English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 100 (6 milliseconds)
English Persian
barrel sling گره بشکه
Other Matches
sling پراندن
sling فلاخن
sling رسن
sling زنجیر
sling زنجیردار پرتاب کردن
sling انداختن
sling بند تسمه تفنگ
sling بند حمایل فنگ
sling حلقه باربری
sling تسمه تفنگ
sling اتصالی
sling تسمه اتصال
sling بند مهار بند قلاب
sling بند فنگ
sling قلاب سنگ
sling dog تک قلاب
sling load بارمعلق
sling load بار خارجی هلی کوپتر
sling arms حالت بند فنگ
cargo sling طناب بستن محمولات به زیرهلی کوپتر طناب باربندی هلی کوپتر یا خودرو
have one's ass in a sling <idiom> دریک وضع نا مساعد بودن
rifle sling بند تفنگ
hasty sling حلقه کردن بند تفنگ به صورت تعجیلی
loop sling حلقه بند تفنگ
loop sling مهار حلقوی بار بند حلقوی
loop sling بند حلقهای
wire sling تسمهسیمی
two leg sling باربردار دوبندی
single sling باربردار یک بندی
endless sling باربردار دایرهای
sling load بار اویزان از هواپیما
sling back shoe کفشپشتباز
bale sling strop حلقه بشکه
over a barrel <idiom> درشرایط درماندگی یا فروماندگی قرارداشتن
barrel لوله جنگ افزار بشکه
barrel در بشکه کردن
barrel بوش
barrel با سرعت زیادحرکت کردن
barrel لوله توپ
barrel زنجیر
barrel درخمره ریختن دربشکه کردن
barrel چلیک لوله تفنگ
barrel خمره چوبی
barrel غلاف
barrel پاتیل
barrel وفیفه هدایت در یک ترمینال
barrel بشکه
barrel قسمت کلفت چوب بیس بال لوله اسلحه
barrel در خمره ریختن
gun barrel لوله توپ
gasoline barrel بشکه بنزین
tumbling barrel غلتک مخصوص صیقل فلزات
iron barrel بشکه اهنی
hollow barrel حفرهلوله
pork barrel برنامه دولتی دارای منافع مادی برای اشخاص تصویب کننده ان یا برای دولت
gun barrel لوله تفنگ
screw barrel لوله خاندار تفنگ
screw barrel لوله خاندار
barrel jacket پوششلوله
pump barrel سیلندر تلمبه
drum barrel پوسته یا روکش استوانهای
core barrel لوله نمونه بردار
barrel chair صندلی فنری که پشتش سفت ومقعر است
barrel cam برجستگی طبلی
barrel vault طاق گاهوارهای طاق کوره پوش
barrel vault اهنگ
barrel temperature دمای پاتیل
barrel switch کلید انشعاب اژیر
barrel switch گزینه بشکهای
barrel organs ارگ دندهای
barrel organs نوعی ارغنون اکوردئون
barrel organ ارگ دندهای
barrel controller کلید غلطکی
barrel converter مبدل طبلکی
bound barrel لولهای که در اثر حرارت تاب برداشته
bound barrel لوله تاب خورده
barrel reflector منعکس کننده وضع داخل لوله
barrel reflector منعکس کننده لوله
barrel printer نوعی چاپگر که حروف روی لوله چرهان آن قرار دارند
barrel printer چاپگر بشکهای
barrel outlet ابگیر لولهای
barrel drop ابشار لولهای
barrel organ نوعی ارغنون اکوردئون
inclined barrel arch [طاق گهواره ای اریب]
lock, stock, and barrel با همه چیز
scrape the bottom of the barrel <idiom> گرفتن چیزی که باقی مانده
sloping barrel vault طاق ضربی مایل
sloping barrel vault سقف گهوارهای مایل
annular barrel vault طاق اهنگ طاق گهوارهای
straight barrel vault طاق اهنگ طاق گهوارهای
barrel offtake regulator دهانه ابگیر با لوله دریچه دار
straight barrel vault طاق ضربی
annular barrel vault طاق ضربی
inclined barrel arch طاق گهوارهای مایل
inclined barrel arch طاق ضربی مایل
near arm and far leg barrel زیر یک خم با تبدیل به یک دست و یک پا مخالف
single barrel culvert ابگذر استوانهای ساده
single barrel culvert ابرولولهای
fireman's carry and barrel roll یک دست از کمر
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com