Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 206 (10 milliseconds)
English
Persian
atomic weight
وزن اتمی یک عنصر که برمبنای 61 وزن اتمی اکسیژن قرار داده شده است
atomic weight
جرم اتمی
atomic weight
وزن اتمی
atomic weight
wt.at :symb
Search result with all words
gram atomic weight
وزن گرمی اتم
gram atomic weight
وزن اتمی به گرم
Other Matches
weight average molecular weight
میانگین وزنی وزن مولکولی
atomic
1-مربوط به یک اتم 2-عملیاتی که اگر در حین پردازش قط ع شود داده را به وضع اولیه خود بر می گرداند
atomic
ساعت خیلی دقیقی که از تغییر انرژی اتم ها به عنوان مرجع استفاده میکند
atomic
تجزیه ناپذیر
atomic
اتمی
atomic
ریز
atomic
هستهای
atomic
ذرهای
atomic
مربوط به جوهر فرد
atomic bond
پیوند اتمی
atomic clock
ساعت اتمی
atomic configuration
ارایش اتمی
atomic crystal
بلور اتمی
atomic orbital
اوربیتال اتمی
atomic energy
نیروی اتمی
atomic fission
شکافت اتمی
atomic fallout
ریزه پرتوزا
atomic energy
تبدیل جرم به نیرو در تبادلات اتمی یک عنصر
atomic energy
انرژی اتمی
atomic fusion
گداخت اتمی
atomic fusion
همجوشی اتمی
atomic nucleus
هسته اتم
atomic mass
جرم اتمی
atomic lattice
شبکه اتمی
atomic interaction
بر هم کنش اتمی
atomic number
عدد اتمی
atomic pile
واکنشگاه اتمی
atomic number
عدد پروتونی
atomic absorption
جذب اتمی
atomic weapon
جنگ افزار اتمی
atomic units
یکاهای هارتری
atomic time
زمان انفجار اتمی
atomic theory
فرضیهء اتمی که تمام مواد راترکیبی از ذرات اتم میداند تئوری انفصال ماده
atomic structure
ساختار اتمی
atomic spectroscopy
طیف بینی اتمی
atomic size
اندازه اتمی
atomic size
اندازه اتم
atomic radius
شعاع اتمی
atomic radius
شعاع اتم
atomic polarization
قطبش اتمی
atomic reactor
واکنشگاه اتمی
atomic mass unit
واحد اتمی جرم
atomic hydrogen welding
جوشکاری هیدروژنی
effective atomic number
عدد اتمی موثر
atomic air burst
ترکش هوایی اتمی
atomic scattering factor
عامل شکل اتمی
atomic demolition munition
خرج تخریب مهمات اتمی مهمات مخصوص تخریب جنگ افزار اتمی
atomic form factor
عامل شکل اتمی
atomic underground burst
ترکش زیرزمینی اتمی
atomic form factor
ضریب پراکندگی اتمی
atomic scattering factor
ضریب پراکندگی اتمی
atomic hydrogen arc welding
جوش قوسی بوسیله اتم هیدروژن
atomic power station
[plant]
نیروگاه هسته ای
linear combination of atomic orbitals
ترکیب خطی اوربیتالهای اتمی
european atomic energy community
جامعه نیروی اتمی اروپا اتحادیه متشکل از بلژیک وفرانسه و المان و ایتالیا ولوگزامبورک و هلند که هدفش ایجاد تسهیلات مختلف در راه بهره برداری ازانرژی اتمی است
international atomic energy agency
اژانس بین المللی انرژی اتمی
self weight
خود وزن
it is of no weight
قدرواهمیتی ندارد
weight in
وزن کشی
self weight
ویژه وزن
weight
گرانی
weight
وزن دادن
weight
وزن
weight
بارکردن
weight
سنگینی
weight
سنگ وزنه
weight
سنگین کردن
weight
نزن
weight
چیزسنگین
weight
لنگر
weight
میزان
weight
بالا کشیدن لنگر نیروی لازم برای کشیدن زه
weight
قطعه سرب درکیف زین برای جبران کمبودوزن اسب
weight
فشار
unladen weight
وزن کامل خودرو
statistical weight
وزن اماری
statistical weight
احتمال ترمودینامیکی
unladen weight
وزن ناخالص خودرو
weight and measures
سنگ و اندازه
the weight is kilogrammes
وزن
the weight is kilogrammes
ان 5 کیلوگرم است
to carry weight
نفوذ یا اهمیت داشتن
toe weight
وزنه فلزی وصل به سم جلویی اسب در ارابه رانی برای تنظیم گامهای اسب
total weight
وزن کل
unit weight
وزن مخصوص
unit weight
وزن واحد
net weight
وزن کلی
net weight
وزن خالص
operating weight
وزن عملیاتی
paper weight
کاغذ نگهدار
paper weight
وزنه
ramp weight
حداکثر وزن ممکن هواپیما
make weight
سر وزن رسیدن وزنه بردار
make weight
سر وزن رسیدن در بوکس وکشتی
short weight
سنگ کم
short weight
وزنه کم
specific weight
وزن مخصوص
specific weight
سنگینی ویژه
dead weight
وزن خالص وسیله حمل ونقل بدون بار
specific weight
وزن ویژه
dead weight
کالاهای سنگین که کرایه حمل انها براساس وزن تعیین میگردد مانند ذغال سنگ واهن
wet weight
وزن خالص مایعاتی که معمولا هنگام کارکردن وجوددارند
where is the kilogramme weight ?
