English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (11 milliseconds)
English Persian
balance of power تعادل قدرتها
balance of power توازن قوا
Search result with all words
The policy of balance of power. سیاست موازنه قدرت
Other Matches
hunger for power [craving for power] میل شدید به قدرت
balance تراز
balance موازنه تتمه حساب
balance مانده برابرکردن
balance موازنه کردن تعادل
balance متعادل کردن
balance مانده
balance موازنه
balance توازن
balance ترازو
balance قرار دادن متن و تصویر در یک صفحه به یک روش جذاب
balance برنامه ریزی برای چیزی با اینکه دو بخش معادل باشند
balance برای همه خطاها یکسان است
balance میزان
balance احتمال رویداد خطا
balance مدار الکتریکی که یک بار صحیح را روی خط ارتباطی قرار میدهد.
balance خط ارتباطی که از هر سه توسط یک مدار متعادل بسته شده است تا از انعکاس سیگنال جلوگیری کند
balance روش استفاده از همه ریشههای شبکه به یک اندازه
balance تعادل
balance هم وزن
balance تراز همیاری
balance موازنه صورت وضعیت
balance تراز کردن متعادل کردن بالانس
balance بالانس کردن
balance تراز شدن متعادل کردن ترازو
balance ترازش
balance روش اطمینان یافتن از هم سطح بودن در انتهای دو ستون
balance تتمه
off balance <idiom> فراهم نکردن ،قادربه ملاقات غیرمنتظره نبودن
off-balance فردیکهمتعادلنایستادهوهرلحظهامکانداردبرزمینبخورد
available balance مانده موجود
out of balance نامتعادل
to balance out میزان کردن [تنظیم کردن ]
analytical balance تعادل تحلیلی
analytical balance ترازوی تجزیه
ampere balance امپرسنج متوازن
positive balance مانده مثبت
aerodynamic balance تعادل ایرودینامیکی
balance beam چوب موازانه
tip the balance <idiom> تصمیم گرفتن ،نفوذ درتصمیم گیری
phase balance تعادل فازی
active balance مانده فعال
visible balance تراز مرئی
adverse balance مانده منفی
accoutn balance مانده حساب
adverse balance موازنه منفی
balance of account مانده حساب
active balance موازنه مثبت
balance of trade تفاوت رقم واردات و صادرات کشور در زمان معین
hang in the balance <idiom>
active balance مانده مثبت
balance of the amount باقیمانده مبلغ
balance of trade تراز بازرگانی
balance of trade تراز تجاری
balance wheel رقاص ساعت
balance theory نظریه توازن
balance tab بالچه تعادل
balance of trade تفاوت رقم صادرات و واردات دوکشور با هم
balance of trade موازنه تجاری
balance of freight پس کرایه
balance of external liabilities and claims مانده مطالبات و بدهیهای خارجی
balance in hand موجودی
automatic balance ترازوی خودکار
balance window پنجره چرخان
balance climbing صعود تعادلی
balance coil پیچک تراز
balance control ترازپای
balance due مانده معوق
balance economy اقتصاد متوازن
balance indicator ترازنما
balance of trade ترازبازرگانی
budget balance تعادل بودجه
induction balance تراز القا
hand balance بالانس روی دست
swan balance بالانس قو
tiger balance بالانس ببر
to strike a balance موازنه دراوردن
torsion balance ترازوی پیچشی
frog balance بالانس قورباغهای
torsion balance میزان ت_نش
forearm balance بالانس روی ساقهای دست
trade balance موازنه تجاری
trade balance موازنه تجارتی
trial balance ترازنامه ازمایشی
trial balance تراز ازمایشی
magnetic balance تعادل میدان
heat balance تعادل حرارتی
heat balance توازن گرمایی
strike a balance موازنه بدست اوردن
idle balance مانده راکد مانده غیرفعال
idle balance مانده بیکار
roman balance قپان
scale of balance کپه
letter balance ترازوی نامه کشی
pressure balance فشارسنج
precision balance ترازوی دقیق
line balance تعادل خط
shoulder balance بالانس شانه
spring balance تعادل فنری
static balance توازن ایستا
static balance بالانس ایستا
heavy balance قپان
magnetic balance تعادل مغناطیسی
electric balance تعادل الکتریکی
visible balance تراز اشکار
counting balance ترازوی نشان دهنده
counting balance ترازوی عقربه دار
counter balance وزنه تعادلی
