English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 217 (10 milliseconds)
English Persian
bill of lading بارنامه
bill of lading ستمی کشتی
bill of lading بار نامه
bill of lading بار نامه کشتی
Search result with all words
clean bill of lading بارنامه بی نقص
clean bill of lading بارنامه بدون قیدوشرط
clean bill of lading بارنامه تمیز
clean bill of lading بارنامه ساده
clean bill of lading بارنامه بی نقض
dirty bill od lading بارنامه مغشوش
dirty bill od lading بارنامه مشروط
fiata combined transport bill of lading بارنامه حمل ترکیبی "فیاتا"
foul bill of lading بارنامه نادرست
foul bill of lading بارنامه مشروط
inland waterway bill of lading بارنامه ابراه داخلی
railway bill of lading بارنامه راه اهن
through bill of lading بارنامه سراسری
Other Matches
lading بار کشتی
lading بارگیری عمل بار کردن
lading بارکشتی
lading بار
lading محموله
way bill سند حمل
way bill بارنامه
way bill بارنامه راه اهن
way bill بارنامه دریایی
got through (the bill got through the ma لایحه از مجلس گذشت
to f. the bill واجدشرایط بودن
bill of e. برات
bill صورتحساب دادن
bill nye صورتحساب
bill اعلامیه مربوط به حقوق عمومی و ازادیهای فردی که در مواقع غیر عادی و خاص تصویب میشود
bill دادخواست
bill نوک بنوک هم زدن
bill اسکناس
bill سند
bill برات
bill قبض صورتحساب
bill لایحه
bill نوعی شمشیرپهن
bill منقار
bill نوک
May I have my bill, please? ممکن است لطفا صورتحسابم را بیاورید؟
the bill صورت حساب
The bill, please. لطفا صورت حساب.
bill اسنادبازرگانی
bill حواله
bill قبض
bill گزارش جریان دعوی
bill سند مالی لایحه یا طرح قانونی
bill تهیه کردن صورتحساب
bill بیجک
bill صورتحساب
members bill member
member's bill طرح قانونی
due bill سند بدهی
play bill اگهی نمایش
play bill اعلان نمایش
protect a bill وجه براتی را تامین کردن
dishonour a bill نکول
currency of a bill مدت برات
crow bill انبرگلوله کش
long bill نوک دراز
due bill در CL به این شکل تنظیم میشود : بدهی به اقای ..... مبلغ ..... است که عندالمطالبه پرداخت خواهد شد . تاریخ .... این سند بر خلاف برات و سفته به حواله کرد قابل پرداخت نیست
foreign bill برات خارجی
foreign bill برات قابل پرداخت در خارج ازکشور
foreign bill حواله ارز خارجی
fly bill اگهی دستی
fly bill اعلان دستی
hard bill پرندگان سخت منقار
due bill برات پرداختنی
hawk bill لاک پشت ابی
hook bill منقار نوک برگشته
first reading of a bill شوراول لایحه
financial bill لایحه مالی
hook bill منقارعقابی
foreign bill برات ارزی
omnibus bill لایحه قانونی که مسائل گوناگون در بر دارد
retiring a bill براتی را تسویه کردن
sight bill حواله دیداری برات یا حواله ایکه در زمان ارائه قابل پرداخت میباشد
victualling bill پروانه حمل کالائی که درانبار گمرکی موجود باشد
usance bill برات به وعده
twin bill دو مسابقه توام در یک برنامه
true bill اعلام جرمی که هیئت منصفه در فهر ان صحه گذارند
treasury bill اسناد خزانه
transit bill پروانه عبور
transit bill اجازه عبور
training bill برنامه اموزشی
to veto a bill لایحه قانونی راردکردن
to talk out a bill مذاکره کردن در باره لایحهای انقدرکه موکول ببعدگرد د
wage bill لیست حقوق
watch bill لوحه نگهبانی ناو
bill poster کسی که کارش چسباندن پوستر و آگهی بر دیوار و تابلوهای اعلانات است
a hefty bill صورتحساب سنگینی
I think there is a mistake in the bill. من فکر میکنم اشتباهی در صورتحساب هست.
How much is my telephone bill? صورتحساب تلفنمان چقدر میشود؟
Please have my bill ready. لطفا صورتحسابم را آماده کنید.
