Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
English
Persian
attack position
موضع تک
Other Matches
attack
[on]
حمله کردن
[بر]
attack
فشار برای پایان دادن به عمل یک بازیگر کریکت
attack
مبادرت کردن به
attack
اعتداء
attack
تعدی
attack
حمله کردن
attack
تک کردن
attack
تک
attack
افند
attack
تکش
attack
تاخت
attack
حمله کردن بر
attack
مبادرت کردن به تاخت کردن
attack
با گفتارونوشتجات بدیگری حمله کردن
attack
حمله
attack
تاخت و تاز یورش
attack
اصابت یا نزول ناخوشی
attack transport
ناوحمل و نقل شرکت کننده درنیروی اب خاکی
attack transport
ناو ترابری نیروی تک
attack timing
زمان بندی تک
attack teacher
وسیله اموزش عملیات ضدزیردریایی وانمودساز تک ضدزیردریایی
attack speed
سرعت تک
attack size
استعداد وسایل درگیر در تک
attack size
اندازه تک
line of attack
سینه شمشیرباز
landing attack
تک همراه با پیاده شدن به ساحل
beam attack
تک هواپیمای رهگیری که بازاویه افقی بیش از 54 درجه و کمتر از 531 درجه انجام میشود
landing attack
تک فرود یا پیاده شدن به ساحل با کشتی یاهواپیما
launch an attack
حمله کردن
banzai attack
حمله بی پروا
backside attack
حمله از پشت
launch an attack
شروع حمله
launch an attack
اجرای حمله شروع تک
line of attack
هدف
attack zone
منطقه حمله
attack plotter
ردنگار هدف
attack group
گروه تک
attack group
گروه تک به ساحل
attack heading
سمت تک
attack heading
جهت تک
attack helicopter
هلیکوپتر تک ور
attack helicopter
هلیکوپتر تک
main attack
تلاش اصلی نیروها
attack on preparation
شمشیرباز اماده برای حمله
attack on the blade
حمله شمشیرباز به تیغه
attack origine
محل یا منبع تک
attack origine
محل اغازتک
attack origine
کشور اغازکننده تک
main attack
تک اصلی
attack pattern
ارایش تک
attack plane
هواپیمای تک
attack plotter
وسیله ردنگار
attack force
نیروی تک کننده به ساحل نیروی تک
internal attack
تک داخلی یا تک از داخل
coordinated attack
تک هم اهنگ شده
corrosive attack
اغاز و توسعه خورندگی
double attack
حمله دویل
diversionary attack
تک منحرف کننده توجه دشمن
diversionary attack
تک انحرافی
discovered attack
حمله برخاست
creeping attack
تک مرحله به مرحله
creeping attack
تک خیزبه خیز
creeping attack
تک هماهنگ شده ضد زیردریایی
creeping attack
تک غافلگیرانه دریایی
direction of attack
سمت حمله
frontal attack
حمله جبههای
direction of attack
سمت تک
deliberate attack
تک با فرصت
cut off attack
تک قطع کننده مسیر
cut off attack
تک هواپیمای رهگیر به متجاوز
durkin attack
حمله دیورکین
dutch attack
حمله هلندی
compound attack
حمله شمشیرباز با حرکات پی در پی
holding attack
تک بازدارنده
holding attack
تک متوقف کننده
holding attack
تک تثبیت کننده
frontal attack
تک جبههای
night attack
شبیخون
casualty attack
تک غافلگیری که به منظورتولید تلفات انجام میشود تک غافلگیری ش م ر
four powns attack
حمله چهار پیاده
false attack
حمله معین شمشیرباز درانتظار واکنش معین
electrophilic attack
حمله الکترون دوستی
echelon of attack
موج حمله
close attack
سه مهاجم
cloud attack
تک شیمیایی با مواد سمی
cloud attack
تک با ابر شیمیایی
echelon of attack
رده حمله
dutch attack
دفاع برد
composite attack
حمله شمشیرباز با حرکات پی در پی
cut off attack
تک برشی
attack director
وسایل محاسباتی سیستم کنترل اتش دریایی وسیله هادی تک اتش دریایی
counter attack
حمله متقابله
yogoslav attack
حمله یوگوسلاو در واریاسیون دراگون دفاع سیسیلی شطرنج
velimirovic attack
حمله ولیمیروویچ در حمله سوزین از دفاع سیسیلی شطرنج
torre attack
حمله توره در پیاده وزیرشطرنج
to resist an attack
حملهای رادفع کردن
to resist an attack
در مقابل حملهای مقاومت یاایستادگی کردن
surprise attack
تک غافلگیری تک غافلگیرانه
surprise attack
تک ناگهانی
stern attack
تک نزولی ازسمت عقب
stern attack
در رهگیری هوایی تکی که هواپیمای تک کننده با زاویه 54 درجه یا بیشتر به هدف انجام میدهد
spoiling attack
تک ممانعتی
spoiling attack
تک ایذایی
attack pattern
الگوی تک
sozin attack
حمله سوزین در دفاع سیسیلی
simple attack
حمله ساده
sicilian attack
حمله سیسیلی شطرنج گشایش انگلیسی شطرنج
heart attack
حملهی قلبی
attack line
خطاصابت
attack on humans
آسیببشری
counter attack
پاتک
counter-attack
حمله متقابله
counter-attack
پاتک
suicide attack
قصد کشت بوسیله خودکشی
suicide attack
حمله با خودکشی
a racist attack
حمله ای با غرض نژاد پرستی
She had a heart attack .
