English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 207 (3 milliseconds)
English Persian
base rate اهنگ پایه
base rate نرخ پایه
base rate تعرفه مبنا
base rate نرخ مبنا
base rate ارزش اولیه
Search result with all words
base rate earnings کسب ارزش اولیه
base wage rate حداقل دستمزد
Other Matches
to base one self تکیه کردن
base 0 پایه 01
r base ار- بیس
sub base زیر قشر
sub base زیر بستر
third base موضع بازیکن برای دفاع منطقه دورپایگاه سوم دربازی بیس بال
to base one self اعتماد کردن
second base دومینپایگاه
first base اولینپایگاه
base course لایه اساس قشر اساس
off base <idiom> غیر دقیق ،نادرست
get to first base <idiom> موفق بودن ،شروع خوبی راداشتند
base 0 decimal
base course لایه شالوده
base course قشر لعاب
base course قشر پی راه
base plate صفحه پای ستون
base pitch فاصله بین نیمرخهای مشابه دو دندانه مجاور از یک چرخ دنده
base piece مقر
base piece پایه پایه استقرار
base piece کف
base running دویدن بسوی پایگاه
base section بخش اماد لجستیکی منطقه جلو
base section رسد مبنا قسمت پایه قسمت تحتانی
base piece قنداق
base piece قبضه مبنا
base register ثبات مینا
base plate صفحه زیر ستون
base plug درپوش تحتانی گلوله درپوش کف
base repair تعمیرات پایگاهی
base reserves اماد مبنای ذخیره
base reserves ذخایرپادگانی نیروی احتیاط پادگانی
base ring حلقه یا رینگ تحتانی توپ حلقه پایه حلقه کف
base ring رینگ پایه
base runner توپزنی که در پایگاه است یابسوی ان می رود
base register ثبات پایه
base repair تعمیر اساسی
base price قیمت مبنا
base price قیمت پایه
base point نقطه مبنا
base piece توپ مبنا
base flow جریان پایه
base line خط کور
base line خط توجیه
base loading بارگیری انجام شده در پایگاه
base loading بار اولیه
base map نقشه مادر
base ejection پرتاب شونده از ته
base map نقشه پایگاه
base line خط مبنا
base line خط پایه
base flow مقدار جریان ابی که رودخانه در حالت غیرسیلابی دارد
base font فونت پایه
base font فونت پیش فرض
base frame چهارچوب زیر دستگاهها
base fuze ماسوره ته گلوله
base fuze ماسوره ته
base fuze ماسوره ته پران
base hit ضربه به داخل محوطه باامتیاز
base level تهتراز
base map نقشه مبنا
base memory حافظه پایه
base of wall روپی
base on halls گرفتن امتیاز با رسیدن به پایگاه نخست
base operation عملیات پایگاهی
base ore کانه کم عیار
base pairing جفت شدن بازی
base path مسیر بین پایگاهها
base pay حقوق ثابت بدون مزایا وفوق العاده
base peak پیک مبنا
base period زمان مبنا
base of trajectory تصویر افقی مسیر گلوله پایه مسیر گلوله
base of origin پایگاه مبداء منبع اصلی مبداء ارسال
base mortar خمپاره مبنا
base mortar قبضه مبنا
base number عدد مبنا
base number عدد پایه
base of fire مبنای اتش
fire base مبنای اتش
base of operations پایگاه عملیات
base of operations پایگاه عملیاتی مبنای عملیات
base of origin مبداء اصلی
base piece توپ اصلی
loctal base لامپ قفلی
floating base ناولجستیکی شناور یا کاروان لجستیکی شناور دریایی
fox base+ فاکس بیس پلاس
fuse base پایه ی فیوز
pseudo base شبه باز
production base مبنای تولید یا تولیدات ملی
prisoners base بازی گرگم بهوا
hard base سکوی پرتاب مستحکم
floating base پایگاه شناور دریایی
filbert base پایگاه دروغین
schiff base باز شیف
data base پایگاه داده ها
data base مبنای اطلاعات
return to base بازگشت هواپیما به پایگاه به طور سالم هواپیمای بازگشتی
