English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English Persian
base end station ایستگاه عقب
Search result with all words
base line end station ایستگاه انتهایی خط مبنا
Other Matches
on station روی هدف
station نرم افزار و سخت افزار در مشخصات FDDJ که حاوی اطلاعات کنترل هستند
station میز به همراه کامپیوتر , صفحه کلید , صفحه نمایش , چاپگر و غیره که کسی در آنجا کار میکند
station محل ایستادن تیرانداز درمسابقه
station پایگاه
station استقرار یافتن
station مستقرکردن
station محل ماموریت
station وضعیت موقت یک ایستگاه که داده را بازیابی میکند
station یا مقصد استفاده میشود
on station رسیدن به هدف
on station اماده باش بالای هدف
Where is the station? ایستگاه کجاست؟
Is the next station ... ? آیا ایستگاه بعدی ... است؟
way station ایستگاههای فرعی بین راهی جاده یا خط اهن
sub station پست فرعی
on station پروازهواپیما بالای هدف
station پاسگاه
station محل
station وقفه
station جا درحال سکون
station مرکز
way station ایستگاه رله مخابراتی
station جایگاه
station ایستگاه
way station ایستگاه واسطه مخابراتی تله تایپ و تلگرافی
station سکون پاتوق
station ایستگاه اتوبوس وغیره
station درپست معینی گذاردن
station مقام مستقرکردن
station رتبه
station موقعیت اجتماعی وضع
station توقفگاه نظامیان وامثال ان
station پست
relay station ایستگاه رله
regulating station پست تنظیم حرکات و عبور ومرور پرسنل و خودروها
reference station ایستگاه مبداء سنجش جذر ومد دریایی
reception station دفترسربازگیری و اعزام به یکانها
relay station ایستگاه واسطه
remote station ایستگاه دور دست
remote station ایستگاه راه دور
triangulation station ایستگاه مثلث بندی
traverse station ایستگاه پیمایش
goods station ایستگاهکالاهایتجارتی
shunting station ایستگاه فرعی راه اهن برای جابجا کردن واگن ولوکوموتیو
serivce station ایستگاه بنزین گیری وتعمیرگاه
reception station پست پذیرش و اماده کردن افراد جدید برای اعزام
blade station موقعیت شعاعی هر مقطع ازتیغه
key station ایستگاههای کلید
battle station پایگاه جنگی
battle station پایگاه رزمی
repeater station مرکز تقویت کننده
orienting station ایستگاه توجیه
pumping station تلمبه خانه
pumping station ایستگاه تلمبه زنی
reading station ایستگاه خواندن
railway station ایستگاه راه اهن
slave station ایستگاه فرعی
station number شماره پست مخابراتی شماره ترتیب محل بارها درداخل هواپیما
station time زمان اماده شدن برای پرواز زمان بارگیری و اماده شدن هواپیما برای پرواز
transit station ایستگاه عبوری راه اهن
subscriber's station مرکز مشترک
transfer station محل اعزام افراد
telephone station جایگاه تلفن
telephone station تلفن خانه
remote station ایستگاه دوردست
tide station ایستگاه جزر و مد
to station oneself جا گرفتن
to station oneself مقیم شدن
station log دفتر وقایع ایستگاه مخابراتی
station log دفتر ثبت وقایع پست مخابراتی
station list فهرست قسمتهای پایگاه دفترچه راهنمای قسمتهای مختلف پایگاه
station bill لوحه نشان دهنده محلهای پرسنل
station bill جدول محلها
station break وقفه برنامه فرستنده رادیویی وتلویزیونی
station car اتومبیل استیشن
station complement پرسنل ثابت یک پایگاه
station complement پرسنل خدماتی پایگاه
station house ایستگاه کلانتری
survey station ایستگاه نقشه برداری ایستگاه کنترل نقشه برداری
station house مرکزکلانتری
station house ایستگاه راه اهن
station keeping در خط نگهداشتن ناو
transfer station محل انتقال افراد
boat station جای خدمه قایق
forward station ایستگاه جلو
dressing station درمانگاه کمکهای اولیه وزخم بندی
homing station ایستگاه ردیاب دستگاههای هدایت مسیر هواپیما
homing station رادارردیاب
homing station رادارهای کنترل هوایی
hydroelectric station نیروگاه ابی
induction station مرکز پذیرش
departure station مبداء حرکت
induction station دفتر استخدام دفتر پذیرش
defence station readiness of degree third
declinating station ایستگاه اندازه گیری انحراف مغناطیس دستگاهها ایستگاه اندازه گیری انحراف
inquiry station دستگاهی که از ان هر گونه درخواستی به عمل می اید
