English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 104 (2 milliseconds)
English Persian
auto dial خود شماره گیر
Other Matches
dial شاخص
dial up استفاده از یک شماره گیر یا دکمه فشاری تلفن برای ایجاد مکالمه تلفنی ایستگاه به ایستگاه
dial up شماره گیری
dial راهی برای نمایش و یا کنترل یک تنظیم که پیوسته میباشد
dial شماره گیری با تلفن
dial امکانی درمودم که خودکار شماره گیری میکند.
dial شماره گیری با تلفن که در طرف دیگر یک مودم و یک کامپیوتر قرار دارند.
dial تنظیم کردن درجه بندی مدور صفحه نمره گیر تلفن
dial صفحهء مدرج ساعت صفحهء عقربک دار
dial گرفتن تلفن یارادیو و غیره
dial شماره گرفتن
dial صفحه شماره گیر
dial صفحه مدرج
dial گرداندن
dial انتخاب کردن
dial up line خط تلفن معمولی که میتواندبه عنوان دست دستگاه فرستنده در مخابرات استفاده شود
dial up service سرویس اطلاعات onlineکه باشماره گیری کامپیوترمرکزی قابل دستیابی است
dial signal بوق ازاد برای شماره گیری
dial pulse تپش شماره گیری
dial light لامپ صفحه مدرج
dial indicator دستگاه نشاهدهنده مدرج
dial in modem مودمی که خودکار پاسخ میدهد و در هر زمانی برای دستیابی به سیستم قابل استفاده است
dial collar حلقه مدرج
dial cable کابل صفحه مدرج
calling dial صفحه شماره گیر تلفن صفحه نمره گیر تلفن
dial collar طوقه یا حلقه درجه بندی شده
dial gauge قطر
dial graduation مقیاس درجهای
dial graduation تقسیم بندی درجهای
dial up terminal ترمینال شماره گیری
graduated dial صفحه مدرج
moon dial ساعت مهتابی
selector dial صفحه شماره گیری
dial gage دستگاه اندازه گیری تغییربعدهای بسیار کوچک
tension dial درجهریزودرشتبافت
pressure dial درجهفشار
lock dial تنظیمقفل
dial tones بوق آزاد
dial tone بوق آزاد
vernier dial صفحه مدرج ورنیهای
telephone dial صفحه نمره گیر تلفن
sun dial افتاب نما مقنطره
calculator dial صفحهمدرجحسابگر
sun dial ساعت افتابی
dial test indicator دستگاه نشاندهنده مدرج دستگاه ازمایش کننده مدرج
direct reading dial درجه بندی برای قرائت مستقیم
dial feed press پرس میزی گردان
dial depth gage عمق سنج مدرج
dial bench gage میز اندازه گیری
dial feed press پرس رولور
slide rule dial صفحه مدرج خط کش محاسبهای
dial-type display نمایشصفحهاعداد
dial indicator micrometer میکرومتر با صفحه مدرج
carriage control dial کنترلشمارهگیرنورد
auto شماره تلفن
auto پیوندیست بمعنی " خود" و " وابسته بخود" و " خودکار".
auto توانایی برخی از برنامههای کاربردی مثل کلمه پرداز و نرم افزار پایگاه داده ها که خود کار فایل مصرفی را ضبط کرده هر چند دقیقه
auto امکانی در مودم برای شماره گیری مجدد در صورت اشغال خط تا وقتی که پاسخ دهد
auto امکان تکرار مجدد حرف در صورتی که کلید پایین نگه داشته شود
auto توانایی کامپیوتر برای مقدار دهی اولیه و بار کردن مجدد سیستم عامل در صورت بروز خرابی یا قط ع
auto خودکار یا آنچه بدون نیاز به کابر کار کند
auto توانایی صفحه نمایش برای نشان دادن همان تصویر پس از عوض کردن nesolution آن
auto تابع تشخیص صحت خودکار پس از ضبط داده
auto الگویی از برخی برنامههای گرافیکی که یک تصویر بیتی را به برداری تبدیل میکند به این ترتیب که لبههای شکل را در تصویر قرار میدهد و اطراف آن خط می کشد
auto امکان بار کردن خودکار برنامه پس از روشن شدن کامپیوتر
auto تا از خرابی در صورت قط ع برق جلوگیری شود
auto da fe رای دادگاه
auto da fe اجرای رای
auto da fe اجرای حکم اعدام ومجازات شخص مرتد
auto :خودرو
auto ماشین سواری
auto کلمه رمز و نام کاربر که پس از تمام شدن صفحه وقتی توسط یک سیستم از راه دور تقاضا میشود ارسال میشود
auto توانایی مودم برای پاسخ خودکار به تلفن پس از زنگ زدن
auto توانایی یک مدار برای احساس کردن و انتخاب خودکار نرخ صحیحی برای یک خط
auto توانایی نوار خوان که پس از رسیدن به انتهای نوار می ایستد
auto سیستم کامپیوتری که یک تابع راه انداز را پس ازشروع مقداردهی اولیه میکند
auto سیستمی که در آن کاغذ چاپگر به طور خودکار به صفحه بعد می رود
auto امکانی در مودم برای شماره گیری مجدد و ضبط داده
auto متنی که خودکار اطراف یک تصویر یا از یک صفحه به صفحه دیگر می چرخد
auto-immune وابسته به تولید پادتنهای مضر
auto-immune خودایمن
auto ignition خودسوزی
auto racing مسابقه اتومبیل رانی
auto rich مخلوط غلیظ سوخت و هوا که نسبت ان توسط کنترل کننده مخلوط اتوماتیک درکاربوراتور ثابت نگهداشته میشود
auto starter استارت خودکار
auto transformer اتو- ترانسفورماتور
auto restart شروع دوباره به صورت خودکار
auto repeat خود تکرار
auto radio گیرنده اتومبیل
auto radio رادیوی اتومبیل
auto lean مخلوط رقیق سوخت و هوا که نسبت ان توسط کنترل کننده اتوماتیک در کاربوراتور ثابت نگاهداشته میشود
auto drome پیست اتومبیل رانی
auto cat هواپیمای رله کننده هواپیمای واسطه مخابراتی
auto cad اتوکد
auto load خود بارکن
auto body اطاق اتومبیل
auto answer خود جواب
auto dialing modem مدم خود شماره گیر
auto/manual selector دکمهانتخابدستی
auto body sheet بدنه اتومبیل
auto reverse button دکمهمعکوساتوماتیک
auto answer indicator جوابگویاتوماتیکی
Unimog [a range of multi-purpose auto four-wheel drive medium trucks] یونیماک [حمل و نقل]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com