English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 111 (7 milliseconds)
English Persian
bearer shares سهام بی نام
Other Matches
bearer حامل
bearer درخت بارور
bearer در وجه حامل
bearer اورنده
shares برای آدرس و ارسال داده بین CPU و رسانه جانبی
shares سیستمی که یک وسیله جانبی یا رسانه ذخیره سازی پشتیبان یا منابع دیگر توسط چندین کاربر استفاده میشود
shares باس مورد استفاده
shares پردازشگر کلمات موجود برای چندین کاربر سیستم منط قی اشتراکی
shares حافظهای که با بیش از یک CPV قابل دستیابی باشد
shares دایرکتوری
shares که توسط کاربران متعدد متصل به شبکه قابل دستیابی است
shares استفاده یا مالکیت چیزی به همراه شخص دیگر
shares IB که برای ارزیابی محصولات تهیه شده برای فروشندگان تشکیل شده است سازمانی از استفاده کنندگان سیستمهای کامپیورتی متوسط و بزرگ
shares یک کامپیوتر و یک حافظه پشتیبان که توسط افراد مختلف در شبکه برای یک برنامه کاربردی به کار رود
to go shares عادلانه بخش کردن
shares استفاده از کامپیوتر یا رسانههای جانبی توسط بیش از یک شخص یا سیستم
shares سیستم عامل شبکه که به منابع کلمه رمز نسبت میدهد به جای اینکه شماره کاربران را تنظیم کند تا دستیابی محدود شود
shares سهم
shares قیچی کردن
shares سهم بردن
shares تسهیم کردن
shares بخش کردن
shares بهره قسمت
shares بخش
shares حصه
shares توسط کاربران دیگر شبکه است
shares روش ایجاد امنیت شبکه برای حفافت منابع محلی
shares پوشه فایل ها روی دیسک درایوکامپیوتر محلی که قابل استفاده
shares فایل ذخیره شده که توسط بیش از یک کاربر یا سیستم قابل دستیابی است
shares دانگ
shares شرکت داشتن در سهم بردن
shares فرض
shares تقسیم کردن
pall bearer کسیکه در همراهی با جنازه
pall bearer شرکت میکند
pay to the bearer دروجه حامل بپردازید
payable to bearer قابل پرداخت در وجه حامل
mace bearer چاووش
mace bearer گرزدار
litter bearer متصدی برانکارد
litter bearer برانکاردکش
torch bearer مشعل دار [ابزار]
office bearer بعدا پرسیده شود
cup bearer چمانی
cup bearer ساقی
payable to the bearer در وجه حامل
purse bearer کیف بر
Please pay the bearer . دروجه حامل بپردازید ( چک وغیره )
water bearer ریزنده اب ابریز
water bearer ساکب الماء
water bearer دلو
warrant to bearer به حواله کرد حامل
tale bearer خبربر
tale bearer سخن چین
stand bearer پرچم دار یکان
saddle bearer متکا
saddle bearer زیرسری
saddle bearer تکیه گاه
purse bearer کسیکه کیف مهربزرگ را میبرد
purse bearer تحویلدار
cross bearer علم دار
standard bearer پرچم دار
bearer share سهم بی نام
bearer securities اوراق بهادار بی نام
stretcher-bearer حامل تخت روان
bearer policy بیمه نامه بدون نام
bearer cheque چک در وجه حامل
bearer cheque چک حامل
bearer bond قرضه بدون نام
bearer bond سند در وجه حامل
bearer bond سند قرضه
bearer bond سند حامل
armour bearer سلاحدار
armor bearer حامل اسلحه زرهدار
armor bearer مسلح
stretcher bearer حامل تخت روان
standard bearer پیشوا
standard bearer علمدار
bearer stock سهام و اوراق قرضه بدون نام
bearer stock اسناد در وجه حامل
colour bearer پرچم دار
cross bearer صلیب بردار
cost bearer باارزش
color bearer کسیکه پرچم را درجایگاه نگه می دارد
color bearer پرچم دار
joint shares سهام مشترک
ordinary shares سهام عادی
subscriber of shares پذیره نویس سهام
granger shares سهام راه اهن غله
preferential shares سهام ممتازه
unissued shares سهام منتشر نشده
preferred shares سهام ممتاز
conversion of shares تبدیل سهام
by undivided shares به نحو اشاعه
registered shares سهام بانام
non registered shares سهم بی اسم
non cash shares سهام غیر نقدی
preference shares سهام ممتاز
preference shares سهام ممتازه
by way of undivided shares undivided
preferred shares سهام مقدم
privileged shares سهام ممتاز
c. prefrential shares سهامی که سود پس افتاده انهایکی باسود جاری انهاپرداخته شود
qualifying shares سهامی که مدیران الزاما"باید خریداری کنند
heirs having fixed shares ذوالفرائض
gilt edged shares سهام ممتازه
held in undivided shares مشاع
reduction of shares of the heirs عول
Aquarius the Water Bearer (January 20) برجدلو
A man who pays promplty shares in others . <proverb> آدم خوش یساب شریک مال مردم است .
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com