English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
blowing agent عامل پف کننده
Other Matches
blowing وزش
blowing دمیدن
blowing پوف کردن
blowing خروج هوا با فشار و سرعت زیاد
air blowing دمیدن هوا
mind-blowing رجوع شود به psychedelic
mind-blowing شگفت انگیز
mind-blowing تکان دهنده
mind-blowing کوبنده
mind-blowing بغرنج
time of blowing زمان دم
back blowing عمل شستشو و توسعه چاه
To be puffing and blowing . به نفس نفس افتادن
double blowing دمش مضاعف
blowing engine ماشین یا موتور دمنده
blowing nozzle شیپوره دم
blowing nozzle مبدل
glass blowing شیشه گری
he is blowing glass شیشه را با فوت درست کردن
mind-blowing دشوار
A cold wind is blowing. باد سردی می وزد
piston blowing engine موتور دمنده پیستونی
upper surface blowing دمیدن جریان جهت پیشراننده اصلی روی سطح فوقانی بال
single jet blowing مشعل یک شعلهای
core blowing equipment تجهیزات دمیدن هسته
agent نرم افزار کارایی و اطلاعات آماری را درباره ایستگاههای کاری به مدیریت مرکزی شبکه ارسال میکند
agent برنامه یا نرم افزاری که روی یک ایستگاه کاری در شبکه اجرا میشود
agent کاگزار
agent ماده
agent عنصر
agent نماینده عامل شیمیایی خرج
agent عامل اطلاعاتی
agent پیشکار
agent فرستنده
agent عامل
agent نماینده
agent گماشته وکیل
agent مامور
agent واسطه عامل
agent واسطه
agent وکیل
agent ارگان
agent مجموعهای از دستورات یا اعمال که خودکار روی یک داده یا فایل مشخص اعمال می شوند
nerve agent عامل شیمیایی عصبی
mercantile agent بازرگانی
psychoactive agent ماده روانگردان
nerve agent گازعصب
press agent مامور اگهی و تبلیغ
news agent روزنامه فروش
oxidizing agent عامل اکسیداسیون
oxidizing agent عامل اکسنده
fluxing agent شارژ
proxy agent نرم افزاری که دستورات مدیریت شبکه را ترجمه میکند تا به نرم افزار مدیریتی امکان دهد تا وسیلهای که از پروتکل دیگر استفاده میکند را کنترل کند
overseas agent نماینده درکشور بیگانه
overseas agent نماینده خارجی
news agent خبرگزار
precipating agent عامل رسوب دهنده
mercantile agent نماینده
masking agent عامل پوشاننده
manufacturers' agent نماینده تولیدکننده
igniting agent عامل احتراق
house agent دلال خانه
fusing agent عامل ذوب
forwarding agent نماینده حمل و نقل
forwarding agent متصدی حمل ونقل
forwarding agent واسطه حمل و نقل
forwarding agent عامل حمل و نقل
foaming agent عامل کف زای
incapacitating agent عامل بیهوش کننده
incapacitating agent گازبیهوشی
manufacturers' agent نماینده سازنده
manufacturer's agent نماینده سازنده
manufacturer's agent نماینده تولیدکننده
warning agent گند گاز
law agent نماینده حقوقی
law agent نماینده قضایی
land agent دلال معاملات ملکی
insurance agent نماینده بیمه
insurance agent عامل بیمه
fluxing agent ماده گدازاور
psychochemical agent عامل عصبی
undercover agent مامورتحقیق مخففی
vomiting agent گازاستفراغ اور
vesicant agent عامل شیمیایی تاول زا
vesicant agent گاز تاول زا
universal agent وکیل مطلق الوکاله
universal agent وکیل تام الاختیار
toxic agent گاز سمی
toxic agent عامل شیمیایی سمی
toxic agent ماده سمی
vomiting agent عامل تهوع اور
wetting agent ماده خیس کننده
wetting agent عامل خیس کننده
undercover agent کارآگاه مخففی
washing agent مواد شوینده
stripping agent رنگ زدا
stripping agent ماده رنگ بر
publicity agent نمایندهافکارعمومی
estate agent فروشندهزمینوملک
secret agent جاسوس
secret agent مامور مخفی
thickening agent عامل غلیظ کننده
stripping agent عامل رنگ گیر
sequestering agent عامل منزوی کننده
sequestering agent عامل کمپلکس دهنده
scholastic agent شاگرد پیدا کن