قلبش گرفت ( حمله قلبی )
To attack someone from the back.
از پشت به کسی حمله کردن
wing attack
حملهگوشه
goal attack
گلزن
attack on nature
آسیبمحیطزیست
spray attack
پخش مواد شیمیایی وبیولوژیکی از راه هوا برای تولید تلفات
progressive attack
پیشروی شمشیرباز با حرکات تهاجمی گوناگون
main attack
حمله اصلی
angle of attack
زاویه حمل
anxiety attack
حمله اضطراب
open to attack
در معرض حمله
nimzovitch attack
گشایش لارسن
nimzovitch attack
حمله نیمزوویچ
momentum of attack
شدت حمله
momentum of attack
دور حمله
attack altitude
ارتفاع تک
attack assessment
ارزیابی نتایج تک
attack assessment
ارزیابی تک
attack block
دفاع روی تور والیبال
moller attack
حمله مولر در جوئوکوپیانوشطرنج
minority attack
حمله اقلیت پیادهای شطرنج
attack carrier
ناو هواپیمابر افندی
minority attack
حمله مینوریته
mating attack
حمله ماتی
marshall attack
حمله مارشال در روی لوپس
angle of attack
زاویه تک
anderssen attack
حمله اندرسن در دفاع فرانسوی شطرنج
preemptive attack
تک پیشگیری
absence attack
حمله غیاب
accidental attack
تک تصادفی
air attack
تک هوایی
air attack
حمله هوایی
preparation of attack
شمشیرباز اماده حمله
preemptive attack
تک ممانعتی تک پیشگیری کننده از شروع تک دشمن تک ممانعتی
phased attack
تک مرحله به مرحله
post attack
بعد از اجرای حمله یا تک وقایع بعد از اجرای حمله
pillsbury attack
حمله پیلزبری در گامبی وزیرشطرنج
phased attack
تک مرحله بندی شده حمله مرحله بندی شده
panov botvinnik attack
دفاع پانوف- باتوینیک دردفاع
king's indian attack
حمله هندی شاه شطرنج
panov botvinnik attack
کارو- کان شطرنج
max lange attack
حمله ماکس لانگه در دفاع دواسب یا در جوئوکوپیانوشطرنج
search attack unit
ناو گروه شکارزیردریایی
richter rauzer attack
حمله ریشتر- راوزر در دفاع سیسیلی شطرنج
critical angle of attack
زاویه بین محور طولی هواپیما و جهت جریان نسبی هوا
search attack unit
یکان تجسس و تک ضدزیردریایی
deep creep attack
تک ناگهانی با بمب زیرابی
attack nuclear carrier
ناو هواپیمابر افندی هستهای
attack conditon , bravo
ب
alekhine chatard attack
حمله الخین- شاتار در دفاع فرانسوی شطرنج
blade angle of attack
زاویه حمله تیغه
attack condition , alfa
وضعیت تک
attack aircraft carrier
ناو هواپیمابر تهاجمی
back side attack
حمله از پشت
back side attack
پس تک
attack cargo ship
ناو باربری تهاجمی
attack cargo ship
ناوحمل و نقل مخصوص تک
counter attack to outside hook
پلنگ شکن
critical angle of attack
زاویه حمله
attack conditon , bravo
وضعیت تک
attack condition , alfa
الف
critical angle of attack
زاویه حمله بحرانی
position
مستقرشدن یاکردن
position
منصب
t position
حالت یک اسکیت عمود براسکیت دیگر
position
مقام شغل سازمانی
position
قرار دادن چیزی در محل خاص
position
مقام
position
حالت محل سازمانی
position
قراردادن امورات مربوط به وفایف
position
شکل موقعیت
position
موضع
on position
وضعیت وصل
an a for a position
درخواست دهنده برای کار
y position
حالت- ایگرگ
position
وضعیت
position
موضعگیری مدافع موضعگیری مدافع
position
جایگاه
position
شغل
position
نهش
position
مرتبه مقام
position
محل
position
مدت زمان لازم برای دستیابی به داده ذخیره شده روی دیسک درایو یا ماشین نوار. حاوی تمام حرکات ماده از قیبل نوک خواندن و بازو
to be in a position to do something
موقعیتش باشد که کاری را انجام بدهند
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com