English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 139 (8 milliseconds)
English Persian
barrel jacket پوششلوله
Other Matches
barrel پاتیل
barrel لوله توپ
barrel قسمت کلفت چوب بیس بال لوله اسلحه
barrel لوله جنگ افزار بشکه
barrel با سرعت زیادحرکت کردن
barrel بشکه
barrel خمره چوبی
barrel چلیک لوله تفنگ
barrel در بشکه کردن
over a barrel <idiom> درشرایط درماندگی یا فروماندگی قرارداشتن
barrel وفیفه هدایت در یک ترمینال
barrel درخمره ریختن دربشکه کردن
barrel غلاف
barrel در خمره ریختن
barrel زنجیر
barrel بوش
jacket جلد کتاب
jacket نیم تنه جنگی
jacket جلد
jacket ژاکت
jacket نیمتنه
jacket پوشه
jacket جلد کردن
jacket پوشاندن درپوشه گذاردن
jacket بوش پیستون
jacket روکش
jacket پوشاندن
jacket پوشش
jacket غلاف لاستیکی یاپلاستیکی
core barrel لوله نمونه بردار
bound barrel لولهای که در اثر حرارت تاب برداشته
bound barrel لوله تاب خورده
barrel sling گره بشکه
barrel reflector منعکس کننده وضع داخل لوله
barrel reflector منعکس کننده لوله
barrel printer نوعی چاپگر که حروف روی لوله چرهان آن قرار دارند
barrel printer چاپگر بشکهای
pump barrel سیلندر تلمبه
drum barrel پوسته یا روکش استوانهای
screw barrel لوله خاندار تفنگ
pork barrel برنامه دولتی دارای منافع مادی برای اشخاص تصویب کننده ان یا برای دولت
screw barrel لوله خاندار
hollow barrel حفرهلوله
iron barrel بشکه اهنی
gun barrel لوله تفنگ
gun barrel لوله توپ
gasoline barrel بشکه بنزین
tumbling barrel غلتک مخصوص صیقل فلزات
barrel outlet ابگیر لولهای
barrel drop ابشار لولهای
barrel organ نوعی ارغنون اکوردئون
barrel organ ارگ دندهای
barrel organs ارگ دندهای
barrel organs نوعی ارغنون اکوردئون
barrel switch کلید انشعاب اژیر
barrel temperature دمای پاتیل
barrel vault اهنگ
barrel vault طاق گاهوارهای طاق کوره پوش
barrel controller کلید غلطکی
barrel converter مبدل طبلکی
barrel chair صندلی فنری که پشتش سفت ومقعر است
barrel switch گزینه بشکهای
barrel cam برجستگی طبلی
water jacket صندوق اب
water jacket ابدان
strait jacket هرچیزبازدارنده
sports jacket ژاکتمردانه
to dust one;s jacket کسیراکتک زدن
donkey jacket کار
to dust one's jacket کسیرازدن
steel jacket پوشش فولادی
flak jacket جلیقهضدگلوله
smoking jacket لباس اسموکینگ
smoking jacket ژاکت مردانه
shell jacket بالاتنه کوتاه دکمه دار نظامی
yellow jacket زنبور زرداجتماعی
safari jacket ژاکتسیروسیاحت
hacking jacket کت سوارکاری
fishing jacket ژاکتماهیگیری
to dust one;s jacket کسیراچوب زدن
caraco jacket بالاتنهلباس
outer jacket پوششخارجی
riding jacket لباسسوارکاری
strait jacket بازداری کردن
strait jacket مانع
strait jacket بازدار
sheepskin jacket ژاکتپوست
bomber jacket ژاکتیکوتاهکهبهدورکمروباسنمیبندند
donkey jacket لباس
strait jacket کت بند
strait jacket روپوش باز دارنده
hacking jacket کت اسب سواری
registry jacket پاکت مخصوص نامههای سفارشی
dust-jacket کاغذی که با ان کتاب را جلدمیکنند
life jacket جلیقه نجات
disk jacket جلد دیسک
heating jacket ژاکت حرارتی
hearth jacket پوشش کوره
eton jacket نیم تنه کوتاه پسرانه
dust jacket جلد کاغذی روی کتاب
cylinder jacket استری داخل سیلندر
cork jacket جامه چوب پنبهای که ادم رادر روی اب شناورمیسازد
blue jacket سرباز نیروی دریائی
dinner jacket لباس مخصوص مهمانی رسمی
dinner jacket اسموکینگ
dust jacket کاغذی که با ان کتاب را جلدمیکنند
dust-jacket جلد کاغذی روی کتاب
life jacket لباس نجات لباس چوب پنبهای
life jacket سینه بند نجات جلیقه ضد گلوله
pea jacket کپنگ
life jacket کت نجات
reefing jacket یکجور نیمتنه چسبان که از دوطرف دکمه میخورد
pea jacket ژاکت ضخیم ملوانان
monkey jacket نیمتنه کوتاه و چسبانی که ملوانان می پوشند
mess jacket ژاکت تنگ وکوتاه مردانه
annular barrel vault طاق اهنگ طاق گهوارهای
annular barrel vault طاق ضربی
single barrel culvert ابگذر استوانهای ساده
scrape the bottom of the barrel <idiom> گرفتن چیزی که باقی مانده
lock, stock, and barrel با همه چیز
inclined barrel arch [طاق گهواره ای اریب]
inclined barrel arch طاق ضربی مایل
straight barrel vault طاق ضربی
straight barrel vault طاق اهنگ طاق گهوارهای
sloping barrel vault سقف گهوارهای مایل
inclined barrel arch طاق گهوارهای مایل
near arm and far leg barrel زیر یک خم با تبدیل به یک دست و یک پا مخالف
sloping barrel vault طاق ضربی مایل
barrel offtake regulator دهانه ابگیر با لوله دریچه دار
single barrel culvert ابرولولهای
pea jacket or coat جامه کلفت پشمی که ملوانان در سرما می پوشند
pea jacket or coat کپنک
colling water jacket پوشش اب سرد
double-breasted jacket ژاکتپیلیدار
The jacket is too tight in the arms. این ژاکت بازوهایش تنگ است.
fireman's carry and barrel roll یک دست از کمر
The tailor ruined my suit ( jacket , dress ) . خیاط لباسم راخراب کرد
This tie tones in with a brown jacket(coat). این کروات با کت قهوه ای جور می آید
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com