Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (9 milliseconds)
English
Persian
between group variance
پراکنش میان گروهی
Search result with all words
within group variance
پراکنش درون گروهی
Other Matches
variance
اختلاف
variance
مغایرت عدم توافق
variance
واریانس
variance
انحراف
variance
مغایرت
variance
ناسازگاری
variance
اختلاف و نتاقض در ارکان مختلف دعوی
variance
میانگین حسابی توان دوم انحرافات از مقدارمتوسط
variance
پراکندگی
variance
پراکنش
residual variance
پراکنش مازاد
analysis of variance
تحلیل پراکنش
true variance
پراکنش حقیقی
explained variance
واریانس تشریح شده تغییرات بیان شده
analysis of variance
تحلیل واریانس
partial variance
پراکنش سهمی
specific variance
پراکنش اختصاصی
efficiency variance
تباین کارایی
efficiency variance
اختلاف بازدهی
variance analysis
تحلیل واریانس
cost variance
نوسانات هزینه
error variance
پراکنش خطا
to set at variance
بهم انداختن
unique variance
پراکنش یگانه
to set at variance
با هم بد کردن باهم مخالف ت
total test variance
پراکنش کل ازمون
common factor variance
پراکنش عامل مشترک
purchase price variance
سپرده اختلاف قیمت خرید سپرده تضمینی خرید
to set two men at variance
میانه دو کس رابهم زدن
t group
گروه T
t group
گروه حساسیت اموزی
we group
گروه خودی
in group
گروه خودی
out group
برون گروه
group
دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
group
ناوگروه
group
دسته دسته کردن
group
جمع شدن
group
مجموعهای از کاربران که با یک نام معرف شده اند
group
نشانهای که پنجرهای را نشان میدهد که حاوی مجموعهای نشانههای فایل یا برنامه هاست
group
کد مشخص کردن شروع و خاتمه گروهی از رگوردهای مربوط به هم یا داده ها
group
شیعه
group
حزب
group
دسته بندی کردن
group
گروه رزمی
group
طبقه بندی بین اتومبیلها تعداد شیرجههای انجام شده از یک نقطه با یک روش تیرهای به هدف خورده کمانگیر
group
جمع اوری چندین چیز با هم
group
مجموعهای از رکوردهای کامپیوری حاوی اطلاعات مربوط به هم
group
کلمه شش حرف در ارتباط تلگرافی
group
مجموعهای از نشانه ها یا فایل ها یا برنامه ها که در یک پنجره نشان داده می شوند
group
دسته
group
گروه
group
جمع کردن چندین وسیله با هم
group
جمعیت گروه بندی کردن
group
انجمن
local group
گروه محلی
hydrogxyl group
گروه هیدروکسیل
landing group
گروه پیاده شونده به ساحل گروه پیاده شدن
marginal group
گروه حاشیهای
minority group
گروه اقلیت
group identification
همانند سازی گروهی
group index
شاخص گروه
leaving group
گروه ترک کننده
open group
گروه باز
natural group
گروه طبیعی
phosphoryl group
گروه فسفریل
norm group
گروه هنجار
membership group
گروه عضویت
infinite group
گروه نامتناهی
group theory
نظریه گروهی
group of targets
گروه هدفها
group of targets
گروه اماجها
group norms
هنجارهای گروهی
group mark
علامت گروه
group mark
نشان گروه
group interview
مصاحبه گروهی
group pressure
فشار گروهی
group printing
چاپ گروهی
group rendezvous
نقطه الحاق گروهی یا قسمتی
group velocity
سرعت گروهی
group membership
عضویت گروهی
group theory
نظریه گروهها
group test
ازمون گروهی
group teaming
ریخته گری گروهی
group structure
ساخت گروهی
group selector
سلکتور گروهی
group index
اندیس گروه
business group
شرکت سهامی
[شرکت]
splinter group
گروهجداییطلب
noun group
گروهکلمات
interest group
علایقگروهی
group practice
گروهپزشکی
ginger group
افرادیکهکنارهمبایکدیگرکارمیکنند
adverbial group
گروه قیدی
salvage group
گروه بازیابی وسایل
cyclic group
گروه دوری
[ریاضی]
Group theory
نظریه گروه ها
[ریاضی]
management group
ائتلاف تجاری
management group
ائتلاف چند شرکت
extra-group
