Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English
Persian
basic telecommunications access method
روش دستیابی ارتباطات راه دور اساسی
Other Matches
telecommunications access method
روش دستیابی ارتباطات ازراه دور
basic access method
روش دستیابی اصلی
basic direct access method
روش دستیابی مستقیم اساسی
basic partitioned access method
روش دستیابی قسمت بندی شده اساسی
basic sequential access method
روش دستیابی ترتیبی اساسی
access method
روش دستیابی
queued access method
روش دستیابی صفی
direct access method
روش دستیابی مستقیم
sequential access method
روش دستیابی ترتیبی
queued sequential access method
روش دستیابی ترتیبی صف بندی شده
virtual storage access method
روش دستیابی انباره مجازی
indexed sequential access method
روش دستیابی ترتیبی شاخص دار
basic indexed sequential acess method
روش دستیابی ترتیبی شاخص دار اساسی
queued indexed sequential access method
روش دستیابی ترتیبی اندیس دار صف بندی شده
telecommunications
ارتباط از دور
telecommunications
ارتباط تلگرافی
telecommunications
مخابرات تلگرافی
telecommunications
فناوری ارسال و دریافت پیام در یک مسافتی
telecommunications
ارتباطات از دور
telecommunications
ارتباطات راه دور
telecommunications specialist
متخصص ارتباطات راه دور
internal telecommunications unions
یک دفتر نمایندگی با 156عضو متخصص از ملل متحدکه مسئول هم اهنگی بین المللی مسائل مربوط به ارتباطات دوربرد میباشد
basic
بازی
basic
قلیایی
basic
کد دودویی که مستقیماگ و فقط با استفاده از آدرس ها و مقادیر مطلق در CPU عمل میکند.
basic course
دوره مقدماتی
basic
اساسی مقدماتی
basic
اولیه
basic
مقدماتی اساسی
basic
سیستمی که برنامه یا کارهای مشخصی را برای یک کامپیوتر مرکزی انجام میدهد و با استفاده از سیگنالهای وقفه قابل کنترل است
basic
بنیانی
basic
پایهای
basic
ابتدایی
basic
اساسی
basic
بخشی از کنترل کننده ارتباطات که توابع ریاضی و منط قی را بررسی میکند
basic
دستور تغییر نیافته برنامه که پردازش میشود تا دستور اجرا شدنی بدست آید
basic
روش ذخیره و بازیابی بلاکهای داده به ترتیب
basic
بخشی از سرویس ISDN که شامل دو کانال انتقال داده است . که داده را به صورت کیلو بایت در ثانیه ارسال میکند و یک کانال کنترلی دارد که میتواند اطلاعات کنترلی جانبی را به صورت کیلو بایت در ثاینه منتقل کند
basic
نرم افزاری که اجرای سطح پایین و ابتدایی سخت افزار و مدیریت فایل را کنترل میکند
basic
کنترل استاندارد خط وط ارسالی با استفاده از کدهای مخصوص
basic
به یک وسیله راه دور
basic
مین دستیابی
basic
توابع سیستم که واسط بین دستورات زبان سطح بال و وسایل جانبی سیستم هستند که ورودی و خروجی وسایل را کنترل می کنند و اغلب شامل کنترل صفخه کلید و صفحه نمایش و دیسک درایوها است
basic
روش به هنگام سازی و بازیابی مستقیم بلاک داده مشخص که در یک وسیله با دستیالی مستقیم ذخیره شده است
basic
حالت ابتدایی یا ساده شروع هر چیزی
basic
Symbolic sAll-Purpose"Beginner Instructioncode
basic
یک زبان برنامه نویسی ساده از نظراموزش و بکارگیری و دارای فهرست کوچکی از دستورات وقالبهای ساده
basic
روش استاندارد ذخیره سازی داده روی دیسک تا سایر کامپیوتر ها هم بتوانند استفاده کنند
basic
بنیادی
basic
اصلی
basic
تهی بنیانی
basic plus
نوعی زبان برنامه نویسی گسترش یافته BASIC
basic
بیسیک
non access
عدم دسترسی
access well
چاه دستیابی
immediate access
دستیابی صریح
I have no access to anywhere .
