Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 86 (6 milliseconds)
English
Persian
avoidable costs
هزینههای قابل اجتناب
Other Matches
avoidable
اجتناب پذیر
at all
[any]
costs
<adv.>
در هر حال
[بی شرط]
on costs
هزینههای غیرمستقیم
on costs
هزنههای ثابت
overall costs
هزینه کلی
with costs
بعلاوه هزینه دادرسی
overall costs
هزینه کامل
costs
خسارت دادرسی
costs
هزینه دادرسی
with costs
با هزینه دادرسی
supplementary costs
هزینههای مکمل
storage costs
هزینههای انبارداری
supplementary costs
هزینههای اضافی
tangible costs
هزینههای محسوس هزینههای مرئی هزینههای عینی
standard costs
هزینههای نرمال
standard costs
هزینههای استاندارد
spillover costs
عوارض منفی خارجی
spillover costs
هزینههای خارجی
selling costs
هزینههای فروش کالا
selling costs
هزینههای فروش
security for costs
تامین هزینه دعوی
secondary costs
هزینههای غیر مستقیم یاثانوی
recurring costs
هزینههای تکرار شونده
taxation of costs
مالیات هزینه دادرسی
taxation of costs
ارزیابی هزینههای دعوی
to carry costs
هزینه مرافعه دادن
construction costs
هزینه های ساختمان
total costs
هزینه کامل
total costs
هزینه کلی
What costs little is little esteemed .
<proverb>
آنچه کم بهاست ارج کمترى دارد .
At all costs . At any price .
به هر قیمتی که شده
It costs quite a bit .
کلی پولش می شود
running costs
پرداختروزانهپول
I must get hold of her at all costs.
بهر قیمتی شده باید گیرش بیاورم
wage costs
مخارج دستمزد
valuation of costs
ارزش گذاری هزینه ها
transaction costs
هزینههای معاملاتی
construction costs
هزینه های ساخت و ساز
real costs
هزینههای واقعی
average costs
معدل هزینه کل محصولات
historical costs
هزینه اولیه
fixed costs
هزینههای که وابسته به حجم تولید نمیباشد
fixed costs
هزینههای سرمایهای
fixed costs
هزینههای ثابت
estimate of costs
تخمین مخارج
environmental costs
مضار زیست محیطی
design costs
هزینههای طراحی
costs of proceedings
هزینه دادرسی
costs of proceedings
مخارج عدلیه
costs arabicus
قسط شیرینی
comparative costs
هزینههای نسبی
carriage costs
هزینه حمل و نقل
carriage costs
هزینه باربری
building costs
هزینههای ساختمان
bill of costs
صورت هزینه دادرسی
historical costs
هزینه واقعی
holding costs
مخارج نگهداری
implicit costs
هزینههای ضمنی
overhead costs
هزینههای حاشیهای
overhead costs
هزینههای اضافی
overhead costs
هزینههای بالاسری
ordering costs
هزینههای سفارش هزینههای مربوط به سفارش
ordering costs
هزینههای مربوط به سفارش کالا
operational costs
هزینههای عملیاتی
overhead costs
هزینههای عمومی
material costs
هزینههای مواد
prime costs
هزینههای اولیه
implicit costs
هزینههای نامرئی
internalization of costs
داخلی کردن هزینه ها
joint costs
هزینههای مشترک
joint costs
هزینه مشترک
costs an arm and a leg
<idiom>
[فوق العاده پرخرج یا گران]
additional costs
[expenses]
هزینه نهایی
additional costs
[expenses]
هزینه های اضافی
free of shipping costs
<adj.>
ارسال مجانی
costs and arm and a leg
<idiom>
خیلی گرونه
free of forwarding costs
<adj.>
ارسال مجانی
free of shipping costs
<adj.>
ارسال رایگان
to fix a person with costs
هزینهای رابگردن کسی گذاشتن
life cycle costs
هزینههای دوره عمر یک محصول
direct materials costs
هزینههای مواد اولیهای که مستقیما در کالا بکار برده میشود
measurement of benefits and costs
اندازه گیری منافع و هزینه ها
free of forwarding costs
<adj.>
حمل رایگان
free of shipping costs
<adj.>
حمل رایگان
free of forwarding costs
<adj.>
ارسال رایگان
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com