English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
basic type single tier formwork قالب بندی نیمه لغزان با پایههای معادل ارتفاع قالب
Other Matches
basic type double tier formwork قالب بندی بالارونده با تختههای مشابه
formwork قالب بندی
shell formwork قالب بندی غلافی
face formwork قالب بندی نما
formwork exposed قالب بندی سطوح مرئی
formwork unexposed قالب بندی سطوح نامرئی
slip formwork قالب بندی لغزان
panel formwork تخته قالب بندی بتن
panel formwork قالببندی پیاده شونده
face formwork قالب بندی نهایی
sliding formwork قالببندی لغزان
tier ردیف افقی
tier لایه
tier محکم کننده
tier زنجیر لنگر
tier ردیف
tier ردیف شدن
tier ردیف صندلی
tier رده صف
tier ردیف کردن
formwork with vacuum chambers قالب بندی با خلاء
formwork at cirved section قالب بندی در سطوح منحنی
tier table میز کوچک
three-tier car carrier حملماشینسهطبقه
basic بیسیک
basic یک زبان برنامه نویسی ساده از نظراموزش و بکارگیری و دارای فهرست کوچکی از دستورات وقالبهای ساده
basic plus نوعی زبان برنامه نویسی گسترش یافته BASIC
basic توابع سیستم که واسط بین دستورات زبان سطح بال و وسایل جانبی سیستم هستند که ورودی و خروجی وسایل را کنترل می کنند و اغلب شامل کنترل صفخه کلید و صفحه نمایش و دیسک درایوها است
basic course دوره مقدماتی
basic Symbolic sAll-Purpose"Beginner Instructioncode
basic روش به هنگام سازی و بازیابی مستقیم بلاک داده مشخص که در یک وسیله با دستیالی مستقیم ذخیره شده است
basic سیستمی که برنامه یا کارهای مشخصی را برای یک کامپیوتر مرکزی انجام میدهد و با استفاده از سیگنالهای وقفه قابل کنترل است
basic کد دودویی که مستقیماگ و فقط با استفاده از آدرس ها و مقادیر مطلق در CPU عمل میکند.
basic روش استاندارد ذخیره سازی داده روی دیسک تا سایر کامپیوتر ها هم بتوانند استفاده کنند
basic اولیه
basic مقدماتی اساسی
basic بازی
basic قلیایی
basic بنیانی
basic اصلی
basic پایهای
basic ابتدایی
basic حالت ابتدایی یا ساده شروع هر چیزی
basic بخشی از کنترل کننده ارتباطات که توابع ریاضی و منط قی را بررسی میکند
basic دستور تغییر نیافته برنامه که پردازش میشود تا دستور اجرا شدنی بدست آید
basic روش ذخیره و بازیابی بلاکهای داده به ترتیب
basic بخشی از سرویس ISDN که شامل دو کانال انتقال داده است . که داده را به صورت کیلو بایت در ثانیه ارسال میکند و یک کانال کنترلی دارد که میتواند اطلاعات کنترلی جانبی را به صورت کیلو بایت در ثاینه منتقل کند
basic نرم افزاری که اجرای سطح پایین و ابتدایی سخت افزار و مدیریت فایل را کنترل میکند
basic کنترل استاندارد خط وط ارسالی با استفاده از کدهای مخصوص
basic به یک وسیله راه دور
basic اساسی مقدماتی
basic تهی بنیانی
basic اساسی
basic مین دستیابی
basic بنیادی
Visual Basic ابزار برنامه نویسی ساخت ماکروسافت که باعث ساخت برنامههای کاربردی ویندوز به آسانی میشود
applesoft basic نوع توسعه یافته زبان برنامه نویسی BASIC که باریزکامپیوتر قابلیت پردازش اعداد اعشاری را هم دارد
basic salt نمک بازی
basic hole سوراخ مقدماتی
basic sciences علوم پایه
basic intent نیت عام
airman basic سرباز ساده و بدون درجه نیروی هوایی
basic crops جو
basic weaves رگباسلیق
basic shaft محور اصلی
basic shaft محور واحد
basic size اندازه اصلی
advanced basic بیسیک پیشرفته
basic size اندازه اولیه
basic research تحقیقات مقدماتی
basic price قیمت پایه
basic capacity گنجایش مبنا
basic capacity گنجایش پایه
basic circuit مدار ساده
basic data اطلاعات اولیه
basic communication گزارش یا مدرک اولیه مکاتبات اولیه
basic conflict تعارض بنیادی
basic data دادههای اولیه عناصر اولیه
basic data عناصر تیر اولیه
basic crops پنبه تنباکو و برنج
basic cover عکسبرداری اولیه هوایی
basic crops محصولات کشاورزی اساسی مانند گندم
basic brick اجر قلیائی
basic branch رسته اولیه
basic date تاریخ شروع خدمت در هردرجه
basic price قیمت مبنا
basic gearing چرخ دندههای اصلی
basic allowance شارژ انبار
basic allowance سهمیه اولیه ضریب حقوقی معاش
basic fortran استاندارد امریکایی و تاییدشده از زبان برنامه نویسی فرترن
basic anxiety اضطراب بنیادی
basic dye رنگینه بازی
basic deficit کسری اساسی
basic deficit کسری کلی
basic date تاریخ ترفیع
basic crops ذرت
basic slag سرباره قلیایی