دستم از همه جا کوتاه است
access
دسترسی
access
راه دسترس
access
کومکی
access
دستیابی
access
تقرب به خدا
access
در دسترس بودن راه رسیدن به راه وصول
access
دسترسی
access
دسترسی یا مجال مقاربت
access
اصابت
access
بروز مرض حمله
access
الحاق اضافه
access
افزایش
access
وسیله حصول
access
اجازه دخول
access
مدخل
access
اضافی
access
تقریب
access
ورودی
access
درگاه
access
مجاز بودن به استفاده از کامپیوتر و خواندن و تغییردادن فایل های ذخیره شده
access
دست یابی
access
دسترس
access
دسترسی راه
basic pay
حقوق اصلی
basic language
زبان بیسیک
basic point
نقطه مبداء
basic load
بار مبنا
basic lining
پوشش یا استر قلیایی
basic linkage
پیوند اساسی
basic pay
اصل حقوق
basic date
تاریخ ترفیع
basic of issue
مبنای واگذارکردن اقلام
basic of issue
مبنای توزیع
basic load
بار مبنای مهمات یا وسایل
basic gearing
گیربکس
basic intent
نیت عام
basic hole
سوراخ مقدماتی
basic crops
پنبه تنباکو و برنج
basic data
عناصر تیر اولیه
basic data
دادههای اولیه عناصر اولیه
basic date
تاریخ شروع خدمت در هردرجه
basic crops
جو
basic crops
محصولات کشاورزی اساسی مانند گندم
basic cover
عکسبرداری اولیه هوایی
basic ration
جیره اصلی
basic deficit
کسری کلی
basic deficit
کسری اساسی
basic data
اطلاعات اولیه
basic fortran
استاندارد امریکایی و تاییدشده از زبان برنامه نویسی فرترن
basic dye
رنگینه بازی
basic gearing
چرخ دندههای اصلی
basic crops
ذرت
basic ration
جیره مقدماتی جیره مبنا
microsoft basic
مدل مشهوری از زبان برنامه نویسی BASIC که روی ریزکامپیوترها بکاربرده میشود
quick basic
کوئیک بیسیک
tiny basic
یک زبان برنامه سازی سطح بالا که زیرمجموعه BASICاست و برای ریزکامپیوترطراحی شده است
true basic
تروبیسیک
Visual Basic
ابزار برنامه نویسی ساخت ماکروسافت که باعث ساخت برنامههای کاربردی ویندوز به آسانی میشود
basic weaves
رگباسلیق
basic dye
رنگ قلیایی
basic ground
زمینه و متن اصلی فرش
basic agreement
توافق اولیه
basic agreement
چهارچوب توافق
[حقوق]
basic research
علم پایه
basic research
علم بنیادی
integer basic
نوعی زبان BASIC که میتواند تمام اعداد را موردپردازش قرار دهد
basic verses
ایات محکمات
basic research
تحقیقات مقدماتی
basic salt
نمک بازی
basic sciences
علوم پایه
basic shaft
محور اصلی
basic shaft
محور واحد
basic size
اندازه اصلی
basic size
اندازه اولیه
basic slag
سرباره قلیایی
basic speed
سرعت اولیه
basic standard
استاندارد اولیه
basic surplus
مازاد اساسی
basic training
تعلیمات ابتدایی
basic training
اموزش مقدماتی
basic variable
متغیر اصلی
basic variable
متغیر اساسی
basic conflict
تعارض بنیادی
basic capacity
گنجایش پایه
basic allowance
شارژ انبار
airman basic
سرباز ساده و بدون درجه نیروی هوایی
basic price
قیمت مبنا
basic anxiety
اضطراب بنیادی
advanced basic
بیسیک پیشرفته
basic branch
رسته اولیه
basic brick
اجر قلیائی
basic capacity
گنجایش مبنا
basic allowance
سهمیه اولیه ضریب حقوقی معاش
basic circuit
مدار ساده
applesoft basic
نوع توسعه یافته زبان برنامه نویسی BASIC که باریزکامپیوتر قابلیت پردازش اعداد اعشاری را هم دارد
basic communication
گزارش یا مدرک اولیه مکاتبات اولیه
basic price
قیمت پایه
access control
بایت اولیه Token که حق دستیابی ایستگاه را به شبکه نشان میدهد
access control
کنترل دستیابی
access code
رمز دسترسی
quick access
با دست یابی تند
access procedures
روشهای مربوط به کشف وخنثی کردن و تخریب موادمنفجره یا بی اثر کردن موادمنفجره
access point
نقطه فرود
access point
نقطه دسترس
random access
دستیابی تصادفی
random access
دسترسی به اطلاعات به طورناموزون
access time
زمان دستیابی
random access
رسانه ذخیره سازی که امکان دستیابی به هر مرحله با هر ترتیبی را فراهم میکند
access structures
ساختمانهای عبور و مرور
random access
حافظهای که امکان دستیابی به هر محلی با هر ترتیبی , معمولاگ به صورت IC , فراهم میکند
random access
قطعه الکترونیکی آداپتور گرافیکی ویدیو که سیگنالهای رنگی دیجیتال را به سیگنالهای الکتریکی که به صفحه نمایش فرستاده می شوند تبدیل میکند
access road
راه اتصالی
access code
کد دسترسی
access road
راه دستیابی راه کمکی
access road
راه دسترسی
access road
جاده دسترسی
access control
که فقط به کاربران خاص اجازه میدهد از سیستم کامپیوتر استفاده کنند یا فایلها را بخوانند
parallel access
دستیابی موازی
parallel access
با دست یابی موازی
access panel
پانل یا قابی که برای اسانترکردن تعمیرات وبازرسی براحتی برداشته و یانصب میشود
access control
وسیله امنیتی
rapid access
با دستیابی سریع
fast access
با دستیابی سریع
access point
نقطه اتصال خط به قوس
access point
نقطه دستیابی
deny access
جلوگیری از دستیابی به یک مدار یا سیستم به دلیل حجم کار بالا یا امنیتی
direct access
دسترسی مستقیم به اطلاعات
direct access
دسترسی مستقیم
immediate access storage
storage main
access mode
باب دستیابی
instantaneous access
زمان دستیابی کوتاه به رسانه با دستیابی تصادفی
access gallery
راه رو دستیابی
multiple access
دستیابی چندگانه
access gallery
دالان دستیابی
limited access
دراری محدودیت مدارک محدود
limited access
محدود
keyed access
دستیابی کلیدی
access hole
شکاف دستیابی
access mechanism
دستگاه مکانیکی در واحدذخیره دیسک که نوکهای مخصوص خواندن و نوشتن را روی شیارهای صحیح دیسک قرار میدهد مکانیزم دستیابی
channel access
دستیابی کانال
direct access
دستیابی مسقیم
access time
زمان لازم برای پاسخگویی کامپیوتر
access duct
مجرای دسترسی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com