English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 146 (8 milliseconds)
English Persian
billet slip کارت محلهای افراد
billet slip لوحه اسکان افراد
Other Matches
billet چوب هیزم شمش فلز
billet شمشال
billet قلمه
billet جا دادن
billet اسکان دادن
billet اسکان عده ها
billet ورقه جیره یادداشت مختصر
billet اجازه نامه
billet پروانه ورقه رای را ثبت کردن اجازه نامه جا و خوراک صادرکردن
billet دال فولادی جهت اتقال نیروبه شبکه یا کف پی
billet مسکن عده ها
billet محل و شغل سازمانی پذیرفتن یا نام نویسی در هتل
billet doux یادداشت عاشقانه
round billet شمش گرد
billet doux نامه عاشقانه
let slip از دست دادن
to slip off or away جیم شدن
slip اشتباه در نقشه خوانی
slip خطا در بافت
to let something slip چیزی را زیر سبیلی رد کردن
to let something slip چیزی را نادیده گرفتن
slip up سرخوردن
slip up اشتباه کردن
slip up شکست خوردن
let slip ازاد کردن
to let slip از دست دادن
to let slip سردادن
to let slip رهاکردن
to slip off or away نادیده رفتن
let slip ول کردن
slip-up شکست خوردن
slip-up اشتباه کردن
slip-up سرخوردن
slip اشتباه کردن
slip زیرپیراهنی
slip ملافه
slip لغزش ازمسیر تصحیح مسیر چتر یاگلوله از نظرانحراف باد
slip سرخوردن منحرف شدن از مسیر
slip روکش متکا
slip جدا شدن لنگر اززمین
slip نهال
slip لغزیدن
slip ازقلم انداختن
slip اولاد
slip نسل لغزیدن
slip لیز خودن
slip گریختن سهو کردن
slip شیب
slip لغزش
slip گمراهی
slip صورت
slip فهرست
slip روش ارسال ترافیک شبکه TCP/ IP روی خط سریال مثل اتصال مودم تلفن
slip on لباس گشاد
slip اشتباه لیزی
slip سهو
slip خطا
slip یادداشت
slip سریدن
slip تکه کاغذ
slip قلمه سرخوری
slip پیش نویس تمبر نشده بیمه دریایی
slip خفت
slip محل توپگیر پشت محافظ میله
to give one the slip کسیراازخودوا کردن
slip of the tongue <idiom> حرفی رانسنجیده زدن
to give one the slip از دست کسی گریختن
slip stitch بخیه نامریی
slip sheet صفحه اضافی
slip sheet صفحه سفیدی که بین دوصفحه چاپی دیگر قرار داده شده
slip rope مهاری که دوسرش درکشتی ومیانش بکرانه بسته باشد.....کشتی رها شود
slip ring اسلیپ رینگ
slip ring حلقه سایشی
slip regulator تنظیم کننده لغزش
slip proof مقام در برابر لغزش
to make a slip لغزش خوردن
to make a slip خطا کردن
pink slip <idiom> برگه اخراج از شغل
give someone the slip <idiom> از کسی فرار کردن
slip one's mind <idiom> فراموش شده
To slip away . To dash out . قا چاق شدن ( بی خبر رفتن )
To let something slip thru ones fingers . چیزی را از کف دادن
paying-in slip فرمیکهدرزمانپرداختپولیاکشیدنچکپرمیکنید
slip of the tongue <idiom> اشتباه لپی
half-slip زیرداخلی
slip-ups شکست خوردن
foundation slip زیرپوشبندی
turn and slip زاویه دور زدن و لغزش مسیر هواپیما
towing slip خفت یدک
slip-on pyjamas بیژامهراحتی
slip road فرازبند
free from slip خالی از لغزش
free from slip بدون لغزش
half slip ژوپن
half slip زیر پیراهنی
land slip ریزش سنگ از کوه
snow slip بهمن
leg slip محل توپگیر پشت میله دار
pillow slip روبالش
forward slip جلو افتادگی لغزش به سمت جلو
forward slip پیش افتادگی
deposit slip اعلامیه پرداخت سپرده
slip road سینه کش اتصال فراز اتصال
slip road سربالایی اتصال
slip-ons لباس گشاد
slip-ups سرخوردن
Freudian slip لغزش فرویدی
black slip خفت پران
slip-ups اشتباه کردن
slip rings حلقههای لغزان
pillow slip جلدبالش .
riding slip خفت احتیاطی
slip formwork قالب بندی لغزان
slip gelley رانگا
slip gelley رامکا
slip joint اتصال ازاد
slip casting روش ریخته گری لغزشی
slip knot گره خفت
slip knot گره زود گشا
slip of the pen سهو قلم
slip of the tongue لغزش زبان
slip plane سطح لغزش
slip form قالب لغزنده
slip carriage واگنی که از قطار راه اهن ول میشود
slide slip سردادن هر دو اسکی با هم ازپهلو
side slip بچه حرامزاده
slip band نوار لغزش
screw slip خفت پیچی
side slip یک برشدن یا سر خوردن
sick slip برگ اعزام به بیمارستان
there is many a slip between the cup and the lip <proverb> از این ستون به آن ستون فرج است
slip ring motor موتور القائی با حلقه لغزان
anti-slip shoe پایهضدلغزش
anti-slip foot پایه ضد لغزش
to get [be given] the pink slip [American E] <idiom> برگه اخراج از شغل را گرفتن [اصطلاح روزمره]
anti slip plate ورقه ضد لغزش
slip-stitched seam کوکشیبداردرز
bubble turn and slip الات دقیق اصلی پروازی که شتاب جانبی را با جابجایی حبابی داخل لوله شیشهای خمیده پر از مایعی نشان میدهد
slip joint pliers نوعی انبردست
Slip of the tongue (pen). اشتباه لفظی (نگارشی )
Why did you let it slip thru your fingers ? Why did you lose it for nothing ? چرا گذاشتی مفت ومسلم از دستت برود
To miss the bus . To slip up . قافیه را باختن
slip ring induction motor موتور القائی اسلیپ رینگ موتور اندوکسیونی اسلیپ رینگ موتور رتور اسلیپ رینگ
Do not let this opportunity slip.Do not lose ( pass up ) this opportunity . این فرصت را از دست ندهید
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com