scholastic agent دلال تدریس
sales agent نماینده فروش
resolving agent عامل تفکیک کننده
releasing agent عامل رهاکننده
reducing agent عامل کاهنده
shiping agent کارگزار بارگیری کشتی
shiping agent حق العمل کار بارگیری کشتی
shipping agent شرکت حمل
special agent وکیل یا نماینده مقیدالوکاله
sole agent نماینده منحصر بفرد
sole agent نماینده انحصاری
smoke agent ماده دودانگیز
smoke agent عامل شیمیایی دودانگیز
shipping agent نماینده شرکت کشتیرانی
shipping agent اژانس حمل
shipping agent موسسه حمل کالا
psychochemical agent گاز عصبی
choking agent عامل خفه کننده
antiplant agent عامل ضد رویش گیاهان
antimateriel agent عامل مخصوص فاسد کردن اماد
antimateriel agent عامل فساد اماد
anticrop agent عامل ضدمحصولات کشاورزی
anticrop agent عامل ضد غلات
alloying agent عنصر الیاژی
alkylation agent عامل الکیل دار کننده
alkylating agent عامل اکلیل دار کننده
agent representative عامل
agent officer افسر عامل پرداخت
biological agent عامل میکربی
biological agent عامل زیستی
chemical agent ماده شیمیایی
chemical agent عامل شیمیایی
chelating agent عامل کی لیت ساز
catalytic agent عامل فعل وانفعال شیمیایی بوسیله اثرمجاورتی
casualty agent عامل ایجاد تلفات و ضایعات
blood agent عامل شیمیایی لخته کننده خون عامل ضدحرکت خون
blood agent مدت پرواز
blister agent گاز تاول زا
blister agent عامل تاول زا
bleaching agent عامل رنگبر
agent net شبکه اطلاعاتی
agent de change دلال ارزی
agent authentication معرفی قسمت مخابره کننده اعلام معرف مخابره کننده
acetylizing agent عامل استیل دار کننده
acetylating agent عامل استیل دار کننده
accelerating agent کاتالیزور
accelerating agent ماده تسریع کننده
absorbing agent عامل جذب
travel agent بلیط فروش سرویس مسافری اژانس مسافرتی
travel agent سفر ارا
travel agent سفرچین
double agent عامل اطلاعاتی دو جانبه
agent provocateur مامور اگاهی که با لباس مبدل در باندی کار میکند
acidulating agent اسیدی کننده
acidulating agent ماده اسیدی کننده
aerating agent مادهای که به بتن اضافه میشود تا توزیع حبابهای هوا را در بتن یکنواخت نماید و اثر ان ازدیادمقاومت در مقابل یخبندانهای سخت میباشد
aerating agent هوادهنده
adhesion agent عامل چسبندگی
adhesion agent چاشنی چسب افزا
adhesion agent ماده تشدیدکننده خواص
adhesion agent مایه چسب افزا
addition agent عامل افزودنی
addition agent ماده افزودنی
acylating agent عامل اسیل دار کننده
action agent مسئول اقدام در مورد هدفها مسئول تقویم و تفسیر هدفها
free agent بازیگر بدون قرارداد
fluorinating agent عامل فلوئوردار کننده
diplomatic agent مامور سیاسی
developer agent ماده فهور
developer agent عامل فهور
detonating agent عامل منفجر کننده
demasking agent عامل عریانساز
chlorinating agent عامل کلردار کننده
degreasing agent عامل پاک کننده روغن
defoliating agent عامل از بین برنده برگ وسبزینه درختان
defoamer agent کف زدای
cyanogen agent عامل لخته کننده خون عامل شیمیایی سیانوژن
diplomatic agent سفیر
diplomatic agent وزیرمختار کاردار
emulsifying agent عامل امولسیون کننده
fixing agent عامل تثبیت
filming agent چسباننده
factoring agent فرد یا شرکتی که اسناد تجاری را تنزیل مینماید
factoring agent عامل تنزیل
executive agent شعبه اجرایی
executive agent عامل اجرایی
dual agent عامل اطلاعاتی دو جانبه
dual agent عامل دو جانبه
drying agent خشک کننده
dispersing agent عامل پاشنده
cyanogen agent عامل سیانید
customs agent نماینده گمرکی
confusion agent عامل گیج کردن دشمن
complexing agent عامل کمپلکس دهنده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com