English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English Persian
average deviation انحراف متوسط
average deviation انحراف میانگین
Other Matches
deviation از شروط و مقررات قراردادتجاوز کردن و خارج شدن
deviation خطا
deviation تغییر مسیر
mean deviation انحراف میانگین
deviation iq هوشبهر انحرافی
mean deviation انحراف متوسط
deviation انحراف عقربه قطبنما
deviation مغایرت
deviation انحراف جنسی
deviation انحراف
deviation اختلاف سمت
deviation سمت
deviation انحراف سمتی
deviation کجی
deviation انحراف مغناطیسی یا انحراف محور قطب نما انحراف ازمسیر
deviation کج روی
mean square deviation مغایرت
mean square deviation میزان انحراف متداول
mean square deviation اختلاف
absolute deviation انحراف اصابت گلوله تا مرکز هدف
quartile deviation انحراف چارک
absolute deviation انحراف مطلق
quartile deviation انحراف چارکی
range deviation انحراف بردی
range deviation خطای بردی توپ یا گلوله
residual deviation انحراف مانده
mean absolute deviation انحراف میانگین
azimuth deviation اختلاف گرای نجومی اختلاف سمت هواپیما
curve of deviation منحنی انحراف
curve of deviation نمودار نپر diagram Napier : syn
deviation factor ضریب انحراف
deviation factor تراکم پذیری
deviation factor ضریب تراکم پذیری
deviation score نمره انحراف
deviation table جدول انحراف مغناطیسی
deviation table جدول انحراف
frequency deviation انحراف فرکانس
magnetic deviation میزان خطای قرائت عقربه مغناطیسی خطای عقربه
magnetic deviation deviation
maximum deviation انحراف حداکثر
azimuth deviation انحراف گرا
sexual deviation انحراف جنسی
standard deviation انحراف معیار
permissible deviation تفاوت مجاز
gas deviation factor ضریب تراکم پذیری
gas deviation factor تراکم پذیری
gas deviation factor ضریب انحراف
coefficient of quartile deviation ضریب انحراف چارکی
average out میانگین در نظر گرفتن
average particular خسارت وارده بر کشتی
with particular average مشمول خسارات خاص
average value میانگین
average value مقدار متوسط
average value ارزش میانگین
average value مقدار میانگین
on average [on av.] در میانگین
particular average خسارات جزئی
particular average خسارت خاص
particular average خسارت جزئی
above average <adj.> بیشتر از حد متوسط
on average [on av.] در حالت کلی
on average [on av.] روی هم رفته
above average <adj.> بالاتر از حد متوسط
above-average <adj.> بالاتر از حد متوسط
over-average <adj.> بیش از حد متوسط
above-average <adj.> بیش از حد متوسط
above average <adj.> بیش از حد متوسط
over-average <adj.> بیشتر از حد متوسط
above-average <adj.> بیشتر از حد متوسط
over-average <adj.> بالاتر از حد متوسط
with average شامل خسارات خصوصی وجزئی
average متوسط
average متوسط زمانی لازم از وقتی که تقاضا فرستاده میشود و داده برگردانده میشود
average خسارت
average معدل میانگین
average مقدار متوسط
average میانگین گرفتن به دست اوردن مقدار متوسط
average معدل
average عدد بدست آمده از جمع چندین عدد تقسیم آنها را بر تعداد این اعداد
average ایجاد میانگین
average متوسط زمان لازم که کاربر باید صبر کند تا به خط ارتباطی دسترسی پیدا کند
average میانگین ناشی از محاسبه چندین عامل که ارزشی بیشتر از سایرین دارد
average در حالت کلی
average میانگین حسابی متوسط حسابی
average معدل گرفتن
average خسارت بحری
average حد وسط
average میانگاه
average میانگین
average رویهمرفته بالغ شدن
average میانه قرار دادن میانگین گرفتن
average پیدا کردن
average درجه عادی میانگین
average میانه متوسط
average حد متوسط
average متوسط خسارت در بیمه
average میانگین موفقیت
average روی هم رفته
average clause بند یا ماده خسارت
average bond ضمانتنامه پرداخت خسارت دریائی
average bond ضمانت نامه جبران خسارت
average conditions شرایط عادی
average available discharge بده متوسط مفید
average clause عبارتی که در بیمه نامه دریایی درج میشود و حاکی از ان است که برخی از کالاهااز شمول این خسارت خارج میباشد
