Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (9 milliseconds)
English
Persian
blank character
دخشه
blank character
فاصله
blank character
کاراکتر تهی
blank character
کاراکتر جای خالی
blank character
دخشه فاصله
Other Matches
blank
خام
blank
کارنشده
blank
بریدن
blank
منگنه کردن
blank
ننوشته
blank
ممانعت از امتیاز گیری حریف
blank
قامه
blank
شاهد
blank
دستور برنامه که هیچ کاری انجام نمیدهد
blank
1-رشته خالی . 2-رشتهای که دارای فضاهای خالی است
blank
خالی
blank
جای خالی
blank
سفید فضای خالی
blank
خالی یا بدون هر گونه نوشتاری در آن
blank
فضایی در فرم که باید کامل شود
blank
خانه خالی در صفحه گسترده
blank
کدی که یک جای خالی چاپ میکند
blank
نوار یا دیسک مغناطیسی که دادهای روی آن ذخیره نشده است
blank
بی اثر
blank
سفید
blank
توخالی
A blank look.
نگاه بی حالت ( بی روح )
blank
حرکت دادن قایق بطوریکه مانع وزیدن بادروی بادبان سمت باد شود
blank
فاصله
blank
جای سفیدوخالی جای ننوشته
blank
نانوشته
blank
سفید سفیدی
blank
ورقه سفید
blank
ورقه پوچ
blank
مشقی
blank check
سندامضاء شده وبدون متن
blank check
چک سفید امضاء شده
blank check
چک امضاء شده بدون مبلغ
draw a blank
<idiom>
نتیجه عکس گرفتن
blank credit
اعتبار نامحدود
blank endorsement
حواله سفید مهر که مقداروجه ان قیدنشده وقابل پرداخت به دارنده است
circular blank
پلاتین
interest blank
برگ رغبت سنج
blank endorsement
فهر نویسی بدون ذکر نام حامل
preference blank
دستگاه کشف علایق وسرگرمیهای افراد
blank check
چک امضاء شده وسفید
blank check
چک سفید
blank ammunition
مهمات مانوری
blank endorsement
برات سفید مهر
endorsement in blank
فهر نویسی به وسیله امضاء تنها
gear blank
چرخ دنده کار نکرده
blank cell
سل خالی
blank catridge
گلوله سلام
blank cartridge
فشنگ بی گلوله
blank book
کتابچه
blank book
دفترسفید
blank bill
براتی که در ان محل پرداخت قید نشده باشد
blank ammunition
مهمات مشقی
blank verse
شعرمنثور
blank verse
شعر بی قافیه
blank verse
شعرسپید
to draw blank
نیافتن
double-blank
دوطرفسفید
blank tape
نوار نانوشته
blank space
جای خالی
blank holder
ورق یا صفحه نگهدار کشویی
blank holder
ورق نگهدار
blank flange
قطعه- ایکس
blank file
جای خالی در صف
blank file
محل خالی در ارایش صف جمع
blank experiment
ازمایش مچ گیری
to draw blank
گشتن وچیزی
blank cheque
چک سفید
point-blank
رک
point-blank
روبه نشان مستقیم
point-blank
مقابل هدف
point blank
رک
point blank
روبه نشان مستقیم
point blank
مقابل هدف
blank cheques
سفید مهر
blank cheques
چک سفید
blank cheque
سفید مهر
blank verse
شعر بی قافیه پنج وزنی
blank signed cheque
چک سفید امضاء
point blank range
فاصله از محل تیراندازی تاهدف فاصله تا هدف
vocational interest blank
پرسشنامه علائق شغلی
blank signed document
سفید امضاء
Leave this space blank.
این محل را خالی بگذارید ( چیزی در آن محل ننویسید )
He was snubbed . He drew blank.
دماغ سوخته شد ( خیط وبور )
strong vocational interest blank
رغبت سنج شغلی استرانگ
rotter incomplete sentences blank
برگ جملههای ناتمام راتر
abusing a blank signed document
سوء استفاده از سفید امضاء
biographical information blank form
فرم پر نشده بیوگرافی افراد
I drew blank every time . None of my tricks worked .
