces فشار دادن
forces قوا تحمل کردن مجبور کردن فشار
forces نفوذ
forces وادار کردن
forces نیروی نظامی
resolution of forces تجزیه نیروها
orientation forces نیروهای دو قطبی- دو قطبی
package forces نیروهای پیش بینی شده نیروهای برش داده شده ازقبل
parallelogram of forces متوازی الاضلاع نیروها
people forces نیروی پایداری
people forces نیروی چریکی دفاع از خود در شهرو دهات
political forces نیروهای سیاسی
polygon of forces کثیرالاضلاع نیروها
polygon of forces بس گوشه نیروها
regional forces نیروهای چریکی منطقهای نیروهای جوانمردان منطقهای
market forces نیروهای بازار
marine forces تفنگداران دریایی
marine forces نیروی تفنگدار
market forces عوامل موثردر بازار
nato forces نیروهای پیمان ناتو
naval forces نیروهای دریایی
naval forces نیروی دریایی
nuclear forces نیروهای هستهای
opposing forces نیروهای متخاصم
opposing forces نیروهای درگیر نبرد
orange forces علامت نیروهای دشمن درتمرینات جنگی
restraining forces نیروهای مهار کننده
screening forces نیروهای پاسیور
armed forces نیروهای مسلح
armed forces مجموع نیروهای زمینی وهوایی و دریایی
task forces نیروی اجرای عملیات
task forces گروه رزمی مشترک امفی بی گروه رزمی موقت زمینی
task forces تاسک فورس
fundamental forces نیروهای بنیادی [فیزیک]
fundamental forces اندرکنش های بنیادی [فیزیک]
special forces نیروهای ویژه ضد چریک [ارتشی ]
seato forces نیروهای کشورهای پیمان جنوب شرقی اسیا
special forces نیروهای مخصوص یانیروهای ویژه نیروی چریک و ضد چریک
system of forces دستگاه نیروها
transient forces نیروهای در حال عبور یا نقل و انتقال نیروهای در حال توقف موقت در منطقه عملیات
triangle of forces مثلث نیروها
triangle of forces سه گوشه نیروها
police forces دادگاه پلیس
police forces نیروی پلیس
police forces نیروی انتظامی
task forces گروه کار
blue forces نیروهای خودی
blue forces نیروهای ابی
combat forces نیروهای رزمی
combined forces نیروهای مرکب
component forces نیروهای تشکیل دهنده یک یکان یکانهای تابعه قسمتهای تابعه یک عملیات مشترک
component forces نیروهای مولفه
composition of forces ترکیب نیروها
contingencey forces نیروهای مخصوص عملیات احتمالی
barrier forces نیروهای مامور سد کردن راه دشمن نیروهای حفافت ازموانع
auxiliary forces نیروی کمکی
expeditionary forces نیروی توسعه طلب و سرکوبگر
expeditionary forces قشون استعماری
expeditionary forces نیروی اعزامی
air forces نیروی هوایی
army forces نیروهای زمینی
army forces نیروهای ارتشی یکانهای ارتشی
auxiliary forces قوای کمکی
conventional forces نیروهای رزمی معمولی
differential forces نیروهای دیفرانسیلی
lateral forces نیروهای عرضی
landing forces قوای اب خاکی
ground forces نیروی زمینی
ground forces نیروهای زمینی
landing forces نیروها پیاده شونده به ساحل
irregular forces نیروهای نامنطم
irregular forces نیروهای چریکی
land forces قوای بری
land forces نیروی زمینی
landing forces نیروهای پیاده شونده
garrison forces قوای پادگانی کلیه یکانهای مستقردر یک پایگاه یا منطقه یاتاسیسات
distribution of forces تقسیم نیروها
distribution of forces واگذاری نیروها
enemy forces نیروهای دشمن
forces of production نیروهای تولید
four forces of nature چهار نیروی بنیادی طبیعت
garrison forces نیروهای پادگانی
friendly forces نیروهای خودی
sum of all external forces حاصل جمع تمام نیروهای خارجی
balance collective forces نیروهای کلی متعادل
amphibious striking forces نیروهای ضربتی اب خاکی
armed forces courier پیک نیروهای مسلح
armed forces courier پیک ارتشی
armed forces police دژبان نیروهای مسلح
peace keeping forces نیروهای بازدارنده و حافظ صلح سازمان ملل
army landing forces نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات اب خاکی نیروی زمینی پیاده شونده در ساحل
attack carrier striking forces نیروهای ضربتی ناوهواپیمابر نیروی تک
We were surrounded ( encircled ) by the enemy forces . درمحاصره نیروهای دشمن بودیم
van der waals forces نیروهای وان در والس
dipole dipole forces نیروهای دو قطبی- دوقطبی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com