English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English Persian
axial flow impulse turbine توربین محوری
axial flow impulse turbine فشارمستقیم
Other Matches
axial flow turbine توربین محوری
axial flow turbine engine موتور توربین گاز باکمپرسور جریان خطی
impulse turbine توربین ضربهای
axial flow جریان خطی
axial flow جریان محوری
axial flow compressor کمپرسور جریان خطی یامحوری
radial flow turbine توربین با جریان شعاعی
impulse ضربه
impulse پالسی که زمان کوتاهی می ماند
impulse بر انگیزش
impulse انگیزه ناگهانی تکان دادن
impulse بر انگیختن
impulse تکانه
impulse انگیزه دادن به
impulse انگیزش
impulse discharge تخلیه ضربهای
impulse buying خریدناگهانی
impulse buying خرید بی مقدمه
impulse charge خرج محرکه
impulse charge نیروی محرکه اولیه
impulse buying خرید بدون برنامه ریزی
impulse sprinkler آبپاشضربهای
make impulse ضربه وصل
impulse buy خریدنچیزیبدونبرنامهقبلی
nerve impulse تکانه عصبی
cardiac impulse تکانه قلبی
sensory impulse ضربهحسی
spacing impulse نوعی روش رادیو تله تایپ که در ان ارسال امواج به طوریک در میان ضربانی است
I bought the bicycle on impulse . یکدفعه زد بکله ام واین دوچرخه راخریدم
impulse starter coupling جفتگری ضربه ساز
axial محوری
axial مرکزی
axial اسهای
turbine توربین بخار
turbine توربین
axial runout ضربه محوری
axial vector بردار محوری
axial thrust بار محوری
axial section برش محوری
axial bond پیوند محوری
axial compression فشار محوری
axial stress تنش محوری
axial thrust فشار محوری
axial runout شوک محوری
axial runout رانش محوری
axial route مسیر طولی منطقه عقب جاده طولی منطقه مواصلات
axial of an aircraft محور هواپیما
axial position حالت محوری قرارگاه محوری
axial mining مین گذاری محوری
axial load بار محوری
axial position وضعیت محوری
axial ligation لیگاندپوشی محوری
axial pressure فشار اسهای
axial pressure فشار مرکزی
axial road جاده طولی
axial road جاده طولی منطقه مواصلات
axial compressor کمپرسور جریان خطی
axial mining مین گذاری طولی
axial rib شیارمحوری
co axial cable کابلی که یک هسته مرکزی دارد و یک لایه محافظه و یک هدایت کننده دو جداره
turbine governor تنظیم کننده توربین
free turbine توربین ازاد
turbine disc دیسک توربین
turbine blade پره توربین
turbine blade تیغه توربین
supersonic turbine توربین مافوق صوت
stream turbine توربین بخار
steam turbine توربین بخار
reaction turbine توربین عکس العملی
turbine stage طبقه توربین
gas turbine توربین گاز
impluse turbine توربین فشار ضربهای
compressor turbine توربینکمپرسور
turbine wheel چرخ توربین
driving turbine توربینگرداننده
water turbine توربین ابی
rotation of the turbine چرخشتوربین
turbine building ساختمانتوربین
turbine headcover سرپوشتوربین
turbine runner حرکتدهندهتوربین
turbine vane تیغه توربین
turbine nozzle شیپوره توربین
turbine pump پمپ توربینی
turbine rotor رتور توربین
axial feed method روش تغذیه محوری
omni axial nozzle نازل موتور راکت که میتوانددر دامنه تعیین شده درراستاهای مختلف تنظیم شود
axial rake angle زاویه محوری
axial rotation symmerty تقارن چرخشی محوری
axial compressor blade تیغهمحورکمپرسور
internal combustion turbine توربین گازی
variable discharge turbine توربین گازی که جرم جریان ان توسط شیرها یا دریچه هایی کنترل میشود و قدرت توربین را با ارتفاع ومتغیرهای دیگر سازگارمیکند
low pressure turbine توربین فشار ضعیف
high head turbine توربین فشار قوی