loading station ایستگاه بارگیری
duty station محل خدمت
holding station محوطه نگهداری زخمیها وبیماران بطور موقت
emergency station محل اضطراری
gauging station ایستگاه اندازه گیری سرعت وعمق اب در کانال یا رودخانه
generating station کارخانه برق
flag station جایی که قطاربادیدن پرچم ویژه نگاه میدارندوایستگاه دائمی نیست
fiscal station قسمت اداری یا مالی که در یک سلسله به ترتیب شماره قرارگرفته باشد
fiscal station تاسیسات سریال
generating station پست نیرو نیروگاه
forward station پاسگاه جلویی
exposure station ایستگاه عکاسی هوایی
exposure station ایستگاه هوایی
exempted station یکان استثنایی از نظر سلسله مراتب
exempted station یکان مخصوص
enquiry station ایستگاه پرس و جو
master station شاه ایستگاه
cruising station readiness of degree forth
master station ایستگاه اصلی
clearing station ایستگاه تخلیه بیماران
cleansing station محل گندزدایی
cleaning station پست رفع الودگی ش م ر
cleaning station ایستگاه ضدعفونی مواد ش م ر
observation station دیدگاه
change of station انتقال تعویض محل خدمت
change of station تغییر محل ماموریت
central station نیروگاه مرکزی
fuelling station ایستگاه سوختگیری
camera station ایستگاه تنظیم عکاسی هوایی نقطه تنظیم دوربین
broadcasting station ایستگاه رادیویی فرستنده
broadcasting station ایستگاه رادیو
clearing station پست تخلیه بیماران
climatological station ایستگاه هواشناسی
close station خدمه بدو مرخص
courier station دفترنامه رسانان
courier station دفتر پیک
courier station مقرر پیک
master station پست اصلی مخابرات
mobile station فرستنده متحرک
transformer station پست ترانسفورماتور
converter station پست ترانسفورماتور
control station ایستگاه کنترل
consolidating station ایستگاه تکمیل کننده بار
naval station پایگاه دریایی
coast station ایستگاه ساحلی
close station افراد بدو مرخص
broadcast station ایستگاه فرستنده
coach station پارکینگوایستگاهدرشکه
station model مدلهواشناسی
station platform سکویایستگاه
astronomic station ایستگاه دیدبانی نجومی
astronomic station رصدخانه
station master رئیس ایستگاه
Where's the railway station? ایستگاه راه آهن کجاست؟
ambulance station ایستگاه امبولانس
train station ایستگاهقطار
station entrance ورودیایستگاه
station circle چرخههواشناسی
service station ایستگاه پمپ بنزین بزرگ
station wagon ماشین کبریتی
station wagon استیشن واگن
station wagons ماشین کبریتی
filling station پمپ بنزین
gas station پمپ بنزین
power station کارخانه برق
To the railway station به طرف ایستگاه راه آهن
amateur station فرستنده تفننی
alert station ایستگاه اماده باش
air way station خطوط هوایی
air way station ایستگاه کنترل
air station ایستگاه عکس برداری هوایی نقطه تمرکز عکسبرداری هوایی ایستگاه هواشناسی
underground station ایستگاهزیرزمینی
aileron station فاصله ابتدای فلپ تا لبه ان به موازات تیرهای اتصال ان
action station وضعیت قرمز ,state battle : syn readiness of degree first
aeronautical station ایستگاه ناوبری هوایی ایستگاه خدمات هوانوردی
polling station حوزهرایگیری
action station محل جنگ
railway station ایستگاه قطار
transmitting station ایستگاهارسال
alert station ایستگاه اعلام خطر
power station ایستگاه مولدنیرو
power station نیروگاه
To marry below ones station. با همسری از طبقه پائین تر ازدواج کردن
action station پناهگاه ضد تک هوایی دشمن
police station ایستگاه پلیس
station wagons استیشن واگن
fire station اداره اتش نشانی
tracking station ایستگاه ردیابی
weather station ایستگاه هوا شناسی
fire station ایستگاه اتش نشانی
aid station پست امدادی
weather station ایستگاه هواشناسی
space station ایستگاه فضایی
station bar رستوران ایستگاه راه آهن
fire station مرکز اتش نشانی
fire station پست اتش نشانی
intercom station ایستگاهداخلی
wireless station فرستنده
receiving station ایستگاهدریافت
passenger station ایستگاهمسافرین
wireless station ایستگاه بی سیم
police station مرکز پلیس
work station محل کار
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com