English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (9 milliseconds)
English Persian
base width ستبرای پایه
base width عرض پایه پهنای پایه
Other Matches
width اندازه چیزی از یک طرف به طرف دیگر
width وسعت چیز پهن
width پهنه
width عرض
width پهنا
overall width عرض ساختمان
width تعداد حروف در یک صفحه یا خط
surface width عرض سطحی
bed width عرض بستر
bottom width عرض بستر عرض کف
tongue width عرض دهانه وسیله یا ابزار
bearing width عرض تکیه گاه
slit width پهنای شکاف
beam width عرض ستون امواج رادار
beam width عرض بیم رادار
beam width پهنای اشعه
band width پهنای نوار
band width باند
band width نوار
line width پهنای خط
impluse width عرض ایمپولز
half width نیم پهنا
bottom width ستبرای پایه
peak width پهنای پیک
band width پهنای باند
effective width عرض موثر
pulse width پهنای تپش
pulse width پهنای پالس
carpet width پهنا و عرض فرش
surface width عرض بالایی
characteristic detection width عرض منطقه اکتشافی کشتی مین جمع کن
spectral band width پهنای نوار طیف
effective band width پهنای موثر نوار
stitch width selector انتخابگرعرضیدوخت
The length and width of a room طول و عرض اطاق
frequency band width پهنای باند فرکانس
base 0 پایه 01
r base ار- بیس
base 0 decimal
sub base زیر قشر
to base one self تکیه کردن
base course قشر پی راه
base course لایه اساس قشر اساس
base course لایه شالوده
base course قشر لعاب
sub base زیر بستر
third base موضع بازیکن برای دفاع منطقه دورپایگاه سوم دربازی بیس بال
second base دومینپایگاه
get to first base <idiom> موفق بودن ،شروع خوبی راداشتند
to base one self اعتماد کردن
first base اولینپایگاه
off base <idiom> غیر دقیق ،نادرست
filbert base پایگاه دروغین
filbert base پایگاه فریبنده
base speed سرعت منتجه
floating base ناولجستیکی شناور یا کاروان لجستیکی شناور دریایی
fox base+ فاکس بیس پلاس
defense base پایگاه پدافندی
fuse base پایه ی فیوز
base speed سرعت مبنا
knowledge base پایگاه دانش
knowledge base پایگاه معلومات
inorganic base باز غیر الی
inorganic base باز معدنی
hard base باز سختbaseball
hard base سکوی پرتاب موشک ضد ترکش اتمی
hard base سکوی پرتاب مستحکم
knowledge base پایگاه اگاهی
base spray بسکهای ته گلوله
base spray بسک ته
column base پایه ستون
column base ته ستون
base unit یکای بنیادی
base unit یکای اصلی واحد اصلی
bayonet base پایه لامپ میخی
floating base پایگاه شناور دریایی
center base میدان مرکزی
column base زیرستون
chart base چارت مبنا
conjugate base باز مزدوج
coupling base وسیلهای که چاشنی را به کلاهک یا خرج مشتعل کننده وصل میکند
coupling base اتصال دهنده چاشنی به کلاهک
base surge ابر پایه قارچ اتمی
base stone سنگ زیرین
defense base پایگاه دفاعی
data base مبنای اطلاعات
data base پایگاه داده ها
base surge ابر غلطان اتمی در ترکش سطحی
base symbol علایم قراردادی مبنا
base unit یکان پایگاهی
base unit یکان مبنا
chart base چارت مادر
base of a triangle قاعده [مثلثی] [ریاضی]
fixed base پایهثابت
dexter base پایهراستی
concrete base پایهیبتونی
centre base ستونمرکزی
bracket base پایهقلاب
base of splat پایهپشتصندلی
wheel base فاصله بین چرخ جلو و عقب در خودروهایی که از یک اکسل بیشتر دارند
magneto base پایه مگنت
time base مبدا زمانی
time base ایستگاه مبنای اندازه گیری زمان مبنای زمانی
hardwood base پایهسختچوبی
lamp base پایهلامپ
magazine base محلانبارخشاب
base-court حیات بیرونی
Attic base پایه ی آتنی
Asiatic base پایه یونی [آسیایی]
It is base on a precedent. مسبوق به سابقه است
wave base سطحموج
telescope base پایهتلسکوپ
swivel base پایهگردنده
sprung base تشکفنری
sinister base منحنیانتهایی
recharging base بخشتغذیه
pin base پایهمیله
tax base ماخذ مالیات
stanchion base زیرستون
staging base پایگاه تجدید سوخت یابارگیری مجدد یا جابجا کردن کالاها در کشتی یا هواپیما
number base پایه عدد
number base عدد پایه
number base مبنای عددی
naval base پایگاه دریایی
monetary base پایه پولی
monetary base مبنای پولی
mobilization base حداقل منابع لازم برای بسیج نیروهاپایگاه بسیج
mobilization base مبنای بسیج
tax base مبنای مالیاتی
loktal base لامپ قفلی
loctal base لامپ قفلی
octal base هشت پایهای
polyacid base باز چند اسیدی
polyacidic base باز چند اسیدی
square base کف گلوله یا قسمت ته گلوله
software base مبنای نرم افزار
soft base باز نرم
single base تک مادهای
single base باروت یک حبهای
sight base پایه زاویه یاب یا دستگاه نشانه روی
schiff base باز شیف
return to base بازگشت هواپیما به پایگاه به طور سالم هواپیمای بازگشتی
pseudo base شبه باز
production base مبنای تولید یا تولیدات ملی
prisoners base بازی گرگم بهوا
lewis base باز لوویس
base shop تعمیرگاه پادگانی
base number عدد پایه
base fuze ماسوره ته پران
base fuze ماسوره ته
base fuze ماسوره ته گلوله
base frame چهارچوب زیر دستگاهها
base font فونت پیش فرض
base font فونت پایه
base flow مقدار جریان ابی که رودخانه در حالت غیرسیلابی دارد
base flow جریان پایه
base ejection پرتاب شونده از ته
base ejection ته پران
base development ساختن پایگاه
base development تهیه پایگاه
base depot امادگاه واقع در پایگاه امادگاه مبنا
base defense پدافند پایگاه
base defense پدافند از پایگاه
base cover عکس برداری اولیه
base court حیاط بیرونی یاعقبی
base hit ضربه به داخل محوطه باامتیاز
base ignition احتراق تحتانی
base number عدد مبنا
base mortar قبضه مبنا
base mortar خمپاره مبنا
base memory حافظه پایه
base map نقشه مبنا
base map نقشه پایگاه
base map نقشه مادر
base loading بار اولیه
base loading بارگیری انجام شده در پایگاه
base line خط توجیه
base line خط کور
base line خط مبنا
base line خط پایه
base level تهتراز
base complex مجتمع پایگاه هوایی یا دریایی یا زمینی و غیره
base command فرماندهی پایگاه
base rates ارزش اولیه
base rates نرخ مبنا
base rates تعرفه مبنا
base rates نرخ پایه
base rates اهنگ پایه
base rate ارزش اولیه
base rate نرخ مبنا
base rate تعرفه مبنا
base rate نرخ پایه
base rate اهنگ پایه
base metals فلز پست
base metals فلزات اصلی فلزات کم بها
base metals فلزات بنیانی
base metals فلز پایه
base metal فلز پست
base metal فلزات اصلی فلزات کم بها
base metal فلزات بنیانی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com