turbine-compressor shaft میلهکمپرسورتوربین
back pressure turbine توربین بخاری که تمام بخارخروجی ان با فشار به داخل شبکه گرم کننده جذب میشود
air turbine starter استارتری در موتورهای توربینی که توسط هوای فشرده توربین کوچکی را که توسط چرخدنده هایی باکمپرسور درگیراست میچرخاند
steam pressure drives turbine فشاربخارمحرکتوربین
vertical-axis wind turbine توربینبادیمحورعمودی
horizontal-axis wind turbine توربینافقیبامحوربادی
turbine shaft turns generator محورتوربینچرخوانندهژنراتور
to flow over لبریزشدن
to flow over سر رفتن
to flow over طغیان کردن
flow ناشی شدن فلو
flow بده
flow سرعت حرکت و جریان اب عبور و جریان خودروها یاسایر وسایل
flow حرکت به نرمی
flow حرکت متناوب
flow مدیریت جریان داده
out flow برون ریز
flow سیلان
over flow سر ریز
over flow طغیان ریزش
over flow لبریزی
over flow لبریز شدن
flow روانی سلاست
flow لبریز شدن سلیس بودن طغیان کردن سیلان یافتن
flow جاری شدن
flow درج متن در قالب کاغذ در سیستم DTP متن و فضای اطراف کاغذ و بین حاشیه ها
flow حرکت داده در یک سیستم
flow گردش
flow روانی
flow جاری بودن روان شدن
flow بده شریدن
flow سلیس بودن
flow جریان
flow سلاست
flow مد
flow روند
to go with the flow <idiom> در مسیر نظام عمومی رفتن [اصطلاح مجازی]
flow جریان جاری کردن
program flow گردش برنامه
permanent flow ابدهی پایا
laminar flow جریان ارام
permanent flow ابدهی دایمی
permanent flow بده دایمی
magnetic flow فوران مغناطیسی فلوی مغناطیسی
poiseuille flow جریان خطی ناروان درلولهای با سطح مقطع دایرهای
permanent flow بده پایدار
permanent flow بده همیشگی
permanent flow بده پایا
laminal flow جریان خطی
laminar flow جریان خطی
out flow of labor خروج نیروی کار
laminar flow جریان لایهای
magnetic flow شار مغناطیسی
mass flow دبی جرمی
mewtonian flow جریان نیوتنی
minimum flow اب کاستی
molecular flow جریان مولکولی
money flow جریان پول
mixed flow جریان مرکب
non unifor flow جریان غیریکنواخت
oil flow جریان روغن
line of flow خط جریان
flow tube تیوبدرگردش
turbulent flow جریان متلاطم
underground flow جریانزیرزمینی
rate of flow میزان جریان
Every flow must have its ebb. <proverb> هر فرازى نشیبى دارد.
flow bean توپکدرگردش
transient flow جریان گداز
tranquil flow جریان اسوده
traffic flow کشش عبور ومرور
traffic flow کشش ترافیک
turbulent flow جریانی است که دران عدد رینولدز از0032 بیشتراست
turbulent flow جریان اشفته
air flow جریانهوا
lava flow جریانگدازه
vortex flow جریان سیال با حرکت ترتیبی دورانی و انتقالی
viscous flow جریان جسبناک یا ناروان
upward flow جریان رو به بالا
unsteady flow جریان غیرماندگار
uniform flow جریان یکنواخت
swinging of flow نوسانات عرضی جریان
supercritical flow جریان سیلابی
shear flow جریان نیروی برشی
rotation flow شارش چرخشی
rotation flow شارش دورانی
return flow جریان برگشت
rate of flow دبی
rate of flow بده
rapid flow جریان سریع
radial flow جریان شعاعی
single flow راه یک طرفه
single flow جاده یک مسیره
sinuous flow جریان موجی
subsonic flow جریان مادون صوت
subcritical flow جریان رودخانهای
streamline flow جریان خطی
stramline flow جریان موازی یابی ممانعت
steady flow جریان لایه وار
steady flow جریان دائم
steady flow جریان دائمی
steady flow جریان ماندگار
program flow روند برنامه
flow diagram نمودار گردشی
data flow گردش داده ها
current flow سیلان جریان فلوی جریان
current flow شار جریان
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com