English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 40 (5 milliseconds)
English Persian
bituminized chips تراشههای اسفالت
Other Matches
when the chips are down <idiom> درزمان مهم وخطرناک
chips طراحی و مشخصات یک عنصر روی یک قطعه
chips کارت پلاستیکی به همراه یک وسیله حافظه یا ریز پردازنده روی آن که برای ارسال الکترونیکی یا مشخصات یک کاربر به کار می رود
chips اتصال به یک قطعه که در صورت فهور یک سیگنال دیگر قادر به انجام عمل نیست
chips قط عاتی که با هم کاری را انجام می دهند
chips قطعهای که حاوی مدارهایی برای بررسی آزمایش روی مدارهای دیگر یا قط عات دیگر است
chips کامپیوتر کامل ساده شامل CPU حافظه و پورتهای ورودی / خروجی روی یک قطعه
chips وسیلهای که میتواند صدا تولید کند
chips تعداد قط عات روی یک PCB یا یک وسیله
chips وسیلهای که حاوی قط عات کوچک نیمه هادی ها است که روی آنها چندین عنصر مانند تراتریستورها محفظه هاو... برای انجام یک عمل قرار دارند
chips چیپس
(when the) chips are down <idiom> بامشکل بزرگی مواجه شدن
chips پاس بلند قوسی
chips لپ پریده کردن یا شدن
chips ژتن ریزه
chips تراشه
chips مهرهای که دربازی نشان بردوباخت است
chips ژتون
chips ورقه شدن
chips رنده کردن
chips سیب زمینی سرخ کرده
chips خرده چوب
chips پریدگی فلز زدگی فلز لب پریدگی
chips خرده فلزی که قابل رویت که از موتور یا سایر دستگاههاجدا شده باشد
bargaining chips عامل کمک کننده به عقد قرارداد یا دستیابی به شرایط خوب
bargaining chips مزیت
bargaining chips انگیزانه
potato chips چیپز
let the chips fall where they may <idiom> نگران نتیجه یک کشف نبودن
removal of chips براده برداری
removal of chips برداشت براده
discharge of chips تخلیه براده ها
silicon chips تراشه سیلیسی
silicon chips تراشه سیلیکان
silicon chips تراشه سیلیکن
potato chips باریکه سیب زمینی سرخ کرده
fish and chips خوراک ماهی وسیب زمینی سرخ کرده
asphalt coated chips روکش اسفالت روی سنگریزه ها
The prospects are bleak . The chips are down . هواپس است
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com