English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 58 (5 milliseconds)
English Persian
beef cuts قطعات مختلف گوشت لاشهء گاو
Other Matches
beef شکوه وشکایت کردن تقویت کردن
beef گوشت گاو
beef up افزایش استحکام اجزاء ساختمانی با طراحی مجدد یااصلاح مواد انها
beef پرواری کردن و ذبح کردن
beef cattle گاو پرواری
beef cattle گله گاو که برای تامین گوشت پرورش مییابد
corned beef گوشتنمکزده
beef witted کودن
beef boat ناو تدارکاتی
beef brained کودن
beef brained کند ذهن
beef headed بیف
beef headed کندذهن
beef steak گوشت ران گاو
beef tea جوهریاشیره گوشت
roast beef گوشت گاوکباب شده
to kill beef گاو کشتن
cuts روشی که به صورت خودکار کاغذ را درون چاپگر قرار میدهد
cuts حذف بخشی از متن از یک فایل تا کوتاه تر شود
cuts حذف یک قطعه از فایل
cuts قطعه حذف شده از فایل
cuts توپ قوسداربلند
cuts درو زدن ژیمناست
cuts کانال
cuts شکاف معبر
cuts چاک
cuts برش
cuts عبور کردن گذاشتن
cuts تراش دادن
cuts کم کردن
cuts قطع کردن
cuts پاره کردن
cuts زدن
cuts گسستن چیدن
cuts گسیختن
cuts بریدن
cuts جوی
cuts حذف بازیگر پس ازازمایش
cuts تغییر سمت سریع
cuts برش بریدگی
cuts کند
cuts ضربه قوس دارپرتاب به پشت میله ها
cuts فرستادن گوی هدف بیلیارد با ضربه قوسداربه زاویه تند
cuts خاکبرداری
cuts تقلیل دادن
cuts بریده
cuts تخفیف بریدگی
cuts کات
wage cuts کاهش دستمزد
to draw cuts بوسیله چوبهای کوتاه وبلندقرعه کشیدن
tax cuts کاهش مالیات
cold cuts گوشت سرد با پنیر یخ زده کالباس واغذیه مشابه
crew cuts اصلاح سربطوری که موهاکوتاه شده وشبیه ماهوت پاک کن شود
short cuts راه میان بر
cold cuts گوشت پخته سرد
The tongue is not steel , yet it cuts. <proverb> زبان اگر چه فولاد نیست اما برنده است .
He has no influence . He cuts no ice. He carries no weight دیگر کلاهش پشم ندارد ( فاقد نفوذ است )
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com