Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 111 (7 milliseconds)
English
Persian
boiling points
نقطه غلیان
boiling points
درجه جوش
boiling points
عصبانیت
boiling points
نقطه جوش
Other Matches
over boiling
فوق غلیان
boiling
جوش زننده خشمناک
boiling
غلیان
boiling
جوش
boiling
جوشنده
boiling point
نقطه جوش
stone boiling
جوشاندن بوسیله سنگ داغ سنگ جوش
to keep the pot boiling
زندگی یامعاش خودرافراهم کردن
to keep the pot boiling
کارهارادرجریان نگاه داشتن
boiling point
عصبانیت
boiling point
درجه جوش
The kettel is boiling.
قوری دارد می جوشد
high boiling
دیر جوش
boiling water
اب جوش
boiling point
نقطه غلیان
boiling chip
سنگ جوش
boiling rod
میله جوش
boiling heat
گرمای جوشش
normal boiling point
نقطه جوش متعارفی
final boiling point
نقطه جوش پایانی
initial boiling point
نقطه اغاز جوشش
boiling point curve
منحنی نقطه جوش
boiling point elevation
صعود نقطه جوش
absolute boiling point
دمای جوش مطلق
coolant: boiling water
سردکنندهآبجوش
boiling-water reactor
راکتورآبجوش
boiling point elevation constant
ثابت صعود نقطه جوش
points
قطبهای پلاتین
points
پلاتین دلکو
at all points
درهمه جا
at all points
در همه نقاط
quadrantal points
نقاط یا قطبهای دستگاه جهت یابی هواپیما
points motor
موتورپلاتینی
points lever
اهرم پلاتینی
interactional points
نقاط تلاقی
sticking points
نکتهیاصلی
interactional points
نقاط تماس
intercardinal points
جهات فرعی
points of sailing
نقاطقایقسواری
direction of points
جهتیاب
points signal
نقاطعلامتدار
To score points.
امتیاز آوردن ( ورزش )
ignition points
پلاتین
ignition points
پلاتین دلکو
To win on points.
با امتیاز برنده شدن ( در مسابقات )
fourteen points
طرح برنامهای برای صلح که "وودرو ویلسن " رئیس جمهور امریکا در 8 ژانویه 8191 ضمن خطابهای به کنگره امریکا اعلام کرد و درواقع پیامی به کلیه ملل ودول جهان تلقی شد
fourteen points
اصول چهارده گانه
distance between two points
فاصله دو نقطه
[ریاضی]
[فیزیک]
sticking points
نکتهی مورد بحث یا منازعه
sticking points
حدی که پس از آن شخص یا چیز از جا حرکت نمیکند
pressure points
نقطههای گیرنده فشار
p is nine points of the law
تصرف شرط عمده مالکیت است
stadia points
تارهای فاصله سنج دردوربینهای چشمی و نقشه برداری
needle points
نوکهای سوزنی
loss on points
باخت با امتیاز
the four cardinal points
جهات اربعه
quadrantal points
جهات فرعی
win on points
پیروزی با امتیاز
points of order
اخطار نظامنامهای
sticking points
نقطهی عدم تحرک
lagrangian points
نقاط لاگرانژی
vital points
نقاط حساس بدن
key points
نقاط مهم
sticking points
مرز ناجنبایی
key points
نقاط حساس
intermediate points
جهات میانی
design points
ترکیب ویژهای از متغیرها که پروسه طراحی براساس ان صورت میگیرد
contact points
نوکهای کنتاکت
check-points
محل بازرسی وسائط نقلیه نقطه مقابله
match points
اخرین امتیاز
talking points
نکته یا دلیل مهم بحث وگفتگو
decimal points
ممیز
decimal points
ممیز اعشاری
decimal points
نقطه اعشار
decimal points
ممیز اعشار
freezing points
درجه یخ بندان
freezing points
نقطه انجماد
check-points
علامتی در نزدیکی خط اغاز هرکدام از نقاط معین توقف در نوعی مسابقه دوصحرانوردی به کمک نقشه وقطبنما
rallying points
محل تجمع مجدد
rallying points
محل تجمع برای تجدید قوا محل جمع اوری یکانها یا خودروها
exclamation points
علامت تعجب
turning points
نقطه برگشت
turning points
مرحله قاطع نقطه تحول
turning points
نقطه چرخش
turning points
نقطهای دریک دور تجاری که در ان جهت فعالیتهای اقتصادی عوض میشود
turning points
نقطه لولای چرخش
points of view
نقطه نظر
points of view
دیدگاه
cardinal points
جهات اصلی
match points
اخرین امتیاز برای بردن مسابقه
cardinal points
چهار جهت اصلی
exclamation points
این علامت !
awarding of points
امتیاز دادن
points of view
لحاظ
points of view
دید
crossing points
نقطه تلاقی
points of view
نظریه
crossing points
محل برخورد دو خط
crossing points
نقطه تقاطع نقطه تلاقی
cardinal points effect
اثر چهار جهت اصلی
remote-controlled points
نقطهکنترلازراهدور
cardinal points effect
اثرعمود قرار گرفتن خط امواج رادار به صفحه تصویر زمین
all points addressable graphics
نگاره سازی نشان دهی به همه نقاط
manually-operated points
مدیریتدستینقاط
bay with black points
قره کهر
all points addressable mode
حالت گرافیکی که در آن هر پیکسل جداگانه قابل آدرس دهی است و رنگ و خصوصیات آن تعریف شده اند
bay with black points
کهر دست وپا مشکی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com