English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 180 (8 milliseconds)
English Persian
backward search جستجوی پسرو
Other Matches
backward به عقب
backward بازیابی داده از سیستم آسیب دیده
backward ارسال داده که توسط گیرنده کنترل میشود
backward جستجو برای دادهای که از موقعیت نشانه گر شروع میشود یا از انتهای فایل و به ابتدای فایل می رسد
backward در جهت عقب یا در خلاف جهت
backward and f. عقب و جلو
backward and f. پس وپیش
to go backward پس رفتن
to go backward تنزل کردن
backward تصحیح خطا که توسط گیرنده تشخیص داده شده است و ارسال سیگنال به فرستنده برای ارسال مجدد داده
backward سیگنال کنترل و handshaking
backward کانال از گیرنده به فرستنده برای ارسال گیرنده
backward عقب افتاده
backward به پشت ازپشت
backward-looking ایدهوعملمخالفتآمیز
backward وارونه
backward عقب مانده کودن
backward عقب مانده
backward پس گشت
backward کانالی از گیرنده به فرستنده برای حمل سیگنالهای کنترل
backward روشی در هوش مصنوعی برای محاسبه هدف از بین چندین قانون
backward somersault پشتک از پشت
backward notion حرکت قهقرایی یا وارونه
backward pass پاس عرضی یا به عقب
backward pawn پایده عقبمانده شطرنج
backward reaction واکنش برگشت
backward read یک نوع مشخصه موجود دربعضی از سیستمهای نوارمغناطیسی که در ان واحدهای نوار مغناطیسی باحرکت در جهت معکوس می توانند داده ها را به حافظه کامپیوتر منتقل کنند
backward reference ارجاع به عقب
backward linkages اثرهای قهقرائی
backward linkages اثرهای نشیب
backward chaining زنجیرهای کردن وارونه
backward chaining روشی برای استدلال که ازهدف مطلوب شروع و به سمت حقایق از قبل شناخته شده ادامه می یابد
backward chaining زنجیره پسرو
backward child کودک عقب مانده
backward countries کشورهای عقب مانده
backward economy اقتصاد عقب مانده
backward effect اثر اشفتگی
backward effect اثر واشوری
backward association تداعی وارونه
backward conditioning شرطی کردن وارونه
backward dive شیرجهبهپشت
backward bucket سطلوارونه
shift backward حرکت به سمت عقب
shift backward انتقال به عقب
backward bucket cylinder سیلندرسطلوارونه
Underdeveloped ( backward) countries . کشورهای عقب افتاده
backward bending supply curve منحنی عرضه به عقب خم شونده
backward leg hook and underarm سوبلس با استفاده از پا
to search گشتن [جستجو کردن]
to search after کاوش کردن
to search after تحقیق کردن
to search after جستجو کردن
to search for anything پی چیزی گشتن
to search جستجو کردن
to search [for] [someone] دنبال [کسی] گشتن [ برای مثال پلیس]
search me <idiom> نمی دونم ،ازکجا بدونم
right of search حقی که کشتیهای دول متحارب برای جستجوی ناوگان ممالک بیطرف به منظور مطمئن شدن از بیطرفیشان دارند
right of search حق جستجو
in search of بجستجوی
in search of در جستجوی
right of search حق بازرسی کشتی در دریاها
the search of جستجوی چیزی
to search for anything چیزیراجستجو کردن
to search out پیدا کردن
to search after زیر و رو کردن
to search after بازرسی کردن
search تجسس کردن
search روش بازیابی داده که از بخشی از داده به جای آدرس برای یافتن محل داده استفاده میکند
search جستجو
search تلاش
search بازرسی کردن
search گشتن
search جستجوکردن
search کاوش
search نرم افزاری که جستجو در پایگاه داده را انجام میدهد وقتی که کاربر تقاضای یافتن اطلاع دارد
search تکاپو بازرسی
search تفتیش
search شناسایی کردن
search تجسس تفتیش کردن وارسی کردن وارسی
search بررسی خریدار ملک جهت اطلاع از اشکالات احتمالی مربوط به مبیع
search کاوش کردن زمین
search درو در عمق با اتش
search مراقبت کردن از زمین
search بررسی وشناسایی زمین
search تجسس
search جستجوی متن ها روی یک موضوع خاص با یک داده مشخص
search بررسی میشود تا به عنصر مورد نظر برسیم
search جستجو کردن
search جستجوی فایل عناصر به صورت لیست زنجیری
search جستجو برای یک موضوع داده
search فرآیند جستجو و مشخص کردن یک حرف یا کلمه یا بخشی از داده در متن یا فایل
search جستجویی که هر عنصریت
search 1-کلمه یا عبارتی که باید در متن پیدا شود.2-فایل یا داده دیگری برای انتخاب رکوردهای مختلف در پایگاه داده ها
search روش جستجو که هر عنصریت را با کلید جستجو مقایسه میکند تا عنصر مورد نظر پیدا شود.
