Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 209 (12 milliseconds)
English
Persian
at full length
مفصلا`
at full length
بتفصیل
at full length
دراز کشیده
Search result with all words
full-length
تمام قد
full length
تمام قد
full length
قدی
full length
نماینده تمام قدانسان
Half – length ( full – length) portrait .
عکس نیم قد ( تمام قد )
To fall flat ( at full length) .
نقش بر زمین شدن
Other Matches
length
بعد
length
مسافت
length
فاصله
length
تعداد حروف یا بایتها در یک فایل ذخیره شده
length
تعداد رکوردها یا فیلدها یا حروف در یک بلاک داده
length
تعداد داده هایی که در بافر ذخیره می شوند تا پردازنده آماده دریافت آنها شود
length
تعداد حروف ذخیره شده در یک فیلد
at length
بالاخره
overall length
طول کلی
length
طول چیزی تعداد داده ها در یک متغیر یا لیست
length
تعداد حروف عکس برای شناسایی فایل
length
کل تعداد حروف در فیلدهای مختلف در رکورد ذخیره شده
length
شماره بیتها که یک ثبات را می سازند
length
خط با طول جر حرف دارد
length
تعداد بیتهایی که به صورت افقی روی یک خط صفحه نمایش قرار می گیرند.
length
مدت
length
درجه
at length
بدرازا سرانجام
at length
مفصلا`
at length
بتفضیل
length
درازا
length
طول بدن اسب
whole length
تمام قد
length overall
طول کلی
length overall
طول ساختمان
length
قد
length
طول
floor length
رسیده بکف
f. distance or length
فاصله کانونی
field length
درازای میدان
floor length
هم کف
flange length
طول لبه
focal length
فاصله کانونی دوربین یاعدسی
fixed length
با درازای ثابت
floor length
اندازه کف
focal length
طول کانونی
focal length
فاصله کانونی
executive length course
زمین گلف کوتاهتر و اسانتراز معمول
excess length
طول افزوده شده
attenuation length
طول تضعیف
block length
درازای کنده
block length
درازای بلوک طول بلوک
block length
طول کندهای طول بلاک
bond length
طول پیوند
coherence length
طول همدوسی
cut to length
بصورت طولی بریدن
cut to length
طولی بریدن
bearing length
طول یاطاقان
double length
با طول مضاعف
double length
طول مضاعف
excess length
طول اضافی
file length
درازای پرونده
shoulder-length
مویبلند
length dimension
بعد
multiple length
با درازی چندگانه
line length
طول خط
line length
طول سطر
length of time
طول زمان
length of time
مدت
length of dam
طول سد
length of column
طول ستون
length of buttress
درازای پشتبند
length contraction
انقباض طول
joint length
طول اتصال
it is of variable length
طول ان تغییر میکند
it is of variable length
درازای ان متغیر
instruction length
طول دستورالعمل
half length
نصف درازا
half length
تصویر نیم تنه مجسمه نیم تنه
half length
نیم پیکر
nominal length
طول نامی
pulse length
درازای تپش
zero length launching
نوعی روش پرتاب موشک بااولین نیروی حرکت جت
word length
درازای کلمه
word length
طول کلمه
wave length
طول موج
variable length
با درازای متغییر
to measure one'd length
رو بزمین خوابیدن
to measure one'd length
دمر خوابیدن
to keep at arms length
اشنائی نکردن با
to keep at arms length
دوری کردن از
string length
طول رشته
register length
درازای ثبات
record length
طول رکورد
record length
درازای مدرک
gage length
طول قطعه مورد ازمایش
to keep at arms length
<idiom>
رو ندادن
grip length
طول قسمت رزوه نشده ساقه پیچ که معادل حداکثر ضخامت قطعات متصل شونده میباشد
arm's length
مستقل و برابر بودن طرفها
[یا شرکتها]
در معامله ای
[اقتصاد]
braking length
طول پارگی نخ
[طولی از نخ که در اثر وزن خودش پاره شود]
in the length of time
<adv.>
در طول زمان
edge length
درازای لبه
[ریاضی]
arm's length
معاملات ازاد
at arm's length
در دسترس
at arm's length
در بازورس
arc length
طول کمان
[ریاضی]
fixed word length
کلمه با طول ثابت
variable length records
رکوردهای با طول متغیر
fixed length record
رکورد باطول ثابت
fixed length record
رکورد با درازای ثابت
fixed length record
مدرک با درازای ثابت
variable word length
طول کلمه متغیر
knee-length sock
جورابساقبلند
magnetic path length
طول مسیر خطوط قوا
variable instruction length
دستورالعمل با طول متغیر
variable length record
رکورد با طول متغیر
wrist-length glove
دستکشمچ
variable length record
مدرک با طول متغیر
opera-length necklace
گردنبندبلند
matinee-length necklace
میلهجفت
stitch length regulator
منظمکنندهاندازهدوخت
I'll speak at length on this subject.