pad the bill <idiom> اضافه شدن هزینههای کاذب
foot the bill <idiom> پرداختن
fill the bill <idiom> مناسب برای همه جا
double bill مسابقهورزشی-تئاتریاسینماکهدرآندوبرنامهاجراشود
bill posters کسی که کارش چسباندن پوستر و آگهی بر دیوار و تابلوهای اعلانات است
to rush a bill through لایحهای راباشتاب ازمجلس گذرانیدن
to protean a bill وجه براتی راتامین کردن
stork's bill شمعدانی عطر
station bill جدول محلها
station bill لوحه نشان دهنده محلهای پرسنل
soft bill مرغ مگس خوار
soft bill پرنده منقار نازک حشره خوار
sight bill برات دیداری
show bill تابلو اعلان نمایش
short bill برات کم مدت
sets of bill نسخ ثانی و ثالث و ..... برات که در انها به اصل اشاره وذکر میشود که هریک تازمانی قابل پرداخت هستندکه دیگری پرداخت نشده باشد
stork's bill گل عطر
stork's bill برگ عطر
the bill has come to maturity وعده پرداخت برات رسیده است
to dishonour a bill براتی را فکول کردن
to bill and coo باهم غنج زدن
to bill and coo بوسه بازی کردن
time bill برنامه حرکت قطار
time bill سفته مدت دار
through bill of exchange بارنامه سراسری
the bill of has come to mature وعده پرداخت برات رسیده است
the bill is undue وعده برات نرسیده است
the bill is overdraw سر رسید برات منقضی شده است
the bill has come to maturity موعد پرداخت برات منقضی شده است
road bill بارنامه
bill of indicment ادعا نامه
bill of entry افهارنامه ورودی افهارنامه گمرکی
bill of divorce طلاق نامه
bill of disfranchise disfranchise
bill of costs صورت هزینه دادرسی
bill of attainder لایحه قانونی مصادره اموال کسانی که به علت خیانت یاجنایت محکوم شده باشند
bill hook دهره
bill hook دستعاله
bill exchange برات
bill exchange برات بازرگانی
bill broker واسطه تنزیل
bill broker دلال برات
bill of entry افهارنامه ورودی
bill of exception اعتراض نامه
bill of indicment کیفر خواست
bill of guarantee ضمانتنامه
bill of goods فهرست تجارتی
bill of goods صورت کالا
bill of exgchange سفته
bill of exgchange برات
bill of exchange برات
bill of exchange برات مبادلهای
bill of exchange برات ارزی
bill of exchange حواله یا برات کتبی غیرمشروط
bill of exceptions صورت استثنائات
bill book دفتر بروات
bill board تخته لنگر
accommodation bill برات دوستانه
bill of health گواهی نامهای که هنگام حرکت کشتی پس ازمعاینه کشتی از لحاظ بیماریهای مسری به ناخداداده میشود
bill of fare هزینه سفر
bill of fare برنامه
bill of fare صورت اغذیه مهمانخانه
bill of fare صورت غذا
bill of rights منظور هرسندی است که در ان از حقوق و ازادیهای فردی و اجتماعی سخن به میان اید و معمولااین چنین سندی بعد ازانقلابات بزرگ و یا تغییررژیم و یا تغییر قانون اساسی وجود پیدا میکند
bill of rights اعلامیه حقوق
bill of rights قانون اساسی امریکا
bill of rights اعلامیه ده مادهای حقوق اتباع امریکایی
bill of health گواهی صحت مزاج
bill of health گواهی تندرستی
accommodation bill براتی که جهت کمک یا ضمانت فردی تهیه میگردد
accommodation bill سفته دوستانه
battle bill فهرست استعداد رزمی ناو
battle bill لوحه جنگی ناو
banker's bill صورتحساب بانکی
banker's bill صورت تبدیل ارز
bank bill حواله بانکی
bank bill اسکناس
bank bill برات بانک
appropriation bill صورت ضبط اموال
airway bill بارنامه حمل هوایی
air bill بارنامه محموله هوایی
bill of health گواهی بهداشت
bill of sale بیع نامه
clearing a bill محاسبه سر رسید برات پرداخت مبلغ برات و تصفیه حساب مربوط به ان
cross bill شکایت متقابل
bill of materials صورت حساب مواد
bill of oredit اوراق قرضه دولتی
bill of oredit اسنادخزانه
bill of particulars شرح خواسته
bill of poreclosure poreclosure
bill of quantites فهرست مقادیر
clean bill برات ساده
bill of quantites سیاهه چندی ها
bill of quantities فهرست مقادیر
bill of quantities صورت مقداری
bill payable برات قابل پرداخت
bill of sale صورت فروش
bill of sale فاکتور
blank bill براتی که در ان محل پرداخت قید نشده باشد
bill of materials فهرست مواد
hawks bill لاک پشت منقار دار
bill of quantities فهرست کمی مواد
bill of indictment کیفر خواست
bill of sale سند فروش
bill of indictment ادعانامه
creditor's bill به ورثه میدهد
bill of indictment کیفرخواست
cross bill لایحه دفاعیه
creditor's bill رسیدی که بستانکار متوفی درمقابل دریافت مقداری ازترکه به عنوان تصفیه حساب
cranes bill یکجورانبرجراحی
cranes bill شمعدانی
bill of loading بارنامه کشتی
bill of loading جواز کشتی
bill of material صورت قطعات
bill of material فهرست مواد
clean bill of health <idiom> گواهی سلامتی
bill time draft برات وسفته موجل
combined bill of laning بارنامه حمل مرکب
bill time draft برات و سفته قابل پرداخت درتاریخ معین در اینده
clean bill of exchange بارنامه بی نقص
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com