search sweeping مین روبی مراقبتی
specific search تجسس اختصاصی منطقه
search memory حافظه جستجو
search warrant حکم تفتیش
search warrant حکم بازرسی و ورود
search mission ماموریت تجسس زمینی به وسیله هواپیما
specific search شناسایی مخصوص
search warrant حکم تفتیش منزل
sequential search جستجوی ترتیبی
sector of search منطقه تجسس رادار
search radar رادار تجسسی
search string رشته جستجو
sector of search منطقه کاوش
search sweeping مین روبی ازمایشی
search warrant اجازه تفتیش
search warrants حکم تفتیش منزل
search results نتایج جستجو
search warrants حکم تفتیش
To search ones conscience . کلاه خود را قا ضی کردن
body search بازرسیبدنی
sector of search منطقه مراقبت رادار
search results نتیجه های جستجو
search warrants حکم بازرسی و ورود
search party دستهی جستار گرد
search party گروه پیگرد
search parties دستهی جستار گرد
search parties گروه پیگرد
visit and search بازدید و تجسس کردن ناو
search result نتیجه جستجو
search one's soul <idiom> کنکاش کردن درمورد بی گناهی کسی
area search جستجوی ناحیهای
blind search جیستجوی بی نتیجه
chaining search جستجوی زنجیرهای
cover search جستجوی بهترین منطقه پوشش عکاسی هوایی
dichotomizing search جستجوی دورستهای
dichotomizing search جستجوی دو حالته
dichotomizing search جستجوی دوقسمتی
disjunctive search جستجو برای داده هایی که لااقل با یکی از اعداد کلید مط ابق هستند
exhaustive search جستجو هر رکورد در پایگاه
search coil پیچک کاشف
fibonacci search جستجو فیبو ناجی
binary search جستجوی دودوئی
area search جستجوی دامنهای
area search جستجوی ناحیه
area search کاوش منطقه با دیدبانی بصری کاوش منطقهای
area search کاوش منطقه
antisubmarine search عملیات تجسس ضد زیردریایی
air search مراقبت هوایی
air search تجسس هوایی
dichotomizing search روش جستجو سریع برای استفاده از لیست داده ها.
search warrants اجازه تفتیش
binary search جستجوی دوتایی
fibonacci search جستجوی فیبوناچی
global search جستجوی سراسری
search and replace خصوصیتی در کلمه پرداز که به کاربر امکان یاتن کلمه یا عبارت خاص میدهد وآنرا با کلمه یا عبارت دیگری جایگزین میکند
search and replace جستجو و جایگزینی
search and rescue عملیات تجسس و نجات
antisubmarine search کاوش ضد زیردریایی
search cycle چرخه جستجو
search jammer تولید کننده پارازیت در انتن رادار وسیله جلوگیری کننده از تجسس رادار وسیله جلوگیری کننده از مراقبت
search key کلید جستجو
search light نورافکن
search and clear جستجو و پاک کردن دشمن
search and replace جستجوی کلمه پرداز و تابع جایگزینی مربوط به فایل کامل یا متن
retrospective search جستجوی متن ها دریک موضوع مشخص ازیک داده
intercepting search کاوش برای رهگیری هوایی تجسس با رادار به منظوررهگیری
linear search جستجوی خطی
multifile search جستجوی چند پروندهای
optimum tree search جستجوی بهینه درخت
search attack unit ناو گروه شکارزیردریایی
total search result مجموع نتیجه جستجو
global search and replace جستجو و جایگزینی سراسری
search light illumination روشن کردن منطقه با نورافکن
quadratic quotient search الگوریتم بازرسی کننده که به هنگام تست مکانهای بعدی جدول از یک ادرس دوگانه استفاده میکند
edit/search buttons دکمهجستجوگر
search light illumination روشنایی با نورافکن
case sensitive search جستجو برای حساسیت نسبت به بزرگ یا کوچک بودن حرف
parallel search storage انباره جستجوی موازی
air search radar رادارردیابهوایی
automatic search jammer دستگاه پخش پارازیت خودکاردر دستگاههای ردیابی دستگاه پخش پارازیت خودکار
edit/search buttons اصلاحگر
search attack unit یکان تجسس و تک ضدزیردریایی
track search keys کلیدهایجستجویزمان
HE has plenty of excuses who is in search of trick. <proverb> ییله جو را بهانه بسیار است .
air search attack unit تیم تجسس و نابودی هوایی تیم تک اکتشافی هوایی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com