Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 29 (4 milliseconds)
English
Persian
beyoned the pale
از حد گذشته
Other Matches
beyoned price
بی قیمت بسیار گران بها
pale
کمرنگ
per pale
کمرنگجفتی
beyond the pale
<idiom>
دوراز انتظار
to look pale
رنگ پریده بودن
pale
ناحیه محصور قلمروحدود
pale
حصار دفاعی دفاع
pale
نرده
pale
رنگ پریده
pale
رنگ رفته بی نور
pale
رنگ پریده شدن
pale
رنگ رفتن
pale
در میان نرده محصورکردن
pale
احاطه کردن
pale
میله دارکردن
the pale
بخشی از ایرلند که در قلمردانگلیس است
He turned pale.
رنگش پرید
to leap the pale
از حد تجاوز کردن
pale varnish
لاک روشن
pale brick
اجری که خوب پخته نشده است
pale face
سفید پوست لقبی است که گمان می کنندسرخ پوستان امریکایی بمردم سفیدپوست
Pale pink
صورتی کمرنگ
pale red
پشت گلی
pale red
قرمزکمرنگ
She turned as pale as death .
رنگش مثل ماست سفید شد ( پرید )
He turned as pale as death .
رنگش مثل گچ سفید شد
pale
[poor]
imitation
بدل قلابی
Inevitably it invites/evokes comparison with the original, of which the remake is merely a pale shadow.
این به ناچار مقایسه با نسخه اصلی را مجبور می کند که بازسازی فیلمش کاملا قلابی است.
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com