Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 153 (8 milliseconds)
English
Persian
bit mapped screen
RA قرار گیرد
bit mapped screen
pixel یک صفحه نمایش که در ان هر سلول تصویری میتوانددر ارتباط با مکانی از حافظه
Other Matches
memory mapped i/o
ورودی- خروجی نگاشت حافظه
bit mapped font
قلم شطرنجی
bit mapped graphics
گرافیک نگاشت ذره یی
bit mapped font
فونت شطرنجی
character mapped display
نمایش طرح دخشهای
memory mapped video
نگاشت صفحه حافظه به فضایی در حافظه
high resolution bit mapped display
تکنیک نمایش یک مکان واحدحافظه برای کنترل یک نقطه نورانی مشخص روی صفحه نمایش
screen
پاسیوری کردن
screen
نقاب
screen
صفحه
screen
الک پرده چتر
screen
جدار
screen
تیغه
screen
اشغالگیر
one way screen
اینه یکسویه
screen
سد کردن
screen
ایجاد سد بااستفاده از بدن ضربه را ازحریف مخفی نگهداشتن
screen
escort :syn
screen
محافظ
screen
انتخاب کردن
screen
محافظت کردن چیزی با صفحه نمایش , PSU در برابرواسط نمایش داده میشود
screen
وسیله نمایش که قادر به نمایش اطلاعات زیادی است مثل CRT یا VDU. مراجعه شود به READOUT
screen
جدا کردن
screen
دیدبانی و شناسایی کردن پوشش کردن منطقه شبکه پوششی استتار کردن استتار
screen
پوشش تجسسی دریایی پوشاندن پوشش
screen
صفحه تلویزیون
screen
پرده سینما
screen
پرده
screen
صفحه تصویر
to screen
[from]
[با پرده]
محافظت کردن
[از]
on screen
که روی صحفه نمایش نشان داده میشود و نه به صورت چاپی
on-screen
که روی صحفه نمایش نشان داده میشود و نه به صورت چاپی
screen
غربال
screen
دیوار تخته حفاظ
screen
پرده پوشش
screen
تور سیمی که در دهنه ابگذرهای پوشیده جهت جلوگیری از ورود اشغال نصب میشود
screen
روی پرده افکندن
screen
روی پرده سینمایا تلویزیون نمایش دادن
screen
تور سیمی نصب کردن
screen
الک کردن غربال کردن
screen
تور سیمی پنجره توری دار
side screen
چادر افتاب گیر
screen size
اندازه صفحه
silver screen
سینما
screen update
بروز دراوردن صفحه
silver screen
پرده سینما
smoke screen
پرده دود
smoke screen
پرده پوشش دودبرای استتار یکانهای خودی
screen position
مکان صفحه
screen pipe
لوله مشبک که در قسمت ابزای چاه نصب میشود
screen pass
پاس کوتاه به جلو پشت سددفاعی
screen coordinator
هماهنگ کنند پوشش دریایی
screen dump
رونوشت صفحه نمایش
screen factor
ضریب شبکه
screen font
فونت یا قلم صفحه نمایش
screen generator
مولد صفحه
screen generator
مولد صفحه نمایش
screen grid
شبکه پردهای
screen grid
توری غربال
screen dump
روبرداری صفحه
smoke screen
موجب تاریکی وابهام
screen memory
خاطره پوشان
screen capture
جذب صفحه نمایش
splash screen
صفحه نمایش ابتدایی که در زمان شروع برنامه برای مدت کوتاهی نمایش داده میشود
acoustic screen
تور سیمی قابل نفوذ صدا در میکروفن
monitor screen
صفحهنمایشگر
projection screen
صفحهنورافکن
screen case
صفحهنمایش
screen print
چاپتصویر
altar-screen
[پرده محراب که رواق خدمتگاه کشیشان را از بقیه جدا می کند که بسیار پر نقش و نگار از جنس سنگ، چوب یا فلز است.]
flat-screen
تخت
small screen
صفحهتلویزیون
genetic screen
بررسی ژنتیکی
[پزشکی]
[زیست شناسی]
On the movie screen.