دراین باره مفصل صحبت خواهم کرد
de broglie wave length
طول موج دوبروی
inductance per unit length
اندوکتیویته در واحد طول
half length illusion
خطای ادراکی میانی
length measuring instrument
دستگاه اندازه گیری طول
effective length of strut
بلندی کمانش
effective length of strut
ارتفاع کمانش
supplier at arm's length
فروشنده آزاد
[اقتصاد]
The length and width of a room
طول و عرض اطاق
on an arm's length basis
بر اساس مستقل و برابر بودن
[در]
fixed word length computer
کامپیوتر با طول کلمه ثابت
variable length character encoding
رمزگذاری کاراکتر با طول متغیر
run length limited encoding
روش سریع و کارای ذخیره سازی داده روی دیسک که تغییرات روی بیتهای داده ذخیره می شوند
run length limited recording
ثبت محدود طول اجرا
variable word length computer
کامپیوتر با طول متغیر کلمه
mid-calf length sock
جورابسهربع
How long is a piece of string?
[Britisch E]
[Australian E]
[when length amount or duration is indeterminate]
<idiom>
من هم جوابی ندارم.
[وقتی کسی پرسشی دارد]
[اصطلاح مجازی]
How long is a piece of string?
[Britisch E]
[Australian E]
[when length amount or duration is indeterminate]
<idiom>
من هم نمی دانم
[وقتی کسی پرسشی دارد]
[اصطلاح مجازی]
full
بالغ رسیده
in full
کاملا
full
کامل
full
تمام
I'm full.
من سیر شدم
[هستم]
.
[اصطلاح روزمره]
in full
تمام وکمال
full well
خوب خوب
full well
بسیارخوب
full
انباشته
full
مملو
to the full
به منتهادرجه
to the full
کاملا
full
پر لبریز
full
پری
to the full
<idiom>
خیلی زیاد ،به طور کامل
full
تماس کامل قسمت مخصوص ضربه زدن چوب گلف با گوی
full
صفحه نمایش بزرگ VDU که یک صفحه متن کامل را نمایش میدهد
full
چرخش با پشتک کامل
full
چرخیدن ژیمناست
full
ابوینی
full
انجام جستجوی چیزی در یک متن در فایل یا پایگاه داده ها و نه در یک فضایی از ملاب
full
مدار تفریق دودویی که اختلاف دو ورودی را تولید میکند و یک رقم نقلی ورودی می پذیرد و در صورت لزوم رقم ثقلی خروجی تولید میکند
full
شرح محل یک دایرکتوری
full
کد فایل در آن ذخیره شده است
full
ارسال داده روی کانال در دو جهت
full
مدار جمع دودویی که می توان مجموع دو ورودی را حساب کند و عدد نقلی ورودی را می پذیرد و در صورت لزوم رقم نقلی خروجی تولید میکند
full
که از همه صفحه موجود استفاده میکند. درون یک پنجره نشان داده نمیشود
full
کامل یا شامل همه چیز
full
پر کردن درون چیزی تا حد امکان
full
کامپیوتر همراه با کارت مخصوصی که به قدری سریع است که تصاویر ویدیویی متحرک را می گیرد و نمایش میدهد.
full
تمام قدرت
full
تمام تکمیل
full and down
ناو پر بار و سنگین
full up
پر- مملو - لبریز
full and by
پرونیمهپر
full
پر
full
فول اکنده
full
سیر
full
پرکردن پرشدن
full
سیری
full step
گام کامل
full wave
تمام موج
full timer
شاگردتمام روز
full tilt
باسرعت زیاد
full screen
تمام صفحه
full section
برش کامل
full speed
سرعت کامل
full speed
حداکثر سرعت
full summer
چله تابستان
full summer
عین تابستان
full spinner
حرکت گوی بولینگ با حالت فرفره
full subtractor
تمام کاهشگر
full step
یک قدم کامل
to its full extent
<adv.>
کاملا
full time
تمام روز
full tracked
تمام زنجیر
full tracked
تمام شنی
full time
زمان اشتغال بکار
full track
تمام شنی خودرو تمام شنی
full to repletion
پرپر
full to repletion
پر
full track
شنی دار کامل
full toss
پرتاب به سوی میله بدون تماس با زمین
full view
نمای تمام رخ
full view
نمای روبرو
full timer
بچهای که درهمه ساعات اموزشگاه دراموزشگاه میما
full tracked
خودرو تمام شنی
to its full extent
<adv.>
بکلی
full word
کلمه کامل
full time
پیوسته کاری تمام وقت
full word
تمام کلمه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com