defense base پایگاه دفاعی
defense base پایگاه پدافندی
loktal base لامپ قفلی
filbert base پایگاه فریبنده
hard base سکوی پرتاب موشک ضد ترکش اتمی
hard base باز سختbaseball
knowledge base پایگاه دانش
knowledge base پایگاه اگاهی
monetary base پایه پولی
monetary base مبنای پولی
mobilization base حداقل منابع لازم برای بسیج نیروهاپایگاه بسیج
mobilization base مبنای بسیج
magneto base پایه مگنت
lewis base باز لوویس
knowledge base پایگاه معلومات
naval base پایگاه دریایی
polyacidic base باز چند اسیدی
polyacid base باز چند اسیدی
inorganic base باز معدنی
inorganic base باز غیر الی
octal base هشت پایهای
number base پایه عدد
number base عدد پایه
number base مبنای عددی
sight base پایه زاویه یاب یا دستگاه نشانه روی
single base باروت یک حبهای
single base تک مادهای
base unit یکان پایگاهی
base unit یکان مبنا
base unit یکای بنیادی
base unit یکای اصلی واحد اصلی
base width ستبرای پایه
base width عرض پایه پهنای پایه
bracket base پایهقلاب
base of splat پایهپشتصندلی
base symbol علایم قراردادی مبنا
base surge ابر پایه قارچ اتمی
base shop تعمیرگاه نگهداری امادگاهی تعمیرگاه پایگاهی
base shop تعمیرگاه پادگانی
base speed سرعت مبنا
base speed سرعت منتجه
base spray بسکهای ته گلوله
base spray بسک ته
base stone سنگ زیرین
base surge ابر غلطان اتمی در ترکش سطحی
wheel base فاصله بین چرخ جلو و عقب در خودروهایی که از یک اکسل بیشتر دارند
bayonet base پایه لامپ میخی
conjugate base باز مزدوج
coupling base وسیلهای که چاشنی را به کلاهک یا خرج مشتعل کننده وصل میکند
coupling base اتصال دهنده چاشنی به کلاهک
stanchion base زیرستون
staging base پایگاه تجدید سوخت یابارگیری مجدد یا جابجا کردن کالاها در کشتی یا هواپیما
square base کف گلوله یا قسمت ته گلوله
software base مبنای نرم افزار
soft base باز نرم
column base پایه ستون
column base ته ستون
time base مبدا زمانی
time base ایستگاه مبنای اندازه گیری زمان مبنای زمانی
center base میدان مرکزی
chart base چارت مبنا
chart base چارت مادر
tax base ماخذ مالیات
tax base مبنای مالیاتی
column base زیرستون
base shear نیروی کلی حاصل از زلزله در پای ساختمان برش پای ساختمان
base ejection ته پران
base metals فلزات بنیانی
base rates تعرفه مبنا
It is base on a precedent. مسبوق به سابقه است
advance base پایگاه جلو
advance base پایگاه مقدم صحنه عملیات
wave base سطحموج
telescope base پایهتلسکوپ
swivel base پایهگردنده
sprung base تشکفنری
army base پایگاه نیروی زمینی
army base پادگان نیروی زمینی
sinister base منحنیانتهایی
recharging base بخشتغذیه
pin base پایهمیله
air base پایگاه هوایی
base rates ارزش اولیه
base metals فلزات اصلی فلزات کم بها
base metals فلز پست
base metal فلز پست
base metal فلزات اصلی فلزات کم بها
base metal فلزات بنیانی
base metals فلز پایه
base metal فلز پایه
base of a triangle قاعده [مثلثی] [ریاضی]
base-court حیات بیرونی
Attic base پایه ی آتنی
Asiatic base پایه یونی [آسیایی]
base rates اهنگ پایه
base rates نرخ پایه
base rates نرخ مبنا
magazine base محلانبارخشاب
lamp base پایهلامپ
base development ساختن پایگاه
base band ارسال داده با تغییر مسط ح ولتاژ در مسیر اتصال
base ignition احتراق تحتانی
base band روش ارسال که در آن کل پهنای باند کابل استفاده میشود و سیگنال داده تقسیم نمیشود. مثل اینترنت
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com