quick basic کوئیک بیسیک
basic variable متغیر اصلی
basic research علم پایه
basic pay حقوق اصلی
basic research علم بنیادی
basic pay اصل حقوق
basic variable متغیر اساسی
basic verses ایات محکمات
basic training تعلیمات ابتدایی
microsoft basic مدل مشهوری از زبان برنامه نویسی BASIC که روی ریزکامپیوترها بکاربرده میشود
tiny basic یک زبان برنامه سازی سطح بالا که زیرمجموعه BASICاست و برای ریزکامپیوترطراحی شده است
integer basic نوعی زبان BASIC که میتواند تمام اعداد را موردپردازش قرار دهد
true basic تروبیسیک
basic ration جیره مقدماتی جیره مبنا
basic ration جیره اصلی
basic point نقطه مبداء
basic training اموزش مقدماتی
basic agreement چهارچوب توافق [حقوق]
basic load بار مبنای مهمات یا وسایل
basic load بار مبنا
basic linkage پیوند اساسی
basic surplus مازاد اساسی
basic agreement توافق اولیه
basic lining پوشش یا استر قلیایی
basic language زبان بیسیک
basic standard استاندارد اولیه
basic gearing گیربکس
basic speed سرعت اولیه
basic of issue مبنای واگذارکردن اقلام
basic ground زمینه و متن اصلی فرش
basic dye رنگ قلیایی
basic of issue مبنای توزیع
basic relay post پایگاه مقدماتی تحویل و تحول بیماران
basic issue list اقلام مندرج در فهرست توزیع اولیه اقلام بار مبنای اولیه اقلام شارژ انبار
basic requisition number درخواست اولیه
basic issue items وسایل همراه اقلام عمده اقلام شارژ انبار وسایل عمده
basic end item اقلام اولیه اماد
basic pig iron اهن توماس
basic planning guide راهنمای اولیه طرح ریزی
basic requisition number درخواست ابتدایی
basic pig iron اهن خام قلیایی
basic machine unit واحد دستگاه مقدماتی
basic end item تجهیزات ووسایل اولیه
ground basic slag سرباره توماس
basic building materials مواداولیهساختمان
basic source of food منابعاولیهغذا
basic standard cost قیمت استاندارد
basic standard cost قیمت پایه
We must find a basic solution. باید یک فکر اساسی کرد
basic calculating operation چهار عمل اصلی [ریاضی]
basic operation of arithmetic چهار عمل اصلی [ریاضی]
floating point basic نوعی زبان BASIC که اجازه استفاده از اعداد اعشاری رامیدهد
the four basic arithmetic operations چهار عمل اصلی [ریاضی]
basic unit training اموزش مقدماتی یکان اموزش مقدماتی واحد
ground basic slag ارد توماس
basic tactical unit یکان مبنای تاکتیکی
basic access method روش دستیابی اصلی
basic allowance for quarters حق مسکن
basic circuit arrangement ترتیب مدار ساده
basic combat training اموزش رزم مقدماتی
basic bessemer process فرایندقلیایی بسمر
basic bessemer process فرایند مقدماتی بسمر
basic construction unit واحد ساختمانی
basic bessemer converter مبدل مقدماتی بسمر
basic allowance for subsistence حق معاش
basic allowance for subsistence جیره نقدی
basic converter steel فولاد توماس
basic bessemer steel فولاد مقدماتی بسمر
basic partitioned access method روش دستیابی قسمت بندی شده اساسی
basic converter pig iron اهن خام توماس
basic unit assembly group گروه ساختمانی
basic open hearth furnace کوره باز قلیایی
basic sequential access method روش دستیابی ترتیبی اساسی
basic input output system سیستم ورودی و خروجی پایه
basic bessemer pig iron اهن خام مقدماتی توماس
basic direct access method روش دستیابی مستقیم اساسی
ambulance basic relay post پست مبنای کنترل ستون امبولانسها
basic telecommunications access method روش دستیابی ارتباطات راه دور اساسی
one of the [basic] fundamental tenets of democracy یکی از اصول پایه [اساسی] دموکراسی
iowa tests of basic skills ازمونهای مهارتهای اساسی ایووا
he is not of that type ازان قبیل اشخاص نیست
he is not of that type جنم انراندارد
type متغیری که هر نوع داده مثل عددی , متن و... را می پذیرد
type متغیری که فقط حروف الفبا عددی را می پذیرد
type سنخ تیپ
type ساختمان
type فرمان TYPE
type کلیشه
type مدل
type باسمه ماشین تحریر
type ماشین کردن طبقه بندی کردن
type با ماشین تحریر نوشتن
type نوع خون
type نوع خون را معلوم کردن
type تیره
type نمونه
type of use نمونه کاربرد
type حروف چاپی حروف چاپ
type سنخ
type نوع
type قسم
type رقم
type گونه الگو
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com