Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 194 (9 milliseconds)
English
Persian
barrier forces
نیروهای مامور سد کردن راه دشمن نیروهای حفافت ازموانع
Other Matches
barrier
حصار
barrier
سد
barrier
مانع
barrier
نرده
barrier
دیواره
barrier
راه کسی را بستن
barrier
نقطه اغاز مسابقه اسبدوانی مانع
barrier
تورسیمی سد کننده حرکت هواپیما
barrier
مرز
barrier material
مواد لازم برای ساختن موانع
barrier light
نورافکن ساحلی
barrier minefield
میدان مین سد کننده
barrier minefield
میدان مین داخل مانع
barrier patrol
ناو گشتی سد کننده
activation barrier
سد فعال سازی
barrier patrol
گشتی مامور موانع
barrier layer
لایه سدی
barrier layer
بند الکترونی
barrier inspection
بازدید ازموانع
barrier inspection
بازدید کنار جاده
arresting barrier
چتر کم کننده سرعت هواپیمادر روی باند
antisubmarine barrier
سد ضدزیردریایی
antisubmarine barrier
مانع ضد زیردریایی
sound barrier
مانع صوتی
rear barrier
حد عقب سپاه یا لشگر
barrier penetration
نفوذ در سد
barrier plan
طرح موانع
barrier-free
بدون حائل
potential barrier
سد هستهای
potential barrier
سد پتانسیل
potential barrier
پشته پتانسیل
fire barrier
اتش بر
energy barrier
سد انرژی
protective barrier
سد حمایتی
protective barrier
مانع حمایتی
crush barrier
حصار
crash barrier
حصار کنار جاده
barrier support
نگهدارندهمانع
trade barrier
مانع تجارتی
trade barrier
قید و بند تجارتی
trade barrier
ممانعت تجاری
trade barrier
مانع تجارت
protective barrier
سد حفافتی
depletion barrier
ناحیه تخلیه
covering barrier
مانع پوششی
barrier spacing
مرزبندی کردن
barrier tactics
فن استفاده از موانع
barrier lamp
لامپاحتیاطرویمانع
barrier spacing
فاصله بین موانع
barrier light
نورافکن ساحل دریا برای پیداکردن مسیر کشتی
barrier to entry
منع ورود به صنعت
class barrier
مانع طبقهای
barrier reef
مرجان سنگ ساحلی
covering barrier
مانع پوشاننده
barrier reef
سد اب سنگی
barrier reef
صخره مرجانی که تقریباموازی ساحل است
barrier tactics
تاکتیک تهیه موانع
crossing barrier mechanism
قالبفلزی
barrier penetration by particles
نفوذ ذرات در سد
contact potential barrier
پشته پتانسیل مجاورتی
barrier layer detector
اشکارساز لایه سدی
barrier layer cell
سلول لایه سدی
barrier layer cell
پیل نور برقی مجاورتی
barrier layer capacitance
فرفیت بند الکترونی
magnetic barrier layer
لایه سدکننده مغناطیسی
aircraft arresting barrier
وسیله بازدارنده هواپیما ازحرکت مهار هواپیما
barrier combat air patrol
گشتی هوایی سد کننده راه دشمن
barrier combat air patrol
گشتی مرزی هوایی
forces
مجبور کردن
forces
خشونت نشان دادن
forces
وادار کردن
forces
نیروی نظامی
forces
قوا تحمل کردن مجبور کردن فشار
forces
فشار دادن
forces
یکان قسمت نظامی
forces
پاس بی هدف
forces
تکرار ضربه برای به دفاع کشاندن حریف
forces
بازور جلو رفتن تحمیل
forces
بیرون کردن
forces
راندن
forces
بردار نیرو
forces
شدت عمل
forces
عده
forces
درهم شکستن قفل یا چفت را شکستن
forces
مسلح کردن
forces
قوا
forces
نفوذ
forces
عنف
forces
جبر
forces
نیرو
forces
مجبورکردن بزورگرفتن
forces
بزور بازکردن
forces
بی عصمت کردن
forces
زور
forces
مجبورکردن
forces
قدرت
forces
کد توکار که شروع صفحه جدید را نشان میدهد
forces
مجبور کردن کسی به انجام کاری
forces
ضربهای که گوی اصلی بیلیارد متوقف میشودیا بر می گردد
forces
شروع به عمل یا کار
forces
تحمیل کردن
forces
نافذ
nuclear forces
نیروهای هستهای
polygon of forces
بس گوشه نیروها
fundamental forces
اندرکنش های بنیادی
[فیزیک]
nato forces
نیروهای پیمان ناتو
fundamental forces
نیروهای بنیادی
[فیزیک]
market forces
عوامل موثردر بازار
polygon of forces
کثیرالاضلاع نیروها
political forces