weighted average متوسط وزنی
average conditions شرایط متوسط
average cost هزینه متوسط
average cost میانگین هزینه
goal average گل شماری
goal average گل اواژ
general average خسارت دریایی عمومی خسارت کلی
average available discharge بده میانگینی دسترس
monthly average متوسط ماهیانه
weighted average میانگین موزون
average radius شعاع میانه
with pwrticular average مشمول خسارت خاص
average key کلیدوسط
Nikkei average شاخصسهام درژاپن
simple average میانگین ساده
weighted average میانگین وزنی
average latency رکود متوسط
average adjuster کارشناس تعیین خسارت بیمه
average stater کارشناس تعیین خسارت بیمه
average adjustment تصفیه خسارت
moving average میانگین متحرک
moving average میانگین غلتان
free of particular average معاف از خسارات جزئی
free of all average معاف از هرگونه خسارت
average life عمر متوسط
average revenue درامد متوسط
average revenue قیمت عادی
average revenue قیمتی که خریدارمی پردازد
average speed سرعت متوسط
average speed سرعت متوسط حرکت
average strength استعداد پرسنلی متوسط میانگین استعداد پرسنلی
average intensity شدت جریان متوسط
average input نهاده متوسط
average heading جهت متوسط هواپیما
average voltage ولتاژ متوسط
average yield بازده متوسط
average return بازده متوسط
average radius شعاع میانگاه
average life عمر میانگین
average output محصول متوسط
average life عمر متوسط اقلام دارائی
average payment پرداخت متوسط
average price قیمت متوسط
average price میانگین قیمت
average product محصول متوسط
average product تولید متوسط
average productivity بهره دهی متوسط
average productivity بازدهی متوسط
average latency تاخیر متوسط
average heading جهت متوسط مسیر
average flow جریان متوسط
batting average میانگین توپزنی
average depth عمق متوسط
average discharge بده میانگین
average costs معدل هزینه کل محصولات
average discharge بده متوسط
average cost میانگین هزینههای تولیدی هر واحد
composite average معدل امتیاز بازیگر بولینگ
average flow بده میانگین
bowling average میانگین امتیازهای توپ انداز
bowling average معدل امتیاز بازیگربولینگ
average efficiency بازده متوسط
average expense هزینه متوسط
average error خطای میانگین
batting average میانگین تعدادامتیازهای یک دور بازی کریکت
average propensity to consume میل متوسط به مصرف نسبتی از درامد که به مصرف اختصاص می یابد
average propensity to save میل متوسط به پس انداز نسبتی از درامد که به پس انداز اختصاص می یابد
average revenue product درامد متوسط محصول
average propensity to save y/s= APS
average degree of polymerization درجه متوسط بسپارش
average limit of ice حد متوسط یخ
average marginal relationship رابطه مفاهیم متوسط ونهائی
average molecular speed سرعت مولکولی متوسط
average net return بازده خالص متوسط
earned run average میانگین امتیاز کسب شده
general average statement صورت یا اعلامیه خسارت کلی
average cost pricing قیمت گذاری بر اساس هزینه متوسط
fair average quality کیفیت متوسط مناسب
average reaction rate مقدار متوسط واکنش
average reaction rate سرعت متوسط واکنش
average variable cost هزینه متوسط متغیر
average kinetic energy انرژی متوسط جنبشی
average purchase rate نرخ متوسط خرید
average annual precipitation متوسط بارندگی سالینه
time average symmetry تقارن میانگین زمانی
average variable cost هزینه متوسط
average tax rate نزخ متوسط مالیات
average variable cost متغیر
free of general average معاف از خسارات عمومی
average seek time مدت متوسط جستجو
average total cost هزینه متوسط کل
average fixed cost هزینه ثابت متوسط
average evoked potential پتانسیل فراخوانده متوسط
annual average score میانگین نمره سالیانه تعرفه خدمتی
pass completion average میانگین موفقیت بازیگر درگرفتن پاس
reasonable of average wage fair اجرت المثل
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com