سنگ کیلوگرم کجاست
where is the kilogramme weight ?
وزنه ....
sliding weight
وزنمتحرک
weight trainer
مربیوزنه
weight trainer
آموزندهوزنه
You are going to gain weight. if you let yourself go.
اگر جلوی خودت را نگیری چاق می شوی
pull one's weight
<idiom>
کارها را تقسیم کردن
put on weight
<idiom>
افزایش وزن
throw one's weight around
<idiom>
ازنفوذ کسی برای رسیدن به چیزی استفاده کردن
to lose weight
لاغر شدن
carpet weight
وزن فرش
dead weight
وزن بی اوار
light-weight
سر خالی
weight zone
مربع وزن گلوله
weight training
بدن سازی
weight throw
پرتاب وزنه
weight belt
کمربند با وزنه هایی برای سنگین کردن بدن غواص برای رفتن به عمق موردنظر
weight function
تابع وزنی
dead weight
خودوزن
weight index
شاخص موزون
weight lifter
وزنه بردار
weight ton
تن سنگین
weight lifting
وزنه برداری
weight man
پرتابگر وزنه یا چکش پرتابگر چکش
weight of solids
وزن ذرات
weight percent
درصد وزنی
weight program
تمرین وزنه برداری
weight ratio
نسبت وزن
weight the sugar
قند را بکشید
dead weight
ویژه وزن
dead weight
وزن خشکه
equivalent weight
وزن معادل
equivalent weight
وزن هم ارز
fixed weight
وزن ثابت
formula weight
وزن فرمولی
gross weight
وزن کل
gross weight
وزن کل هواپیما یاخودرو با بار وزن خالص
gross weight
وزن ناویژه
gross weight
وزن ناخالص
gross weight
وزن با فرف
he is half your weight
وزن او نصف وزن شما است
heavy weight
سنگین وزن
heavy weight
18+ کیلوگرم
drop weight
وزن سقوطی
draw weight
نیروی لازم برای کشیدن زه
design take off weight
حداکثر وزن پیش بینی شده هنگام برخاستن هواپیمابرای استفاده در محاسبات طراحی
avoirdupois weight
اوزان و مقیاسات اجناس
basis weight
وزن پایه
bat weight
وزنه اضافی متصل به چوب بیس بال
beta weight
وزن بتا
bow weight
وزن کمان
brake weight
لنگر
volumetric weight
وزن حجمی
weight by volume
وزن حجمی
certificate of weight
گواهی وزن
counter weight
وزنه تعادل
counter weight
پاسنگ
counter weight
وزنه مقابل
cross weight
وزن ناخالص
curb weight
وزن کل خودرو با سوخت وتجهیزات
empty weight
وزنه بدنه هواپیما و موتور وتجهیزات ان
molecular weight
جرم مولکولی
milliequvalent weight
وزن هم ارز میلی گرمی
middle weight
میانه
middle weight
میان وزن
maximum take off weight
حداکثر وزن برخاستن
light weight
سبک وزن در اصطلاح کشتی و مشت زنی و مانندانها
make-weight
سر وزن رسیدن در بوکس وکشتی
molecular weight
وزن مولکولی
letter weight
کاغذ نگاه دار
heavy weight
001 کیلوگرم
make-weight
سر وزن رسیدن وزنه بردار
heavy weight
38+ کیلوگرم
laden weight
وزن کلی خودرو با بار
landed weight
وزن کالا هنگام تخلیه
landing weight
وزن فرود
landing weight
وزن با هنگام تخلیه
it pulls its weight
نسبت به سنگینی خودش خوب می کشد
power to weight ratio
نسبت وزن اتومبیل به نیروی اسب ان
ankle/wrist weight
کمربندلاغری
design landing weight
حداکثر وزن پیش بینی شده هنگام فرود هواپیما برای استفاده در محاسبات طراحی
maximum landing weight
حداکثر وزن فرود
To weight the pros and cons of something.
خوب وبد چیزی را بررسی کردن (سنجیدن )
To weight up the pros and cons of something .
مطلبی راسبک وسنگین کردن (بررسی کردن )
sash balancing weight
وزنه متعادل کننده
molecular weight distribution
توزیع وزن مولکولی
molecular weight determination
تعیین وزن مولکولی
aitcraft operating weight
وزن اصلی هواپیما
light weight concrete
بتن سبک
area weight balance
ترازوی مسطح
sash balancing weight
پارسنگ
dead weight tonnage
گنجایش باری
size weight illusion
خطای ادراکی اندازه- وزن
special weight race
مسابقهای که تعیین وزن اضافی ارتباطی با جدول وزن نسبت به سن ندارد
governor balance weight
وزنه تعادل رگولاتور
gram equivalent weight
وزن گرمی هم ارز
gram equivalent weight
وزن هم ارز- گرم
weight for age race
مسابقه اسبها با وزنهای طبق جدول سنی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com