ناهمراه گروه
[پرنده شناسی]
finite group
گروه متناهی
[ریاضی]
user group
گروه کاربران
user group
گروه استفاده کننده
tractor group
گروه ناوچههای اب خاکی مخصوص پیاده کردن نفرات و خودروهای شنی دار اب خاکی
shot group
گروه گلوله هایی که نزدیک هم به هدف خورده باشند
selected group
گروه گزیده
salvage group
تیم نجات پرسنل و افراد غرق شده گروه مخصوص جمع اوری اقلام بازیافتی
repeating group
الگوی داده مکرردریک رشته بیتی
reference group
گروه مرجع
product group
کالاهی مشابه
primary group
گروه نخستین
point group
گروه نقطهای
side group
گروه جانبی
spelling group
حرف رمزی که نماینده یک گروه رمز یا کلمات رمز است
standardization group
گروه معیاریابی
sporadic group
گروه نامنظم
[ریاضی]
thiocarbonyl group
گروه تیوکربونیل
task group
گروه ماموریت زمینی
task group
ناو گروه مامور اجرای عملیات
tail group
مجموعه دم که بعنوان یک واحد یا جزئی از هواپیمامسوب میشود
symmetry group
گروه تقارن
substituent group
گروه استخلافی
strength group
گروه عمده قوای دریایی درعملیات اب خاکی
pile group
دسته شمعهائی که سر انها رادال بتنی می پوشاند
group frequency
بسامد گروهی
criterion group
گروه ملاک
bridged group
گروه پل شده
boat group
ناو گروه قایقها در عملیات اب خاکی
beach group
گروه خدمات بارانداز ساحلی گروه پیشرو یا یورتچی دریایی
beach group
گروه خدمات ساحلی
battle group
گروه نبرد
battle group
واحد ارتشی مرکب از پنج گروهان
attack group
گروه تک به ساحل
attack group
گروه تک
armor group
گروه زره تانک
bridging group
گروه پل شده
carbonyl group
گروه کربونیل
coordinated group
گروه کوئوردینانسی
control group
گروه گواه
group separator
جداساز گروه
commutative group
گروه جابجاپذیر
command group
گروه فرماندهی
coacting group
گروه همکار
closed group
گروه بسته
carboxylic group
کروه کربوکسیلی
artillery group
گروه توپخانه
army group
گروه ارتش
armor group
گروه زرهی
acid group
گروه اسید
abelian group
گروه ابلی
group therapy
گروه درمانی
peer group
گروه همسالان
blood group
گروه خون
blood group
تعیین کردن
blood group
گروه خونی
pressure group
گروه فشار
acid group
گروه اسیدی
acidic group
گروه اسید
acidic group
گروه اسیدی
amino group
گروه امینی
alkyl group
گروه الکیلی
alkyl group
گروه الکیل
air group
گروه هوایی یک ناو
air group
گروه هوایی
aiming group
دستگاه مثلث گیری
aiming group
عوامل مثلث گیری
age group
گروه سنی
age group
گروه سالخور
group factors
عاملهای گروهی
group analysis
تحلیل گروه
functional group
گروه عاملی
group acceptance
پذیرش گروهی
entering group
گروه وارد شونده
entry group
واجدین شرایط تخصصی شغلی
entry group
گروه واجد شرایط
experimental group
گروه ازمایشی
gas group
گروه گاز
feeding group
قسمت خوراک دهنده
formal group
گروه رسمی
group casting
ریخته گری گروهی
group consciousness
اگاهی گروهی
group discussion
بحث گروهی
group contracts
قراردادهای کلی قراردادهایی که دران کالاهای مختلف موردمعامله قرار میگیرد
group atmosphere
جو گروهی
encounter group
گروه رویارویی
end group
گروه انتهایی
dead group
زاویه بیروح
dead group
زمین بیروح
deactivating group
گروه کم کننده فعالیت
detail group
قسمت بیگاری
feeding group
گروه تغذیه کننده
detail group
دسته ماموربیگاری
group contagion
سرایت گروهی
diastereotopic group
گروه هدایت کننده به موقعیتهای ارتو پارا
group dynamics
پویش گروهی
group captain
سرهنگ هوایی
group casting
ریخته گری
group dynamics
مطالعه عوامل و نیروهای موثر در یک گروه بشری
group drive
محرکه گروهی
activated methylene group
گروه متیلن فعال شده
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com