نیروهای سیاسی
people forces
نیروی چریکی دفاع از خود در شهرو دهات
opposing forces
نیروهای متخاصم
opposing forces
نیروهای درگیر نبرد
naval forces
نیروی دریایی
orientation forces
نیروهای دو قطبی- دو قطبی
package forces
نیروهای پیش بینی شده نیروهای برش داده شده ازقبل
parallelogram of forces
متوازی الاضلاع نیروها
naval forces
نیروهای دریایی
people forces
نیروی پایداری
orange forces
علامت نیروهای دشمن درتمرینات جنگی
restraining forces
نیروهای مهار کننده
special forces
نیروهای مخصوص یانیروهای ویژه نیروی چریک و ضد چریک
system of forces
دستگاه نیروها
triangle of forces
مثلث نیروها
transient forces
نیروهای در حال عبور یا نقل و انتقال نیروهای در حال توقف موقت در منطقه عملیات
police forces
نیروی انتظامی
task forces
تاسک فورس
triangle of forces
سه گوشه نیروها
seato forces
نیروهای کشورهای پیمان جنوب شرقی اسیا
screening forces
نیروهای پاسیور
special forces
نیروهای ویژه ضد چریک
[ارتشی ]
task forces
گروه رزمی مشترک امفی بی گروه رزمی موقت زمینی
task forces
نیروی اجرای عملیات
armed forces
مجموع نیروهای زمینی وهوایی و دریایی
police forces
دادگاه پلیس
armed forces
نیروهای مسلح
regional forces
نیروهای چریکی منطقهای نیروهای جوانمردان منطقهای
resolution of forces
تجزیه نیروها
police forces
نیروی پلیس
expeditionary forces
قشون استعماری
blue forces
نیروهای خودی
blue forces
نیروهای ابی
combat forces
نیروهای رزمی
combined forces
نیروهای مرکب
component forces
نیروهای تشکیل دهنده یک یکان یکانهای تابعه قسمتهای تابعه یک عملیات مشترک
component forces
نیروهای مولفه
composition of forces
ترکیب نیروها
contingencey forces
نیروهای مخصوص عملیات احتمالی
conventional forces
نیروهای رزمی معمولی
auxiliary forces
نیروی کمکی
auxiliary forces
قوای کمکی
expeditionary forces
نیروی توسعه طلب و سرکوبگر
expeditionary forces
نیروی اعزامی
air forces
نیروی هوایی
army forces
نیروهای زمینی
army forces
نیروهای ارتشی یکانهای ارتشی
task forces
گروه کار
assigned forces
نیروهای زیر امر
assigned forces
نیروهای مامور به نیروهای واگذارشده به
differential forces
نیروهای دیفرانسیلی
distribution of forces
تقسیم نیروها
landing forces
نیروها پیاده شونده به ساحل
market forces
نیروهای بازار
marine forces
نیروی تفنگدار
irregular forces
نیروهای چریکی
land forces
قوای بری
land forces
نیروی زمینی
landing forces
قوای اب خاکی
landing forces
نیروهای پیاده شونده
lateral forces
نیروهای عرضی
marine forces
تفنگداران دریایی
irregular forces
نیروهای نامنطم
four forces of nature
چهار نیروی بنیادی طبیعت
enemy forces
نیروهای دشمن
distribution of forces
واگذاری نیروها
friendly forces
نیروهای خودی
garrison forces
نیروهای پادگانی
garrison forces
قوای پادگانی کلیه یکانهای مستقردر یک پایگاه یا منطقه یاتاسیسات
ground forces
نیروی زمینی
ground forces
نیروهای زمینی
forces of production
نیروهای تولید
amphibious striking forces
نیروهای ضربتی اب خاکی
sum of all external forces
حاصل جمع تمام نیروهای خارجی
armed forces courier
پیک ارتشی
armed forces police
دژبان نیروهای مسلح
army landing forces
نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات اب خاکی نیروی زمینی پیاده شونده در ساحل
armed forces courier
پیک نیروهای مسلح
peace keeping forces
نیروهای بازدارنده و حافظ صلح سازمان ملل
balance collective forces
نیروهای کلی متعادل
We were surrounded ( encircled ) by the enemy forces .
درمحاصره نیروهای دشمن بودیم
van der waals forces
نیروهای وان در والس
attack carrier striking forces
نیروهای ضربتی ناوهواپیمابر نیروی تک
dipole dipole forces
نیروهای دو قطبی- دوقطبی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com