Roberval's balance ترازویبلوار
negative balance مانده منفی
bank balance پولموجود در حساببانکیفرد
checks and balance کنترل و مقابله
charge balance موازنه بار
cash balance تراز نقدی
cash balance مانده نقدی
load balance تعادل بار
burden balance تعادل بار
system balance تعادل سیستم
crane balance تعادل جرثقیل
credit balance مانده بستانکار
beam balance ترازو
voltage balance میزان ولتاژ
voltage balance موازنه ولتاژ تعادل ولتاژ
dynamic balance تعادل و توازن حرکتی
dymanic balance تعادل پویا
water balance بیلان اب
mass balance موازنه جرم
material balance موازنه مواد
demographic balance توازن گروههای سنی
decimal balance ترازوی اعشاری
debt balance مانده بدهکار
debit balance سندبدهکاری
debit balance مقدار بدهکاری
balance rail ریلتوازن
budget balance توازن بودجه
balance sheets ترازنامه
balance of payments تراز پرداختها
balance sheet تراز نامه
balance sheet بیلان
balance of payments موازنه پرداختها
balance of payments ترازپرداختها
balance sheets بیلان
balance sheets تراز نامه
balance sheet ترازنامه
area weight balance ترازوی مسطح
balance collective forces نیروهای کلی متعادل
governor balance weight وزنه تعادل رگولاتور
favorable balance of trade موازنه مساعد بازرگانی تراز مثبت تجاری
favourble balance of trade تعادل مطلوب تجارتی موازنه مثبت بیشتر بودن صادرات یک کشور ازوارداتش
balance sheet account حساب ترازنامه
balance on current account مانده حساب جاری
bank balance sheet تراز نامه بانک
english hand balance بالانس ژیمناست روی چوب موازنه
trade balance surplus مازاد تراز تجاری
current account balance تراز حساب جاری
international balance of payments تراز پرداختهای بین المللی
balance of international payments تراز پرداختهای بین المللی
balance of international payment موازنه پرداختهای بین المللی
balance of foreign trade تراز تجارت خارجی
single leg balance حرکت تعادلی بدن ژیمناست روی یک پا
balance earth works یک اندازه بودن حجم خاک برداری با حجم خاک ریزی در یک کارگاه
unfavorable balance of trade توازن نامطلوب تجارتی
trade balance deficit کسری تراز تجاری
anti balance tab بالچهای که روی سطوح کنترل که در جهت انحراف سطح اصلی منحرف شده وگشتاور لازم برای انحراف سطح را افزایش میدهد وحرکت انرا در مقابل جریان هوا مشکل میسازد
real balance effect اثر پیگو اثر کاهش سطح قیمت ها برروی مخارج مصرفی
passive trade balance فزونی واردات بر صادرات
passive trade balance توازن تجارتی منفی
Libra the Balance (September 23) برجمیزان
frog head balance بالانس قورباغهای روی سر
real balance effect اثر مانده واقعی
national balance sheet ترازنامه ملی
acid base balance توان اسیدی- بازی
weight and balance sheet برگ بازرسی تعادل وزن هواپیما
white balance sensor فلاش
power قوه
e. power قوه مجریه
will-power عزم راسخ
will-power تصمیم
useful power توان مفید
power مجموعه بررسیهای سخت افزاری که کامپیوتر پس از روشن شدن انجام میدهد
will-power قدرت اراده
power بیان اینکه ولتاژ یک قطعه الکتریکی تامین شده است
power اعمال انرژی الکتریکی یا مکانیکی به یک وسیله
power انرژی
will-power اراده
will to power قدرت خواهی
power توقف منبع تغذیه الکتریکی
power که باعث توقف کار کردن یا بد کار کردن قط عات الکتریکی میشود مگر اینکه باتری آنها برگردد
e. power نیروی اجرایی
power قدرت نیرو
power حذف توان کامپیوتر
power شدت
power خاموش کردن منبع الکتریسیته کامپیوتر یا قطعه الکترونیک دیگر
power منبع تغذیه که میتواند حتی پس از خرابی برق نیرو داشته باشد
power قطعهای که اگر برای مدت زمان مشخص استفاده نشود خود را خاموش میکند
power نرم افزار کامپیوترهای luptop و برخی صفحههای جدیدتر PC و صفحههای نمایش که برای حفظ انرژی قط عاتی که استفاده نمیشوند را به طور خودکار خاموش می کنند
power توانایی
useful power قدرت مفید
power راندن
power نیرو
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com