هر نقشی زدم نگرفت ( ناموفق ماندم )
character
رقم
character
دخشه
character
مجسم کردن شخصیت
character
شخصیتهای نمایش یا داستان نوشتن
character per second
دخشه در ثانیه
character
خیم
character
نهاد سیرت
character
خط
character per second
کاراکتر درثانیه
character
صفات ممتازه هرنوع حروف نوشتنی وچاپی
character
منش
character
سیرت
character
صفت
character
نشانه گرافیکی که به صورت یک علامت چاپ شده یا نمایش داده شده مثل یکی از حروف الفبا یک عدد یا یک علامت فاهر میشود
in character
<idiom>
مثل معمول
character
علامت
character
صفت اختصاصی
character
یکی از نمادهای مقدماتی که برای بیان اطلاعات بصورت مجزا یا ترکیبی بکار میرود
character
مونه
character
دخشه کاراکتر
character
حرف
character
عدد صحیح خصوصیت
character
نویسه
ionic character
خصلت یونی
escape character
کلیدی روی صفحه کلید که به کاربر امکان وارد کردن کد espace را میدهد برای کنترل حالت ابتدایی یا عملیات کامپیوتر
magnetic character
دخشه مغناطیسی
magnetic character
کاراکتر مغناطیسی
membership character
ویژگی عضویت
most significant character
رقم سمت چپ عدد که ارزش بیشتر را در پایه دارد.
new line character
دخشه تعویض سطر
nongraphic character
کاراکتر غیر گرافیکی
escape character
حرفی که نشان دهنده کد espace باشد
illigal character
کاراکتر غیر مجاز
illigal character
کاراکتر غیرقانونی
escape character
کاراکتر گریز
exploitative character
منش بهره کش
forbidden character
دخشه ممنوعه
functional character
دخشه وفیفه بندی
gap character
دخشه شکاف پر کن
escape character
ترتیب ارسال کد که به گیرنده اعلام میکند که حروف مقابل کمکی برای اعمال کنترلی هستند
genital character
منش تناسلی
global character
کاراکتر سراسری
graphic character
دخشه نگارهای
identification character
علامت مشخصه
illigal character
دخشه غیر مجاز
null character
دخشه پوچ
null character
کاراکتر تهی
sign character
دخشه علامت نما
special character
دخشه
special character
ویژه
special character
دخشه ویژه
substitute character
حرفی که در صورتی که حرف دریافت شده تشخیص داده نشود نمایش داده میشود
sync character
کاراکتر همگام
character actor
هنرپیشه ای که نقش اشخاص نابهنجار یاعجیب و غریب را بازی میکند
character actors
هنرپیشهای که نقش اشخاص نابهنجار یاعجیب و غریب را بازی میکند
character correction
نمایشتغییرات
extended character
دکمهبازکنندهصفحه
out of character
[OOC]
دور از منش من
historic character
[شخصیت های تاریخی که در طرح های مناظر برای توصیف ساختارها و ویژگی های معماری و تاریخی استفاده می شد.]
separating character
دخشه جدا ساز
rub out character
دخشه پاک کن
numeric character
دخشه عددی
numeric character
کاراکتر عددی
optical character
دخشه نوری
optical character
کاراکتر نوری
oral character
منش دهانی
pad character
حرف اضافی افزوده شده به رشته یا بسته یا فایل تا به اندازه مورد نظر برسد
pad character
کاراکتر میانگیر برای پر کردن فصای خالی
receptive character
منش پذیرا
reserved character
کلمه یاعبارتی که به عنوان مشخصه درزبان برنامه سازی به کارمی رود.
special character
علامت ویژه کاراکتر مخصوص
reserved character
فضایی ازدیسک که برای کنترل ذخیره داده به کارمی رود
reserved character
حرف مخصوص درسیستم عامل یا حرفی که تابع خاصی برای کنترل سیستم عامل داردوبرای مصارف دیگربه کارنمیرود
He has a clean character.
اخلاقا" آدم سالمی است
aknowledge character
کاراکتر مورد قبول
character guidance
راهنمایی و مشاوره با افراد سخنرانی مذهبی
character map
شبکهای از بلوک ها روی صفحه نمایش
character neurosis
روان رنجوری منش
character per inch
دخشه در اینچ
character per inch
کاراکتر دراینچ
character pitch
تعداد کاراکترها در واحد اینچ در یک خط متن
character pitch
pica
character pitch
type elite
character printer
چاپگر دخشهای
character printer
چاپگرعلامتی
character printer
چاپگر کاراکتری
character reader
دخشه خوان
character recognition
دخشه شناسی
character graphics
نگاره سازی دخشهای
character generator
مولد کاراکتر
alphanumeric character
دخشههای الفبا عددی
anal character
منش مقعدی
backspace character
دخشه پسبرد
bell character
کد کنترلی که باعث میشود ماشین یک سیگنال قابل شنیدن ایجاد کند
character analysis
تحلیل منش
character checking
تست کاراکتری
character code
رمز دخشهای
character code
کد کاراکتری
character code
رمز کاراکتر
character density
تراکم دخشه ها
character density
تراکم کاراکترها
character disorder
اختلال منش
character fill
پر کردن کاراکترها
character generator
دخشه زا
character template
مبدل کاراکتری
character training
پرورش منش
character trait
صفت منشی
check character
دخشه مقابلهای
check character
علامت مقابلهای
check character
کاراکتر مقابلهای
coded character
دخشه رمزی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com