روی پرده سینما
viewing screen
صفحه تصویر
vieming screen
صفحه تلویزیون
touch screen
صفحه نمایش لمسی
splinter screen
پوسته زره پوش اطراف پل فرماندهی ناو
start up screen
صفحه اغازگر
startup screen
متن یا گرافیک نمایش داده شده در حین اجرای برنامه کاربردی یا کتاب چند رسانهای
TFT screen
SCREEN TRANSISTOR FILM THIN
TFT screen
روش ایجاد صفحه نمایش LCD با کیفیت بالا در کامپیوترهای Laptop
wind screen
شیشه جلوی اتومبیل
choir-screen
[دیواره یا نرده ی جدا کننده ی گروه همسرایان از بقیه ی قسمت های کلیسا]
chancel-screen
[پرده ای که محراب را از کلیسا جدا می کند.]
screen window
پوششپنجره
tilting screen
صفحه نوسان کننده
to screen a scene
در روی پرده نشان دادن
genetic screen
بررسی ژن
[پزشکی]
[زیست شناسی]
road screen
پوشش و استتار جاده پوشاندن جاده
split screen
صفحه شکسته
metallized screen
صفحه تصویر الومینیمی
antisubmarine screen
پرده پوشش ضد زیردریایی پوشش ضد زیردریایی
band screen
صافی مخازن
bar screen
سرند
bar screen
غربال
bar screen
ریچه مشبک
bar screen
دریچه مشبک
brass screen
توری برنجی
fire screen
پنجره بخاری
flashback screen
توری مانع شعله
aluminized screen
صفحه تصویر الومینیمی
split-screen
صفحه نمایش دوبخشی
split screen
صفحه شکافته
split screen
صفحه تقسیم بندی شده
split screen
صفحه نمایش تقسیم شده
split screen
صفحه نمایش دوبخشی
split-screen
نرم افزارای که صفحه نمایش را به دو یا چند محل مستقل تقسیم میکند تا دو فایل متن متن یا گراف را در یک فایل متن نشان دهد
split-screen
صفحه شکسته
split-screen
صفحه شکافته
split-screen
صفحه تقسیم بندی شده
split-screen
صفحه نمایش تقسیم شده
split screen
نرم افزارای که صفحه نمایش را به دو یا چند محل مستقل تقسیم میکند تا دو فایل متن متن یا گراف را در یک فایل متن نشان دهد
fluorescent screen
صفحه فلوئورسان
fluorescent screen
صفحه فلورسنت
focusing screen
شیشه مات
on screen formating
قالب بندی مرئی
luminescent screen
صفحه تصویر روشن
off screen image
تصویری که در ابتدا در حافظه رسم میشود و پس به حافظه صفحه نمایش منتقل میشود تا باعث عمل نمایش سریع شود
off screen formatting
قالب بندی نامریی
off screen buffer
فضای RAM برای نگهداری تصویر پیش از نمایش آن روی صفحه
moving screen
پوشش ممانعتی
moving screen
گشتی ممانعتی
magnetic screen
حفاظ مغناطیسی
light screen
صفحه نور
light screen
پرده نور
full screen
تمام صفحه
radar screen
indicator position plain :syn display radar
radar screen
صفحه تصویر رادار
graphics screen
صفحه گرافیکی
picture screen
صفحه تصویر
panel screen
صفحه
magnetic screen
سپر مغناطیسی
to screen one's eyes from the sun
از چشمهای خود از خورشید محافظت کردن
screen grid voltage
ولتاژ شبکه پردهای
wind screen wiper
برف پاک کن
full screen terminal
پایانه تمام صفحه
half tone screen
صفحه سایه روشن زدن درعکاسی پرده سایه روشن
youch sensitive screen
صفحه حساس به تماس
screen saver utility
برنامه کمکی محافظ صفحه نمایش
eighty column screen
صفحه تصویری که میتواند هشت حرف را به صورت افق نمایش دهد
anti dazzle screen
شیشه ضد نور
anti dazzle screen
شیشه نورگیر
ansi screen control
کنترل صفحه نمایش ANSI
mirror backed screen
صفحه تصویر الومینیمی
full screen editing
ویرایش تمام صفحه
luminescent screen tube
لامپ تصویر روشن
metal backed screen
صفحه تصویر الومینیمی
dark trace screen
صفحه تصویر تاریک
Use this command to send the output to a file instead of to the screen.
برای فرستادن بازده به یک فایل بجای به صفحه نمایش این دستور را بکار ببرید.
air operated pendulum type screen wiper
بادامک پاندولی بادی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com